گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
کژال باغستانی
کژال باغستانی سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن/دور فلک درنگ نداردشتاب کن

 taranom7: نبینی باغبان چون گل بکارد /چه مایه غم خوردتا گل برارد
 کژال باغستانی: دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود/مگرش هم زسر زلف تو زنجیر کنم
 barbod: مگر نه هیمه ی عشقم؟ مرا بسوزانید///ولی در آتش آن چشم ها، بسوزانید...
 کژال باغستانی: دور شو ازبرم ای واعظ و بیهود مگو/من نه انم که دگر گوش به تضویر کنم
 Rolex: من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی / ولی با منت و خاری پی شبنم نمیگردم
 Andia: می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان/هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
 parvaneh: نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار //چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
 Rolex: مطمئن باش که مهرت نرود از دل من///مگر آن روز که در خاک شود منزل من
 barbod: نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟//قرار خود منه زیر پا ، که می میرم...
 Rolex: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن/// منم که دیده نیالودم به بد دیدن
 baran23: نابرده رنج گنج میسر نمی شود /مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 کژال باغستانی: دل ازمن بردوروی ازمن نهان کرد/خداراباکه این بازی توان کرد
 baran23: دارد به جانم لرزه می افتد رفیق انگار پاییزم / دارم شبیه برگ های زرد وخشک از شاخه میریزم
 Shaghayegh: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید /قفسم برده به باقی و دلم شاد کنید
 saye: دل تمنا می کند تا من بسازم خانه ای / عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای؟
 electronic87: یارب مبادا کهگدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بیخبر شود
 بیدکانی: کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
 saye: نمی دانم چه تاثیریست در عشق / که بیمارش به صحت نیست مایل
 zahrasalehi: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور / ور نه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 baran23: تــو کــه یـک روز پـراکـنـده نـبـوده سـت دلـت / صورت حال پراکنده دلان، کـی دانـی
 غوغای سکوت: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا/ یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 shahrzadgh: امروز نه اغاز و نه انجام جهان است/ ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
 saye: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط / باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
 romina2000: طفلان به خیال آب و دانه / خفتند و نخواست دیگر آواز
 morteza2014: 22
 hadise67: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
 kiu1299: تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز && این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند
 کژال باغستانی: دراین شب سیاهم گم گشت راه مقصود/ازگوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
 kiu1299: تا زلف بتم به بند زنجیر منست && سرگشته همی روم نه هشیار و نه مست
 سحر: تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج/ سزد اگر همه دلبران دهندت باج
 zhila93s: جز من، میان این گل و باران کسی نبود کو موزه ای بپا وکلاهی بسر نداشت
 kiu1299: تاکی به تمنای وصال تو یگانه && اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
 zhila93s: هر جا روم با من روی با من روی هر منزلی محرم شوی محرم شوی روز و شبم مونس تویی مونس تویی دام مرا خوش آهویی خوش آهویی
 سحر: یاد باد انکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/ به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 romina2000: دلم فریاد میخواهد ولی در گوشه ای تنها / چه بی آزار با دیوتر نجوا میکند هر شب
 kiu1299: بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد &&من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم
 kiu1299: بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او && شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او
 parisa: واله وشیداست دائم همچو بلبل در قفس///طوطی طبعم ز عشق و شکر بادام دوست
 سحر: تنت بناز طبیبان نیازمند مباد/ وجود نازکت آزرده گزند مباد
 kiu1299: دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود && نازپرورد وصال است مجو آزار
 parisa: رواق منظر چشم من آشیانه توست//کرم نما وفرودآکه خانه خانه توست
 shaer2014nashi: shaer2014nasi تو گر پرسی من ناشی چه کازم باش با اشعار // به پاسخ گویمت ولا که قلبم را شکسته یار
 zhila93s: رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم // // با دوست بگوییم که او محرم راز است
 ffam: تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه // هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
 parisa: یارب انر کنف سایه آن سرو بلند///گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود
 roya17: در این دنیا کسی بی غم نباشد...اگر باشد بنی آدم نباشد
 Shaghayegh: داغ دلم چو لاله به مرهم نمیرسد /این خون گرم در جگر روزگار نیست
 کژال باغستانی: تاکی ازسیم وزرت کیسه تهی خواهد بود/ بنده من شو برخور زهمه سیم تنان
 mahdidavari: نوش از پی نیشم ار دهد دستانت هر روز به نشتر تو زخمم صدبار
 کژال باغستانی: روزها فکرمن این است و همه شب سخنم/که چرا غافل از احوال دل خویش تنم
 yahyam: مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا // یا چه بوده ست مراد وی از این ساختنم
 Atefeh93: من نگویم ک مرا از قفس آزاد کنید/قفسی برده ب باغی و دلم شاد کنید
 کژال باغستانی: دردیر مغان آمد یارم قدحی دردست /مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
 saboori: تو را تیشه دادم که هیزم کنی // ندادم که بنیاد مردم کنی
 کژال باغستانی: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش/ می سپارم به تو از دست حسود چمنش
 جلیلی: شادی یکساله را ، یکروزه ماتم می کند / احتیاج است آنکه قدر آدمی کم می کند
 PMSD: دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت// امدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
 AFSANEH1: وانگه چشم گشودی و خزانم کردی / اولین شاعر چشمان وزانم کردی
 sama1370: یا رب آن شاهوش زهره جبین/ یار یکتای که و گوهر یکدانه کیست.
 باغبون دریا: تا خواسته ام از تو تورا خواسته ام ، از عشق تو خوان عشق آراسته ام
 
لینک یادداشت
zahrab1
zahrab1 سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم ./.احساسِ سوختن، به تماشا نمی‌شود



 sahel12: در نمازم خم ابروی تو در یاد امد/// حالتی رفت که محراب به فریاد امد
 zahrab1: دیدی که مرا هیچ کس یاد نکرد ؟ /// جز غم که هزار آفرین بر غم باد
 roz: دردم از او هست و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم
 gift1980: من اگرنیکم وگر بد توبروخود را باش//هرکسی آن درودعاقبت کار که کشت
 roz: تو را من دوست می دارم خلاف هر که در عالم/ اگر طعنه است بر عقلم وگر رخنه است در دینم
 donya1358: مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد**اگر دم درکشم ترسم که تا استخوان سوز
 zahrab1: زندگی هنگامه فریاد هاست / سرگذشت در گذشت یادهاست
 abdi: تو مگو که زین نثارم ز شما چه سود دارم / تو ز سود بی نیازی بده و خسارتی کن
 zeinabhaghi: نازنینا ما به ناز تو چوانی داده ایم// دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 abdi: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ // بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
 zeinabhaghi: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست// چشم می گون لب خندان دل خرم با اوست
 abdi: تو را دیدم و یوسف را شنیدم // شنیدن کی بود مانند دیدن
 24hr4: نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش/ زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
 abdi: کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد // که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
 فاطمه: ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی / عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
 24hr4: تویی آن گوهر یکدانه که در عالم قدس/ ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
 abdi: کمال همنشینی در من اثر کرد // وگر نه من همان خاکم که هستم
 Shaghayegh: می رسد از شوق هر کاری به معراج کمال /بر امید کارفرما کار کردن مشکل است
 zahrab1: تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد !!!
 24hr4: دوش می آمد و رخساره برافروخته بود/ تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 olivegreen97: دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع/ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
 roya17: امشب ای ماه تو می تابی ومن بی تابم....یار در خواب خوش ومن ز غمش بی خوابم
 olivegreen97: مرده بودم من و این خاطره عشق و شباب /روح من بود و پریشان به مزار آمده بود
 roz: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن /در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 kosarjoon: نه چنان گنه کارم که به دشمنم سپاری // تو به دست خویشت کن اگرم کنی عذابی
 24hr4: یکی از عقل می لافد، یکی طامات می بافد/ بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم
 olivegreen97: من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست /درد آن بود که از پا درمان من بیفتد
 abdi: دیدمش خرم و خندان قدح باده بدست // و اندر آن باده به صد گونه تماشا می کرد
 elahetiri: دریاب کنون که نعمتت هست به دست//کین دولت و ملک میرود دست به دست
 24hr4: تو تاج ما و آنگه سرهای ما شکسته/ تو یار غار و آنگه یاران من گرفته
 zhila93s: همی‌جستم فزونی بر همه کس مم چو صید عشق روزافزون نبودم
 24hr4: ما عیب خویش و کمال و جمال غیر/ پنهان نموده ایم چو پیری پس خضاب
 zhila93s: بشنو از نی چون حکایت میکنـــــــــد / از جدایی‌ها شکایت میکند
 24hr4: درون سینه ام دردیست خونبار که همچون گریه می گیرد گلویم/ غمی آشفته دردی گریه آلود نمی دانم چه می خواهم بگویم
 olivegreen97: من مگر طالع خود در تو توانم دیدن/که توام آینه بخت غبار آگینی
 24hr4: یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته/ مستان و می پرستان میدان من گرفته
 roya17: هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چون فردا شود امروز را فردا کنم
 24hr4: ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد/ وقت آن است که بدرود کنی زندان را
 parvanneh: از کعبه کلیسیا نشینم کردی* آخر در کفر بی‌قرینم کردی
 sedaf: یک عمر قفس ببست مسیر نفسم را @ اکنون که دری هست مرا بال و پری نیست
 sara73: تاکی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 sama1370: هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان/ ایوان مداین را آیینه عبرت دان
 Shaghayegh: نشود فاش کسی انچه میان من و توست /تا اشارات نظر نامه رسان من و تو ست
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یا رب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم براور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
در آتش عشق خویش ده فرجامم .


 sedaf: ماجرای من ومعشوق مرا پایان نیست@ هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام
 جلیلی: من چو بحسن تو نبردم حسد / نو بر حسن تو بمن می رسد
 vvahid: دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست/پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
 24hr4: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد/ بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 جلیلی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 فاطمه: یارم تویی در عالم یار دگر ندارم / تا در تنم بود جان دل از تو بر ندارم
 جلیلی: مگر از منزل خود قهر کردی / که منزل در کنار شهر کردی
 sedaf: یا ر ب اندر کنف سایه آن سرو بلند@ گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 جلیلی: دست و پایی زد و گل را بربود / سوی دلدارش پرتاب نمود
 vvahid: دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم/روشنی بخشم ز نورم اخر خودم تنها بسوزم
 sara73: مااز ان پاک دلانیم که زکس کینه نداریم/یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم
 فاطمه: من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن دِرَود عاقبت کار که کشت
 olivegreen97: تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم/یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
 sedaf: تورا در بوستان باید که پیش سرو ننشینی/وگر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
 olivegreen97: مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب/فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا
 24hr4: اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم/ وگر تو زهر دهی به که دیگری تریاک
 olivegreen97: کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است /آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است
 24hr4: تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم/ اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
 olivegreen97: مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود/دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود
 جلیلی: دو چشم از جزع و دو گونه ز مرجان / گهر های فراوان هشته در جان
 amirghorbanpur: ناز چشمان خمار تو خریدن دارد / ساحل چهره ی ماه تو دویدن دارد
 sahar6725: دل میرود زدستم صاحبدلان خدا را/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 جلیلی: ای که ار کوچه ی معشوقه ما می گذری / مطمعن باش که سر می شکند دیوارش
 sahar6725: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد/بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
 Fahimeh69: دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود/تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
 amirghorbanpur: در ظهر تابستان دستت خواب رفتم / آغوش نه ... در حلقه ی گرداب رفتم
 Arashtad: مرا گویی بدین زاری که هستی ... به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
 nora1368: من را تو نگر زچشم غمخوار / دیوانه ی خود دیو مپندار
 جلیلی: روز تو یک روز به پایان رسد / نوبت سرمای زمستان رسد
 AFSANEH1: دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت / الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
 جلیلی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 AFSANEH1: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 sama1370: ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/جامه کس سیه و دلق خود از رق نکنیم
 
لینک یادداشت
sedaf
sedaf شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲
به دریا شکوه بردم از شب دشت @ از این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که می گفتم غم خویش @ سری میزد به سنگ و باز میگشت


 badban: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست /// راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
 علی: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ... این راز سربه مهر، به آخر ثمر شود
 tilishiya68: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن// شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 هدیه: یار این طایفه ای خانه برانداز مباش /از تو حیف است بدین طایفه دم ساز مباش
 tilishiya68: شد چو مهمان من آن شمع شب افروز امشب/ کاش تا صبح قیامت نشود روز امشب
 هدیه: باز آی ساقیا که هواخواه خدمتم ....مشتاق بندگی و دعا گوی دولتم
 tilishiya68: من اشکم و من دردم من خاکم و من گردم// تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
 sedaf: یک شبی مجنون نمازش را شکست @ بی وضو در کوچه لیلا نشست
 tilishiya68: نخودی گفت لوبیایی را/کز چه من گردم این چنین تو دراز/گفت ما هر دو را بباید پخت/چاره ای نیست با زمانه بساز
 sedaf: زندگی زیباست ای زیبا پسند @ زیبه اندیشان به زیبایی رسند
 ---: درد خواهم دوا نمی خواهم//غصه خواهم نوا نمی خواهم//عاشقم عاشقم مریض توام//زین مرض من شفا نمی خواهم
 tilishiya68: مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را/ لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
 sedaf: یا رب آن آهوی مشکین بختن باز رسان @ وان سهی سرو خرامان بچمن باز رسان
 zhila93s: نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد /// آواره عشق ما آواره نخواهد شد
 kiu1299: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را && دردا که درد پنهان خواهد آشکارا
 sedaf: الهی سینه ای ده آتش افروز @ درآنسینه دلی وان دل همه سوز
 afkl: ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنی ست/ به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
 tilishiya68: زیباترین ردیف غزلهای من تویی// ای یار سرو قامت ابرو کمانیم
 sedaf: مادر موسی چو موسی را به نیل @ درفکند از گفته رب جلیل
 tilishiya68: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور// ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 zhila93s: تو باری عاقلی بنشین بیندیش / کز اول بوده‌ام اکنون نبودم
 sedaf: من مست می عشقم هشیارنخواهم شد@ زین خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
 zhila93s: در رهگذر باد چراغی که تراست /// ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست
 roya17: تو پیر گو رستم پیل تنی...ز دستان سامی واز نیرمی
 sedaf: یکی روبهی دید بی دست وپای @ فرو مانده در لطف وصنع خدای
 zhila93s: یاد دار این سخن از من که پس از من گوئی //// یاد باد آن که مرا این سخن از وی یادست
 sedaf: ترا من چشم در راهم ...شبا هنگام که .......
 roya17: هان مشو نومید چون واقف نی ای از سر غیب...باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
 sedaf: راه دهید یار را آن مه ده چهار را @ کز رخ نور بخش او نور نثار می رسد
 Shaghayegh: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن /در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 sedaf: نه تو خورشید بودی بنده چو سیاره دور @ نه تو چون شمع بودی بنده ترا همچو لگن
 fehm: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر// دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 sedaf: آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند @ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند
 جلال160: آفرین زیبا
 sedaf: سپاس آقا جلال مستمع {هم بیشه ای های بزرگوار} برسر ذوق آورد صاحب سخن را
 zhila93s: ای که پنجاه رفت و در خوابی // مگر این پنج روز دریابی
 monika64: یارب تو چنان کن که پریشان نشوم /محتاج به بیگانه و خویشان نشوم
 parisa: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید///قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
 mahdidavari: دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگهدارد
 sedaf: دیوانه میان خلق پیدا باشد @ زیرا که سوار اسب سودا باشد
 parisa: دلبر که جان فرسود ازو کام دلم نگشود ازو/// نومید نتوان بود ازو باشدکه دلداری کند
 sedaf: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید@ داستان من و حیرانی من گوش کنید....
 magamifard fatemeh: در محفل خود راه مده همچو منی را...افسرده دلی افسرده کند انجمنی را
 parisa: الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد ///مرا روزی مباد آنم که بی یاد تو بنشینم
 sedaf: من از جهانی دگرم ،ساقی از این عالم واهی رهایم کن رهایییییییییییییییم کننننننننننننننن
 sedaf: ناکامیم ای دوست ز نادانی توست@ وین سوختگی های من از خامی توست
 هدیه: تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد /دست آن مشاطه را باید جدا از شانه کرد
 ziba44: دفتری گربنویسد زخوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان عنوانی
 zhila93s: یارب سببی ساز که یارم به سلامت @ بازآید وبرهاندم از بند ملامت
 sedaf: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو @پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 monika64: وقت غنیمت شمار ار نه چو فرصت نماند /// ناله که راداشت سود آه کی آمد به کار
 ziba44: راستی را کس نمی داند که در فصل بهار /از کجا گردد پدیدار این همه نقش ونگار
 sedaf: روزتاشب ماچنین بر همدگر رحمت کنیم @ شب همه رحمت رود سوی تو چون رحمان تویی
 zhila93s: یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا //// شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل وجانند@بسیار گرامی تر از آنند که دانند
 KHARAB14: دمی برخیز وبر آغوشم آور@بانت تا بنای گوشم آور@لبان لعلت از سر برده هوشم@به شهد بوسه ای بر هوشم آور
 parisa: رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار///دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
 ayda: AYDA
 parisa: درا که در دل خسته توان درآید باز/// بیا که در تن مرده روان درآیدباز
 mahdidavari: زان یار دلنوازم هر دم پیامکی خوش گردیده برق خالی همراه گشته خاموش
 sedaf: شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین حایل@ کجادانند حال ما سبک باران ساحلها
 nik: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند// آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند؟
 Masih1388: در من این عیب، قدیمی است و بدر می نرود / که مرا بی می و معشوق بسر می نرود
 nik: دیدی ای دوست که غم یار دگر بار چه کرد// چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 sedaf: دریغا به حال پخته هیچ هیچ خام @ پس سخن کوتاه والسلام
 nik: ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم// ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
 abdi: آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند // در شگفتم من نمی پاشد زهم نیا چرا
 nik: ای علی که جمله عقل و دیده‌ای // شمّه‌ای واگو از آن‌چه دیده‌ای
 abdi: یارا به وقت دلبری افسون گری ها می کنی // با گرد خود چرخیدنی هنگامه بر پا می کنی
 parisa: یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز///که به رحمت گذری بر سرفرهاد کند
 abdi: دایم گل این بستان شاداب نخواهد ماند // دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
 sedaf: یاآب حیاتی تویاخط نجاتی تو @یاکان نباتی تو یا ابر شکرباری
 abdi: یارب مه من ساز سفر می کند امشب // از تنگدلان قطع نظر می کند امشب
 sedaf: بلبل آهسته به گل گفت شبی @ که مراازتوتمنایی هست
 abdi: تو را هر چه امید است در جهان داری // چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
 sedaf: دوست آن باشد که گیرد دست دوست @ در پریشان حالی و درماندگی
 abdi: یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود // دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
 mahtab1373: دل من هست از این بازار بیزار/قسم خواهی به دادارو به دیدار
 abdi: راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک // بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
 sedaf: در تنگنای سینه حسرت کشیده ام@گهواره بصیرت مردان نهفته است
 kimia7: تا کی به تمنای وصال تو یگانه//اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 آرش: هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب/هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است
 salam159159: تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو/پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 zhila93s: وصل تو چون نمی‌دهد در ره عشق کام کس //چند به چشم تشنگان جلوه دهد سراب را
 soufya90: از دل تنگ گنه کار برآرم آهی// کاتش اندر گنه آدم وحوا فکنم
 saboori: من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه// صد بار به تو گفتم کم خور دو سه پیمانه
 فاطمه: همی گویم و گفته ام بارها / بود کیش من مهر دلدار ها
 saboori: از آن نامداران و گردن کشان// کسی هم برد نزد رستم نشان
 abouzar800: ♥♥ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ/ب قرآنی ک اندر سینه داری♥♥
 فاطمه: یار آن بود که صبر کند بر جفای یار / ترک رضای خویش کند بر رضای یار
 zeinabhaghi: راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست// هر چند سعی بیش نمایی بتر شود
 abouzar800: ♥♥دارم امید عاطفتی از جانب دوست/کردم جنایتی و امیدم ب عفو اوست♥♥
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم// که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 abouzar800: ♥و گر رسم فنا خواهی ک از عالم براندازی /بیفشان تا فرو ریزد هزاران جان ز هر مویت♥
 abouzar800: ♥^-^ تقدیر الهی چو پی سوختن ماست/ما نیز بسازیم ب تقدیر الهی^-^♥
 zeinabhaghi: یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید//دود آهیش در آیینه ادراک انداز
 abouzar800: ♥ ز هجران طفلی ک در خاک رفت/ چ نالی ک پاک آمد و پاک رفت ♥
 فاطمه: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد
 abouzar800: ♥ در آستین مُرقع پیاله پنهان کن / ک همچو چشم صراحی زمانه خونریز است ♥
 alonegirl: تو را دانش و دین تواند درست//در رستگاری بیایدت جست
 sahel25: تا توانی رفع غم از خاطری غمناک کن در جهان گرداندن اسان است اشکی پاک کن
 24hr4: نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی/ که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
 zahrab1: نیازارم ز خود هرگز دلی را / که میترسم در آن جای تو باشد
 24hr4: دگرم مگو که خواهم که ز درگهت برانم/ تو بر این و من بر آنم که دل از تو برندارم
 فاطمه: میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست / آن زمان هر دل فقط یکبار عاشق می شود
 24hr4: در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود/ از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
 zhila93s: تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی // یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
 abouzar800: ♥مرغ زیرک ب در خانقه اکنون نپرد / ک نهاد هست ب هر مجلس وعظی دامی ♥
 zhila93s: یک مدتی ارکـــان بُدی یک مدتـــــــی حیــــوان بُدی // یک مدتی چون جـــان شدی جانانه شو، جانانه شو
 abouzar800: ♥ وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی ک این پاداش آن است ♥
 abouzar800: ♥ تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین / کس واقف نیست ک از دیده چهها رفت ♥
 abouzar800: ♥ تو حلقه بر در راز قضا ندانی زد / مگر ک ره ب حریم رضا توانی یافت ♥
 sedaf: تا کی به تمنای وصال تو یگانه @ اشکم شود از مژه چون سیل روانه
 del_o_delbar: همه برگ ها آتش سرخ، همه شاخه ها شعله زرد // درختان همه دود پیچان به تاراج باد
 sedaf: در سینه ها برخاسته ،اندیشه را آراسته @ هم خویش حاجت خواسته ،هم خویشتن کرده روا
 del_o_delbar: آنان که به نظر خاک را کیمیا کنند // آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 kimia72: میروی تا در پی ات شور و شری ماند به جا/عاشقی دیوانه با چشم تری ماند به جا
 sedaf: ای ادمهایی که برساحل نشسته شادو خندانید@ یک نفر درآب دارد می سپاردجان
 سین میم صاد: نماز شام غریبان چو گریه آغازم / به مویه های غریبانه قصه پردازم
 saye: مرد راهش باش تا شاهت کنم // صد چو لیلا کشته در راهت کنم
 sedaf: مردم چشم بخون آغشته شد @ در کجا این ظلم بر انسان کنند
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت
 parvanneh: تــو مــیـرسـی بـه عـزیـزان سـلـام مـن بـرسـان* کـه مـن هـنـوز بـدان رهـگـذر گـذارم نـیـسـت
 sedaf: تو جان می بخشی و اینجا...به فتوای تو میگیرند جان از ما
 جلیلی: ای که از کوچه معشوقه ما می گذری @ بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
 kimia7: شبی مجنون به لیلی گفت ای محبوب بی همتا . تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
 جلیلی: دردیده بجای خواب اب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 0azadeh0: آفتابی بدین بزرگی را تکه ای،ابر نا پدید کند
 جلیلی: آفتاب زیر ابر نمیمونه دوست عزیز.
 sedaf: امیدوارم جناب جلیلی بزرگوار که اینطور باشد ولی گاهی اوقات قدرت انسانهای ابر گونه....
 جلیلی: برمال و جمال و قدرت مغرور مشو / کانرا به شبی برند و این را به تبی
 kimia7: یاران بی وفا از غم بیاموزید وفا . غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
 parvanneh: دم به دم در هر لباسی رخ نمود * لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
 sedaf: دردیرمغان آمد یارم قدحی دردست @ اومست و میخواران ازنرگس مستش مست
 جلیلی: تا تو بودی خانه شعر و ادب آباد بود / رفتی و ، این خانه ار بنیاد ویران ساختی
 sara73: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد
 sedaf: دل من در هوس روی تو ای مونس جان @ خاک راهیست که در دست نسیم افتادست
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز / من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 sama1370: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
 
لینک یادداشت
24hr4
24hr4 پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را



 mahya619: آسمان بوی اجابت میدهد /بس که قندیل دعا آویخته ست
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای
 Arashtad: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب // بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
 24hr4: دلتنگم و دیدار تو درمان من است/ بی رنگ رخت زمانه زندان من است
 ggg: تنها نه فرات که هفت دریا می سوخت / از تشنگیت تمام دنیا می سوخت
 ggg: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط / باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
 24hr4: طره پریشانش دیدم و به دل گفتم/ این همه پریشانی بر سر پریشانی
 AFSANEH1: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 24hr4: ای با همه مثل سایه همراه/ تنهاتر از این شدن چگونه؟
 AFSANEH1: هر کس به طریقی دل ما می شکند / بیگانه جدا دوست جدا می شکند
 جلیلی: دوستی بادشمنان و دشمنی بادوستان / با بدان خوبی و با خوبان بدی ای قلتبان
 AFSANEH1: نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل / نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه
 جلیلی: هنوز عکس صدا آید بگوشم زآن صدایی را/ که با آن راندیم از خود، چو بیخیری گدایی را
 ggg: از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم / بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم
 AFSANEH1: من از آن حُسنِ روزافزون که یوسُف داشت دانستم / که عشق، از پرده‌ی عِصمت، برون آرد زلیخا را
 AFSANEH1: من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
 ggg: هر که اول بنگرد پایان کار / اندر آخر او نگردد شرمسار
 zhila93s: رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
 ggg: در دیـــــاری که در او نیست کســی یار کســــی / کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
 جلیلی: یارب امان ده تا باز بیند / چشم محبان ، روی حبیبان
 RainDrop: نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت * که زخم های دل خون من علاج نداشت
 dirashena93: آئین مهرورزی،معیار پهلوانی ست* ازجوی خون سهراب،رستم نمیتوان ساخت...
 dirashena93: مثل خنثی گر بمبی که دو سیمش سرخ است* مانده ام قید لبت را بزنم یا دل را
 dirashena93: تو را آنگونه میخواهم که صحرا بوی باران را*که مرد عاشقی شبهای بارانی، خیابان را...
 zhila93s: آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع // آتش آن است مه در خرمن پروانه زدند
 amirghorbanpur: در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم / به آن امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
 shahab49: مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی /مرا مگوی چه نامی به هر لقب که تو خوانی
 f4a6r1n10: یا رب روا مدار گدا معتبر شود /گر معتبر شود از خدا بی خبر شود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آبست مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 jafari: ایهناس جهان جای تن آسایی نیست//مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست
 24hr4: تو کافردل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم/ که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 جلیلی: وه! چه سخت است که انسان بزبانش آرد / آنچه از نقشه ایوان جهان ، در سرش است
 sama1370: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی/ کین ره که تو می روی به ترکستان است
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دوستان گرامی سلام
راستش به پیشنهاد دوستان خودتون تصمیم گرفتیم که ساعتی رو برای مشاعره (آنلاین) مشخص کنیم که مشارکت دوستان بیشتری رو داشته باشیم ( واج آرایی "شین" داشت انگار) لطفا زحمت بکشید روز و ساعت مورد نظر خودتون رو کامنت بگذارید و یا اینکه پیام خصوصی کنید.

 Sufia: به نظر من ساعات پایانی روز(از11-2)بهترین زمان است.زیرا همه کارهای روزانه را انجام داده و در این زمان می توانم برای استراحت و سرگرمی این کار را بکنیم و زمان دیگر کارهایمان را نمی گیرد.
 Fahimeh69: منم موافقم
 sedaf: پیشنهادی بسییییار بجاست
 هدیه: شبا بعد از ساعت 12
 hemophile73: با هدیه خانوم موافقم
 parisa: 2تا 4 بعد از ظهر
 Shaghayegh: منم با صوفیا موافقم
 sara73: با صوفیا موافقم
 sedaf: منتظریم جناب صدیقی
 جلیلی: منم با صوفیا موافقم دوستان عزیز.
 vvahid: چه سری است همه با شب موافق یکی بداد کسایی برسه که نمیتونن تا دیر وقت بیدار بمونن
 جلیلی: آقا وحید ساعت ۱۴الی۲۳ ساعات خوبی است که مورد تایید همه است.دیر وقت هم نیست !
 vvahid: بازم همه تابع جمع هستیم
 sedaf: وما همچنان منتظریم جناب سین .میم .صاد
 sara73: ما همه منتظریم جناب صدیقی
 Sufia: چیشد قرار آخر؟من غیبت داشتم نمیدونم چیشد؟!
 sama1370: ساعت دو بعد از ظهر به بعد خوبه.
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/دردا که را پنهان خواهد شد آشکارا
"حافظ"

 roya17: ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت...روزی تفقدی کن درویش بی نوارا
 Sufia: آینت دانی چرا غماز نیست/زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست."مولوی"
 shahla72: توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون // می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 هدیه: منعم نکن از دین قد و رخ و چشمت /من انس با سرو گل و بادام گرفته ام
 سارا: میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصر/بوی پیراهن اگر قافله سالار شود
 roya17: دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی...یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 24hr4: یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست/ آن چه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
 24hr4: دیشب به خواب پیری در کوی عشق دیدم/ با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
 faezeh3: ناله را هر چند میخواهم که پنهانش کنم***** سینه میگوید که من بارانی ام فریاد کن
 saye: نه قوتی که توانم کناره جستن از او // نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
 sedaf: ما ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم @ زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
 del_o_delbar: تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود// سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
 جلیلی: در سر این سبزه من و تو بهم / خوش بهم آئیم در این صبحدم
 kimia72: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست/تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
 جلیلی: تو کز محنت دیگران بی غمی / چرا لنگ کفش بر سرت می زنی
 sedaf: یکی درد ویکی درمان پسندد @ یکی وصل ویکی هجران پسندد
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 parvanneh: هر آنکس عاشق است از جان نترسد* یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد
 sedaf: دلا طمع مبرازلطف بی نهایت دوست @ چو لاف عشق زدی سرببازچابک و چست
 24hr4: تو خورشیدی و من شبنم چه سازم/ نه تاب دوری و نه تاب دیدار
 olivegreen97: راه خداپرستی ازین دلشکستگی است/اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است
 24hr4: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست/ دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
 olivegreen97: تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت/غم با دل رمیده ما آشنا نبود
 AFSANEH1: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد / ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
 فاطمه: دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه / هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست
 zahrafalahatkar: تا توانی دلی بدست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد
 AFSANEH1: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آزاد
 AFSANEH1: در میکده رهبانم و در صومعه عابد / گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
 فاطمه: دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تر است
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز / من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 جلیلی: مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم/ عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
 AFSANEH1: منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی/ هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 جلیلی: من از آن روز می ترسم که چون با ما به مهر آیی / برسم عشق ،لوح دل ز نقش من بیارایی
 PMSD: یوسف مصری را بگو سکه به نام خود زند //هر پسری عزیز شد یاد پدر نمی کند
 AFSANEH1: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پبمانه زدند
 kimia80: دانی که چرا راز نهان باتو نگویم؟ / طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 sama1370: یا بسته ای چنان که تپیدن برای دل/ یا آنچنان که بال پریدن عقاب را
 
لینک یادداشت
zeinabhaghi
zeinabhaghi یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳
دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من// سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو// وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
مولانا

 sara73: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم /دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
 sedaf: ای مه برج منزلت چشم وچراغ عالمی @ باده صاف و دایمت در قدح پیاله باد
 vvahid: دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست/پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
 فاطمه: تنت به ناز طبیبانیازمند مباد / وجود نازکت آزده ی گزند مباد
 olivegreen97: دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
 sara73: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 olivegreen97: آن سروناز هم که به باغ ارم در است/فرد و فرید هست و لیکن فریده نیست
 sedaf: ترک افسانه بگو حافظ ومی نوش دمی @ که نخفتیم شب وشمع به افسانه بسوخت
 olivegreen97: تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان/گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
 24hr4: یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب/ آن که او خنده ی مستانه زدی صهبا بود
 olivegreen97: دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع/ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
 olivegreen97: دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع/ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
 فاطمه: آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد / در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
 sedaf: آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات @ یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
 olivegreen97: تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است /طالع مگو که چشمه خورشید خاورست
 nasim66: تورا که هرچه مرادست در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
 olivegreen97: یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت / یاری ز من بجوی که با این روانیم
 zeinabhaghi: من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق// چهار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
 olivegreen97: تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
 sedaf: می نوش که بعد از من وتو ماه بسی @ از سلخ به غره آید از غره به سلخ
 24hr4: خدا را بر آن بنده بخشایش است/ که خلق از وجودش در آسایش است
 olivegreen97: تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت/غم با دل رمیده ما آشنا نبود
 24hr4: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی/ پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 olivegreen97: آشیانم به سر کنگره افلاک است/گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم
 24hr4: محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید/ خطوط منحنی خنده را خراب کنید
 olivegreen97: دل پیشواز ناله رود ارغنون نواز/نازم غمی که ساز و نوا می دهد به دل
 zeinabhaghi: لبش می بوسم و در می کشم می // به آب زندگانی برده ام پی
 olivegreen97: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم/تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 فاطمه: ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن / خیری ندیده ایم از این اختیار ها
 olivegreen97: اشاره غزل خواجه با غزاله تست/صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
 zahra10: آری،مگر خدا به دل اندازدش که من /زین آه و ناله راه به جایی نمی برم
 olivegreen97: مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم/خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم
 vvahid: میرسد روزی به پایانو سپهر بایگان/دفتر دوران ما هم بایگانی میکند
 فاطمه: درشتی کند با غریبان کسی / که نابوده بابشد به غربت بشی
 mohadese626: یارب مددی کن که به سامان برسیم // چون مزرعه ای خشک ب باران برسیم
 619: منی که با تو شادم پریشان مکن . . . بیا حسین اشکم بدامان مکن
 SinaHamidi: نی زنم نی بزنی ساز کنی آوازم /// بی تو م نقطه صفرم و تویی آغازم
 sahar6725: مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست/چگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شب
 619: با من بی کس تنها شده یارا تو بمان .. همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
 amirghorbanpur: نباید بستن اندر چیز و کس دل / که دل برداشتن کاریست مشکل
 619: لب دوخته هر که را بدو راز گفت دهر **** تا باز نشود ز کس این راز گفته را
 amirghorbanpur: از باغ می برند که چراغانی ات کنند / تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
 mohadese626: دانی که چراراز جهان باتو نگفتم // طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 sahar6725: یک بچه ی همسایه ندیدم به سر کوی/تا شرح دهم قصه ی سیر و سفرم را
 619: ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی ؟ **** جز بدسری و سرزنش و خار چه دیدی ؟
 sahar6725: یارم چو قدح به دست گیرد/بازار بتان شکست گیرد
 619: ده روز مهر گردون افسانه است و افسون **** نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
 sahar6725: عاشقی را که چنین باده ی شبگیر دهند/کافر عشق بود گر نشود باده پرست
 سین میم صاد: تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت / به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
 amirghorbanpur: در دیگران می جوییم اما بدان ای دوست / اینسان نمی یابی زمن حتی نشان ای دوست
 sahar6725: تماشایی است پیچ و تاب آتش، ها خوشا برمن/که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب
 vvahid: بوسه ی تو بکام من کوهنورد تشنه را/کوزه ی اب زندگی توشه ی راه کردن است
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من اه گفتن است //ای به فدای چشم تو این چه نگاه گفتن است
 sahar6725: تمام میشود شبی،این اشکهای ناتمام/دلشوره های بی کسی،دلواپسی های مدام
 حسن ق: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 sahar6725: از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم/کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی
 24hr4: یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب/ آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
 nora1368: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 24hr4: دلی سربلند و سری سر به زیر/ از این دست عمری به سر برده ایم
 Arashtad: مرا گویی کرایی من چه دانم // چنین مجنون چرایی من چه دانم
 24hr4: من درد تو را ز دست آسان ندهم/ دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
 ggg: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 ggg: دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین / چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
 AFSANEH1: نور تویی سور تویی دولت منصور تویی/مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
 24hr4: آن یار کزو خانه ما جای پری بود/ سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
 AFSANEH1: دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را / دردا که رازنهان خواهد شد آشکارا
 فاطمه: آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند
 AFSANEH1: در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم/ هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
 ggg: هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هرثانیه با نبودنت دلگیرم
 AFSANEH1: من مست می عشقم هشیار نخواهم شد/ وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
 AFSANEH1: من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم /یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه
 ggg: هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است / عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است
 zhila93s: تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همه دلبران دهندت باج
 ggg: جهان را حق به عشقش آفریده / وجودش کلِ هستی را خریده
 جلیلی: هر سال که سال تازه آغاز شود / گل های امید زندگی ساز شود
 sama1370: دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر/ گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
 
لینک یادداشت
sedaf
sedaf دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
سلام من به خوزستان پیام من به سامانش....به بهمنشیر جوشان و به کارون خروشانش
 24hr4: شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر/ کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو
 mohammad74: و گر روم ز پیش یک دم از هواداری/// چو باد در پیش افتم چو خاک بگریزد
 سین میم صاد: دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی
 sedaf: یا رب به کریمیت که خوارم نکنی @ درمانده اهل روزگارم نکنی
 del_o_delbar: یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد // دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 جلیلی: دانمت از جنس بشر برتری / لیک ندانم بشری یا پری
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق ج
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 sedaf: آنکه میپنداشتم خورشیدم اوست @ آفتابی شد به بام آرزو
 جلیلی: وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی که این پاداش ما است
 parvanneh: تـا چـشم دل به طلعت آن ماه منظر است * طـالـع مـگو که چشمه خورشید خاورست
 sedaf: تیغ برانی گر به دستت داد روزگار @ هر چه می خواهی ببر اما مبر نان کسی
 جلیلی: یکی از بزرگان اهل تمیز /حکایت کند زابن عبدالعزیز
 sedaf: زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست @ بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن
 جلیلی: نمی جوئی نشان از دوستانت ‏@‏ نمی خواهی که کس جوید نشانت
 kimia7: تو و طوبی و ما و قامت یار . فکر هرکس به قدر همت اوست
 سین میم صاد: تاب بیاور مرا عشق به چنگ آمده / لشگر چشمان تو باز به جنگ آمده
 جلیلی: هان ای پسر عزیز و دلبند ‏/ بشنو ز پدر نصیحتی چند
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 kimia7: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن حویش را کنیم آباد
 sedaf: در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت @ واکنون شدم به مستان چون ابروی تو مائل
 kimia7: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است . وز پی دیدن او دادن جان کار من است
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت .
 parvanneh: تا به کی جان کندن اندر آفتاب؟ ای رنجبر! *ریختن از بهر نان از چهره آب، ای رنجبر!
 sedaf: راه تو بهر روش که پویند خوش است @ وصل تو بهر جهت که جویند خوش است
 جلیلی: تو خود گفتی که هرکس بود بیدار / در ایران می رود آخر سر دار.
 sedaf: روزها فکر من اینست و همه شبها سخنم @ که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
 olivegreen97: ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت/وی جام بلورین که خورد باده نابت
 فاطمه: تیشه بر تن زد و پا از در شیرین نکشید / در ره عشــــــق که پادار تر از فرهاد است
 olivegreen97: تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است/خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
 sedaf: تو غره بدان مشو که می می نخوری @ صد لقمه خوری که می غلام است آن را
 24hr4: آنان که محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند
 olivegreen97: دل با امید وصل به جان خواست درد عشق/آن روز درد عشق چنین بی دوا نبود
 24hr4: در انجماد سکون پیش از آن که سنگ شوم/ مرا به هرم نفس های عشق آب کنید
 olivegreen97: در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم/پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز
 sedaf: ز این پیش نبودیم ونبود هیچ خلل @ ز این پس چو نباشیم همان خواهد بود
 olivegreen97: در بیابان عدم بی توشه رفتن مشکل است/نیستی در فکر تخم افشانی ای دهقان چرا
 vvahid: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا /به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل و جانند @ بسسسسیار گرامی تر از آنند که دانند
 sahar6725: در منی و اینهمه ز من جدا/با منی و دیده ات بسوی غیر
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو ایستاده ای دست افتاده گیر
 AFSANEH1: راه پنهانی میخانه نداند همه کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
 جلیلی: روز تو یک روز به پایان رسد / موقع سرمای زمستان رسد
 PMSD: در بی خری از تو صد مرحله در پیشم//تو بی خبر از پیشی من بی خبر از پیشم
 AFSANEH1: من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
 24hr4: یا رب این آتش که در جان من است/ سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
 AFSANEH1: لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست/ تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
 فاطمه: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی / یکی زین چاه ظلمانی برن شو تا جهان بینی
 جلیلی: یکی بیرق و شیر و خورشید نر / بباید شدن هادی ما نه زر
 AFSANEH1: رسم عاشق کشی و شیوه ی شهر آشوبی / جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
 zhila93s: ل سفر کن در منا و عید قربان را ببین ////چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
 جلیلی: نقاب ناز کینت را ،هوای باد از رویت / خرامنده درختی بد بلنداندام دلجویت
 kimia80: تا غنچه ی خندانت دولت به که خواهد داد / ای شاخ گل رعنا از بهر چه می جویی
 sama1370: یارم چو قدح بدست گیرد / بازار بتان شکست گیرد
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 del_o_delbar: مرا به بودنت ای خاک پاک ، هست نیاز / تفاوتی نکند زهر خند و شکرخند
 جلیلی: دو نفر دزد ، زری دزدیدند / سر تقسیم بهم جنگیدند
 vvahid: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
 shahla72: در غم ما روزها بیگاه شد // روزها با سوزها همراه شد
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت ؛
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کجایید ای شهیدان خدایی/ بلاجویان دشت کربلایی
 shahla72: یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند // گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 del_o_delbar: دَور می‌شد این سؤال و این جواب // مانده چون خر محتسب اندر خلاب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 saye: دلا از دست تنهایی به جانم // ز آه و ناله خود در فغانم
 mohammad74: منعم نکن از دیدن قد و رخ و چشمش/// من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
 sedaf: مر تو را هر زخم کاید از آسمان @ منتظر می باش خلعت بعد از آن
 del_o_delbar: نسیم در سر گل بشکند کلاله ی سنبل // چو از میان آن چمن بوی کلاله برآید
 raz: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست & آن به گزین گریوه سبکسار بگذری
 جلیلی: یا مگر از رخنه ی پیراهنش /مورچگان یافته ره بر تنش
 kimia72: شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/و فغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 saye: تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد // غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی
 vvahid: یارب ان نوگل خندان که سپردی به منش/میسپارم به ننش از دست اخلاق بدش
 PMSD: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان// که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mostafa55: نماندست چیزی به جز غم... مهم نیست / گرفته دلم از دو عالم... مهم نیست / تو را دوست دارم! قسم به خدا که... / اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
 sedaf: تو مو می بینی و من پیچش مو @ تو ابرو من اشارتهای ابرو
 جلیلی: وه چه بسا سیم رخ و سیم ساق / بهر وی از شوی گرفته طلاق
 parvanneh: قفس دیدم رهایی یادم آمد * تـو رفتی بیـوفایی یادم آمد
 sedaf: دیدن روی ترا دیده جان بین باید@وین کجا مرتبه چشم جهان بین نیست
 جلیلی: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت خویش بود
 vvahid: در گوشه ی غمی که فراموش عالمیست/من غمگسار سازم و او غمگسار من
 24hr4: نه حافظ را حضور درس و خلوت/ نه دانشمند را علم الیقینی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/به چشم خون فشان آلاله می کشت/همی کشت و همی گفت ای دریغا/که باید کشتن و هشتن در این دشت
 فاطمه: تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام / با خیالت هم نشین با دوری ات دیوانه ام
 جلیلی: مگر نسرین تنی داری در آغوش / که کردی صحبت ما را فراموش
 sedaf: شکفته شد گل حمرا وگشت بلبل مست@ صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / این راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 olivegreen97: دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی/بار پیری شکند پشت شکیبائی را
 sara73: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم/احساس سوختن به تما شا نمی شود
 olivegreen97: در بزم او که خفته فرو پلک چشمها/غیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
 sedaf: تا در سفر دوزخ از این باده ننوشم @ برخاک من از ساقه انگور بکارید
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 24hr4: یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت/ وین سوخته پروانه ی ناپروا بود
 olivegreen97: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 فاطمه: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / با خبر باش که سر میشکند دیوارش
 olivegreen97: شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه/ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت
 sedaf: تا چند زنم به روی دریاها خشت؟@ بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
 24hr4: تو را چنان که توی هر نظر کجا بیند؟/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 olivegreen97: کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست/اول حبیب من به خدا بی وفا نبود
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 olivegreen97: تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی/حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
 جلیلی: سرم را سرسری متراش الا استاد سلمانی / که این سر در دیار خود سری دارد و سامانی
 sahar6725: یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 amirghorbanpur: دل به مجنون شدن خویش در آیینه مبند / صبر کن عاشق دیوانه ترت می آید
 sahar6725: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 حسن ق: آن تقدیر که به فرهاد تیشه داد / چرا نوش شیرین به جانش نداد؟
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 sama89: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
 amirghorbanpur: تا تو لب وا می کنی زنبورها کل می کشند / هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
 sahar6725: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 حسن ق: تا توانی میگریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد "سعدی"
 nora1368: دل می رود زدستم / صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 حسن ق: آن ساغر و باده تویی آن نوش سهرابان تویی / آن خم و خمخانه تویی وان عطش نوشت منم
 sahar6725: می آمدیم و کله ی من گیج و منگ بود/انگار جیوه در دل من آب می کنند
 amirghorbanpur: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 جلیلی: دلبرا ای که ترا طبع سخن پرور من / مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 حسن ق: درون دلت شهر بندست راز / نگر تا نبیند شهرباز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 nora1368: نا کرده گنه در این جهان کیست بگو ؟ / آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
 Arashtad: وه چه بی رنگ و بی نشان که منم ... کی ببینم مرا چنان که منم
 nora1368: مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود / این دل شکستن تو برایم قشنگ بود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا/ زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 AFSANEH1: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری / بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
 جلیلی: شب تاریک رفت و آمد روز / به چه روزی چو وقت من پیروز
 AFSANEH1: زیبا رویان جهان رحم ندارد دلشان / باید از جان گذرد هر که شود همرهشان
 جلیلی: نسبت ماه من و تو ، نسبت خلق و خداست / ای صبا باو بگو این بیت خواجه گفته است
 sama1370: تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی