گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

 sedaf: تیر روانه می رود سوی نشانه می رود @گو چه نشسته اید پس شه ز شکار می رسد
 del_o_delbar: دیشب تو کجا بودی من خواب تو را دیدم // بین همه ی گلها از شاخه تو را چیدم
 sedaf: ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم @ جامه کس سیه ودلق خود ازرق نکنیم
 24hr4: ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد/ وقت آن است که بدرود کنی زندان را
 sedaf: افسرده دل افسرده کند انجمنی را.....
 asal1371: اتشم درجان گرفت ازعودخلوت سوختن,توبه کارم توبه کارازعشق پنهان باختم
 del_o_delbar: میازار موری که دانه کش است // که جان دارد و جان شیرین خوش است
 del_o_delbar: تو را چنان که توئی هرنظر کجا بینند // به قدر بینش خود هرکسی کنند ادراک
 raz: کو عشوه ای ز ابروی او تا چو ماه تو & گوی سهر در خم چوگان زر کشیم
 jalili-a: من اگر آشفته و شیدا شوم / پیش خدایان همه رسوا شوم
 kimia72: مرا از یاد برد آخر ولی من/به جز او عالمی را بردم از یاد...........
 sedaf: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما @ چیست یاران طریقت بعدازاین تدبیرما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 jalili-a: آنکه بود شرم و حیا ،رهبرش / خلق ربایند کلاه از سرش
 sedaf: شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای @ قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟
 jalili-a: همه عالم - همه کس را وطن است /همه جا -موطن هر مرد و زن است
 parvanneh: تـو تـاج بـخـشـی و من شهریار ملک سخن* بــه دولــت ســرت از آفــتــاب دارم تــاج
 sedaf: جاه وجلال من تویی ،ملکت ومال من تویی@ بی تو به سر نمیشود
 jalili-a: در دیده بجای خواب اب است مرا@زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 kimia7: ای عشق چه در شرح تو جز عشق بگوییم . در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی
 jalili-a: یکى از بزرگان اهل تمیز / حکایت کند ز ابن عبدالعزیز
 sedaf: زان می عشق کزو پخته شود خامی @ گر چه ماه رمضان است بیار جامی
 del_o_delbar: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور// کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 abouzar800: 💓رواق منظر چشم من آشیانه ی توست/کرم نما و فرود آ ک خانه خانه ی توست💓
 faeze73: تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق/ هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
 jalili-a: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنیر / قفسم برده به جایی و مرا شاد کنید
 kimia7: دانم که بگذرد ز سر جرم من که او . گرچه پریوش است و لیکن فرشته خوست
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من آه گفتن است // ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 parvanneh: تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم* وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
 sedaf: امروز که دوست توام مرحمتی کن @فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
 jalili-a: تهی دستان .- گرفتار معا شند / برای شام شب اندر تلاشند
 vvahid: در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی/سلیمان گر شوی آخر نصیب مور میگردی
 24hr4: یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند/ کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
 فاطمه: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 فاطمه: از همه سوی جهان جلوه ی او میبینم / جلوه اوست جهان کز همه سو میبینم
 
لینک یادداشت
sayeh20
sayeh20 یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوای سر کوی تو برفت از یادم


 sayeh20: ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 sayeh20: ما زین جهان از پی دیدار میرویم از بهر دیدن حیدر کرار میرویم درب بهشت گر نگشایند به روی ما گوییم یا علی واز دیوار میرویم
 olivegreen97: من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت / عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی
 سین میم صاد: لب حوض !
 سین میم صاد: لب حوض ! یک چند به کودکی بر استاد شدیم / یک چند ز استدای خود شاد شدیم
 olivegreen97: متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان /حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 zhila93s: تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس// ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
 olivegreen97: کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد /گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد
 mohadese626: دوش دیوانه شدم عشق مرادیدوبگفت // آمدم نعره مزن جلمه مدر هیچ مگوی
 Hadisvashe: یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم/رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
 olivegreen97: یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان/تا طربخانه کنی بیت حزن بازرسان
 saboori: نبود ایچ فرزند مر سام را // دلش بود جویا دل آرام را
 olivegreen97: اگر نمانده کس از دوستان من بر جا/وفای عهد مرا دشمنان گواه من است
 فاطمه: ترسم که غم در بر ما پرده در شود / کین راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 saboori: دست من گیر که این دست همانست //که من بارها از غم هجر تو بر سر زده ام
 فاطمه: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
 saboori: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان // که به مژگان فکند قلب همه صف شکنان
 zhila93s: نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی// سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل وجانند@بسیار گرامی تر از آنند که دانند
 del_o_delbar: در سراب تشنه کامی سوختم // ابر باران ساز می خواهد دلم
 del_o_delbar: در سراب تشنه کامی سوختم // ابر باران ساز می خواهد دلم
 sedaf: مادر موسی چو موسی را به نیل @ درفکند از گفته رب جلیل
 parvanneh: لیـلی و مجنـون اگر می بود در دوران تو * این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو
 jalili-a: وکالت، گر دهد تغییر حالت / عجب چیز بدی است ،وکالت
 sedaf: تابگویم که چه کشفم شد ازاین سیرو سلوک@ به در صومعه بابربط وپیمانه روم
 faeze73: ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خد غلط بود آنچه می پنداشتیم
 mohamadyosof: من از دوست چه دیدم جز بی وفایی / در این دنیا ندیدم باوفایی
 vvahid: یار با ما بی وفایی میکند/بی گناه از من جدایی میکند
 jalili-a: د دیده بجای خواب اب است مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 abouzar800: 💕 افسوس ک آمال پسندیده برفت/چون ماه نو از مقابل دیده برفت/گویند ک هست بین دیده و دل راهی / از دل برود هر آنچه از دیده برفت 💕
 parvanneh: تـــارو پـــودم در اهـــتـــزاز آرد* ســـیـــم ســاز تــرانــه پــردازت
 abouzar800: 💕 تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی/با غیر آشنایی،با آشنا غریبی؟ 💕
 sedaf: یارمرا غارمرا عشق جگر خوار مرا @ یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 abouzar800: 💕 اگر اهل دلی دیدی،سلام من رسان بروی،ک کمتر یافتم هر جا فزونتر جستجو کردم 💕
 jalili-a: من می خورم و.تو.می کنی بد مستی / خاکم بدهن مگر که مستی ربی
 valeh: یارب این نوگل خندان که سپردی به منش / میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 24hr4: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل/ کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
 valeh: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی/ آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 فاطمه: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت/ ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 valeh: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 فاطمه: همه جا به بی وفایی مثلند خوب رویان / تو میان خوب رویان مثلی به بی وفایی
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع
سر من بود که بر سینه ی دیوار گریست

 jalili-a: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی.
 parvanneh: یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم *زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم
 sedaf: ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم @ جامه کس سیه ودلق خود ارزق نکنیم
 sara73: ماهم آمد به در خانه و من خانه نبودم/خانه گویی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
 zeinabhaghi: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان// هجران بلای من شد یا رب بلا بگردان
 jalili-a: نازک و تنگ است مرا پیرهن / تر که شود نیک بچسبد بتن
 vvahid: نالد به حال زار من امشب سه تار من//این مایه ی تسلی شبهای زار من
 24hr4: نه هر که چهر بر افروخت دلبری داند/ نه هر که آینه سازد سکندری داند
 فاطمه: در خرابات مغان نور خدا میبینم / وین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
 
لینک یادداشت
abouzar800
abouzar800 شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری ب یمن لطف شما خاک زر شود


 abdi: دردم از یار است و درمان نیز هم // دل فدای او شد و جان نیز هم
 abouzar800: ♥ منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش / ک چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست ♥
 zeinabhaghi: تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقیست// برس بر درد بی درمان الا یا ایها الساقی
 abouzar800: ♥ یوسف گمگشته بازآید ب کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ♥
 roz: روز ها فکر من این است همه شب ها سخنم /که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 abdi: منم معلول بی علت که علت گشته پیوندم // ازل فرزند من باشد ابد فرزند فرزندم
 Shaghayegh: محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت /مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
 yekta11: تو این شب های تو در تو خداحافظ گل شب بو / هنوز آوار تنهایی داره می باره از هرسو
 gift1980: وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم // که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 abouzar800: ♥ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ♥^-^
 abouzar800: ♥ از بن هر مژه ام آب روان است بیا / اگرت میل لب جوی و تماشا باشد ♥
 roz: دوستان را می نپاید الفت و یاری ولی / دشمنان را هم چنان باقی است کید و ریمنی
 abouzar800: ♥♥ یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت/ ک در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم ♥♥
 abouzar800: ♥مرو ای پیشرو قافله زین صحرا / ک نیامد خبر از قافله پیشین ♥
 abouzar800: ♥ ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل / تو پس پرده چ دانی ک که خوب است و که زشت ♥
 roz: تا کی اخر چو بنفشه سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
 abouzar800: ♥ رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار/ گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد ♥
 yekta11: دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام /بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام...
 roz: من و باد صبا مسکین دو سر گردان بی حاصل/ من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
 yekta11: تو اگر باز کنی پنجره ای رو به دلت / می توان گفت که من چلچله ی باغ توام ...
 saboori: محتسب مستی به رو دید و گریبانش گرفت // مست گفت این پیراهن است افسار نیست
 roz: ما ز یاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود انچه می پنداشتیم
 abouzar800: ♥ من و زخم تیزدستی ک زد آنچنان ب تیغم / ک سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد ♥
 roya17: ★دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند★ ....★واندر ظلمت آن شب آب حیاتم دادند★
 rozhanbahari: در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز***استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
 yekta11: من اهل چشمهای توام ای جهان من / گریه نکن که از وطن خود برانی ام ...
 سین میم صاد: من بی می ناب زیستن نتوانم / بی باده کشید بار تن نتوانم / من بنده آن دمم که ساقی گوید / یک جام دگر بگیر و من نتوانم
 roz: من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران/ اول به دام ارم تو را و ان گه گرفتارت شوم
 abouzar800: ♥ معاشری خوش و رودی بساز میخواهم / ک درد خویش بگویم ب ناله بم و زیر ♥
 24hr4: روز وصل دوستداران یاد باد/ یاد باد آن روزگاران یاد باد
 yekta11: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ...
 abouzar800: ♥ دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید / ک من او را ز محبان شما میبینم ♥
 24hr4: ملک در سجده ی آدم زمین بوس تو نیت کرد/ که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
 abouzar800: ♥ یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد / ک از او خصم ب دام آمد و معشوقه ب کام ♥
 abouzar800: ♥ من ک از یاقوت و لعل اشک دارم گنجها / کِی نظـردرفیض خورشید بلند اختر کنم ♥
 24hr4: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی/ ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 24hr4: در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/ کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد
 abouzar800: ♥♥ در طالع من نیست ک نزدیک تو باشم / می گویمت از دور دعا گر برسانند ♥♥
 Motahhareh: دراین درگه که گه گه که که وکه که شودگاهی /مشوغره به امروزت که ازفردانه ای آگه
 abouzar800: ^-^ ♥ همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار/ تا بانک صبح ناله مستانه تو بود ♥
 shahla72: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را /// دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 Motahhareh: آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا/بی وفاحالاکه من افتاده ام ازپاچرا
 zeinabhaghi: ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود// و ان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
 barbod: دل سپرده ام من به روی تو///در دل من است آرزوی تو....
 24hr4: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 سین میم صاد: نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان / نیم شب دوش به بالین من آمد و نشست
 abouzar800: ♥ تا بخل و حسادت ب جهان راهبر است / آزاده ذلیل و راستگو در خطر است ♥
 shahla72: تو قد می بینی و من جلوه ناز // تو چشم و من نگاه ناوک انداز
 barbod: زندگی را زیر دست ناکسان بردم به سر///همچو برگ گل به پای خار و خس افتاده ام///بخت بد بین خاک هم با آن همه افتادگی///سرگرانی می کند با من زبس افتاده ام
 abouzar800: ♥ من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن درود عاقبت کار ک کشت ♥
 abouzar800: ♥تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار / تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو ♥
 abouzar800: ♥ ولیکن کی نمایی رخ ب رندان / تو کز خورشید و مه آیینه داری ♥
 zeinabhaghi: یار بیگانه نشو تا نبری از خویشم// غم اغیار نخور تا نکنی ناشادم
 fereaydoon: مکن عیبم به خون خوردن در این دشت// که کاراموز اهوی تتارم
 24hr4: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/ آدم آورد در این دیر خراب آبادم
 alonegirl: مرا مادرم نام مرگ تو کرد/زمانه مرا پتک ترگ تو کرد
 roya17: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت... دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 alonegirl: روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست/واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
 abouzar800: ♥ تن صدها ترانه می رقصد / در بلور ظریف آوایم / لذتی ناشناس و رویا رنگ / میدود همچون خون ب رگ هایم ♥
 فاطمه: ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها / خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
 alonegirl: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 abouzar800: ♥ در منی و این همه ز من جدایی / با منی و دیده ات ب سوی غیر / بهر من نمانده راه گفتگو / تو نشسته گرم گفتگوی غیر ♥
 alonegirl: روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد/ زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
 mohammad1059: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی //دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
 abouzar800: ♥ یاقوت سرخ بودم بر قاف عشق و همت / آوخ که زهر هجرم بخشید رنگ کاهی ♥
 abouzar800: ♥ یا رب مگیرش از چه دلٍ چون کبوترم / افکند و کشت و عزت صید حرام نداشت ♥
 abouzar800: ♥ تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست / دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست ♥
 alonegirl: تو را توش هنر میباید اندوخت/حدیث زندگی میباید آموخت
 roya17: تونیکی میکن و در دجله انداز ...که ایزذ در بیابانت دهد باز
 abouzar800: ♥ ز عکس چهره ی خود چشم ما منور کن / ک دیده را جز از آن وجه روشنایی نیست ♥
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 PARI80: دوست آن است که بگیرد دست دوست در پیشان حالی و درمادگی
 abouzar800: یک عمر " صرفت " کرده ام دیگر نخواهم کرد / غیر از تو شاید مثل رفتن، " مصدری " باشد ♥♥
 24hr4: در مجلس ما عطر میامیز که ما را/ هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
 barbod: تورا خواهم دگر یاری نخواهم//چو گل را یافتم خاری نخواهم
 abouzar800: ♥من ب بعضی چهره‌ها چون زود عادت می کنم / پـیــششان ســر بر نمی آرم، رعایــت می کنم♥
 abouzar800: ♥ مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد/ قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد♥
 24hr4: درد عشقی کشیده ام که مپرس/ زهر هجری چشیده ام که مپرس
 abouzar800: ♥ سایه ی توام ب هر کجا روی / سر نهاده ام ب زیر پای تو / چون تو در جهان نجسته ام هنوز / تا ک برگزینمش ب جای تو ♥
 del_o_delbar: وضو بگیرو پس‌ازآن/ که شسته شد دل و جانت/ زبان گشا به طهارت/ به نام نامیِ زهرا
 abouzar800: ★ ای صبا نکهتی از کوی فلانی ب من آر / زار و بیمار غمم راحت جانی ب من آر ♥
 jalili-a: این لب و این گونه و این بینی ام / بینی همچون قلم چینی ام
 shahla72: ما را ز منع عقل مترسان و می بیار // کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره است
 jalili-a: تو را تیشه دادم که هیزم کنی / ندادم که دیوار مسجد کنی
 abouzar800: ♥ یعقوبها ز هجر تو بیت الحزن نشین / اى صد هزار یوسف مصرى ب چاه کن ♥
 فاطمه: ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
 jalili-a: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست.
 del_o_delbar: تو را می دواند به دنبال باد // مرا می دواند به دنبال هیچ
 del_o_delbar: چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت // شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
 sedaf: تا که خود بشناختند راه از چاه@چاهها کندند مردم را به راه
 parvanneh: هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود* در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
 jalili-a: تا بودی خانه شعر و ادب آباد بود /رفتی و ،این خانه از بنیاد ویران ساختی
 parvanneh: یــک تــار مــوی او بــه دو عــالـم نـمـیـدهـنـد *بـا عـشـقـش ایـن مـعـامـلـه گفتیم و سرگرفت
 abouzar800: 💕 تلاش بوسه نداریم چون هوس ناکان/نگاه ما ب نگاهی ز دور،خرسند است💕
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم// که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 jalili-a: ولی جان شد بلب -جانان نیامد / رفیق بی وفا-مهمان نیامد
 valeh: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
 vvahid: دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین///به علی شناختم من به خدا قسم خدار را
 abouzar800: 💕 الفبای دلت را دوست دارم^_^همین حالا برایم نامه بنویس💕
 24hr4: سالها میگذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 valeh: میان عاشق و معشوق فرق بسیار است/چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
 فاطمه: درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 del_o_delbar: مرا به بودنت ای خاک پاک ، هست نیاز / تفاوتی نکند زهر خند و شکرخند
 jalili-a: دو نفر دزد ، زری دزدیدند / سر تقسیم بهم جنگیدند
 vvahid: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
 shahla72: در غم ما روزها بیگاه شد // روزها با سوزها همراه شد
 jalili-a: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت ؛
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 jalili-a: کجایید ای شهیدان خدایی/ بلاجویان دشت کربلایی
 shahla72: یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند // گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 del_o_delbar: دَور می‌شد این سؤال و این جواب // مانده چون خر محتسب اندر خلاب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 saye: دلا از دست تنهایی به جانم // ز آه و ناله خود در فغانم
 mohammad74: منعم نکن از دیدن قد و رخ و چشمش/// من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
 sedaf: مر تو را هر زخم کاید از آسمان @ منتظر می باش خلعت بعد از آن
 del_o_delbar: نسیم در سر گل بشکند کلاله ی سنبل // چو از میان آن چمن بوی کلاله برآید
 raz: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست & آن به گزین گریوه سبکسار بگذری
 jalili-a: یا مگر از رخنه ی پیراهنش /مورچگان یافته ره بر تنش
 kimia72: شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/و فغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 saye: تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد // غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی
 vvahid: یارب ان نوگل خندان که سپردی به منش/میسپارم به ننش از دست اخلاق بدش
 PMSD: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان// که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mostafa55: نماندست چیزی به جز غم... مهم نیست / گرفته دلم از دو عالم... مهم نیست / تو را دوست دارم! قسم به خدا که... / اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
 sedaf: تو مو می بینی و من پیچش مو @ تو ابرو من اشارتهای ابرو
 jalili-a: وه چه بسا سیم رخ و سیم ساق / بهر وی از شوی گرفته طلاق
 parvanneh: قفس دیدم رهایی یادم آمد * تـو رفتی بیـوفایی یادم آمد
 sedaf: دیدن روی ترا دیده جان بین باید@وین کجا مرتبه چشم جهان بین نیست
 jalili-a: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت خویش بود
 vvahid: در گوشه ی غمی که فراموش عالمیست/من غمگسار سازم و او غمگسار من
 24hr4: نه حافظ را حضور درس و خلوت/ نه دانشمند را علم الیقینی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/به چشم خون فشان آلاله می کشت/همی کشت و همی گفت ای دریغا/که باید کشتن و هشتن در این دشت
 فاطمه: تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام / با خیالت هم نشین با دوری ات دیوانه ام
 
لینک یادداشت
jalili-a
jalili-a دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یا رب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم براور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
در آتش عشق خویش ده فرجامم .


 sedaf: ماجرای من ومعشوق مرا پایان نیست@ هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام
 jalili-a: من چو بحسن تو نبردم حسد / نو بر حسن تو بمن می رسد
 vvahid: دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست/پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
 24hr4: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد/ بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 jalili-a: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 فاطمه: یارم تویی در عالم یار دگر ندارم / تا در تنم بود جان دل از تو بر ندارم
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دوستان گرامی سلام
راستش به پیشنهاد دوستان خودتون تصمیم گرفتیم که ساعتی رو برای مشاعره (آنلاین) مشخص کنیم که مشارکت دوستان بیشتری رو داشته باشیم ( واج آرایی "شین" داشت انگار) لطفا زحمت بکشید روز و ساعت مورد نظر خودتون رو کامنت بگذارید و یا اینکه پیام خصوصی کنید.

 Sufia: به نظر من ساعات پایانی روز(از11-2)بهترین زمان است.زیرا همه کارهای روزانه را انجام داده و در این زمان می توانم برای استراحت و سرگرمی این کار را بکنیم و زمان دیگر کارهایمان را نمی گیرد.
 Fahimeh69: منم موافقم
 sedaf: پیشنهادی بسییییار بجاست
 هدیه: شبا بعد از ساعت 12
 hemophile73: با هدیه خانوم موافقم
 parisa: 2تا 4 بعد از ظهر
 Shaghayegh: منم با صوفیا موافقم
 sara73: با صوفیا موافقم
 sedaf: منتظریم جناب صدیقی
 jalili-a: منم با صوفیا موافقم دوستان عزیز.
 vvahid: چه سری است همه با شب موافق یکی بداد کسایی برسه که نمیتونن تا دیر وقت بیدار بمونن
 jalili-a: آقا وحید ساعت ۱۴الی۲۳ ساعات خوبی است که مورد تایید همه است.دیر وقت هم نیست !
 
لینک یادداشت
sany
sany سه شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۳
سلامی همچو بوی گل نرگس که من مست شدم از عطر مجلس
 abdi: سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی // چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
 sany: یار در یاد من آمد خواب از راه دگر رفت // مه مهرویان بیآمد روز از راه دگر رفت
 olivegreen97: تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل / هر جا گذشت جلوه‌ی جانانه‌ی تو بود
 sany: در سرای ساقیان ساده دل // سوده ای در گوشه ای با جان و دل
 olivegreen97: لعل شاهد نشیندیم بدین شیرینی / زلف معشوقه ندیدیم بدین زیبائی
 sany: یار در خانه دل دیدیم و مدهوش شدیم// فی البداعه شعر سردادیم و بی هوش شدیم
 olivegreen97: ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی / تو بمان و دگران وای به حال دگران
 abdi: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد // به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 olivegreen97: دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند /که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران
 abdi: نبودی که ببینی شب تار انتظار رو // نکشیدی که ببینی دل ما رو
 sany: نان بازو و عرق روی جبین//شاخص مردانگی روی زمین
 olivegreen97: نقص در معرفت ماست نگارا، ور نه / نیست بی مصلحتی حکم خداوند حکیم
 abdi: من از روییدن خار سر دیوار دانستم // که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
 mahtab1373: آب زنید راه را،هین که نگار میرسد/مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
 abdi: دل دینم شد و دلبر به ملامت برخاست // گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
 olivegreen97: تو که آتشکده‌ی عشق و محبت بودی /چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی
 mahtab1373: ای صاحب کرامت،شکرانه ی سلامت/روزی تفقدی کن،درویش بینوا را
 abdi: اشکم خبر از سیل بلا می دهد امروز // آهم به دل سنگ اثر می کند امشب
 olivegreen97: باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار / جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
 olivegreen97: دوستان لطفا به آخر بیت قبلی دقت کنیم تا بیتمونو با اون حرف شروع کنیم...ممنون.
 abdi: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم // چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 olivegreen97: مگر فروشده از بارگاه یزدانند / که بزم ما مرسادش ز اهرمن آسیب
 abdi: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم // همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم
 olivegreen97: ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم / ما را سریر دولت باقی مسخر است
 sany: تو را به سریر دولت باقی کنم دعا/ که عاشقی رسم خداپرستی به جای آورد
 zeinabhaghi: دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل// نی نی دل آرامش مخوان کز دل ببرد آرام را
 jalili-a: ایرجا رفتی و اشعار تو ماند / کوچ کردی تو و آثار تو ماند
 valeh: دارم دلی و دارد هر ذره اش هوایی /چون خرقه ی گدایان هر وصله اش ز جایی
 
لینک یادداشت
sedaf
sedaf شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲
به دریا شکوه بردم از شب دشت @ از این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که می گفتم غم خویش @ سری میزد به سنگ و باز میگشت


 badban: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست /// راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
 علی: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ... این راز سربه مهر، به آخر ثمر شود
 tilishiya68: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن// شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 هدیه: یار این طایفه ای خانه برانداز مباش /از تو حیف است بدین طایفه دم ساز مباش
 tilishiya68: شد چو مهمان من آن شمع شب افروز امشب/ کاش تا صبح قیامت نشود روز امشب
 هدیه: باز آی ساقیا که هواخواه خدمتم ....مشتاق بندگی و دعا گوی دولتم
 tilishiya68: من اشکم و من دردم من خاکم و من گردم// تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
 sedaf: یک شبی مجنون نمازش را شکست @ بی وضو در کوچه لیلا نشست
 tilishiya68: نخودی گفت لوبیایی را/کز چه من گردم این چنین تو دراز/گفت ما هر دو را بباید پخت/چاره ای نیست با زمانه بساز
 sedaf: زندگی زیباست ای زیبا پسند @ زیبه اندیشان به زیبایی رسند
 reyhooon: درد خواهم دوا نمی خواهم//غصه خواهم نوا نمی خواهم//عاشقم عاشقم مریض توام//زین مرض من شفا نمی خواهم
 tilishiya68: مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را/ لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
 sedaf: یا رب آن آهوی مشکین بختن باز رسان @ وان سهی سرو خرامان بچمن باز رسان
 zhila93s: نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد /// آواره عشق ما آواره نخواهد شد
 kiu1299: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را && دردا که درد پنهان خواهد آشکارا
 sedaf: الهی سینه ای ده آتش افروز @ درآنسینه دلی وان دل همه سوز
 afkl: ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنی ست/ به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
 tilishiya68: زیباترین ردیف غزلهای من تویی// ای یار سرو قامت ابرو کمانیم
 sedaf: مادر موسی چو موسی را به نیل @ درفکند از گفته رب جلیل
 tilishiya68: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور// ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 zhila93s: تو باری عاقلی بنشین بیندیش / کز اول بوده‌ام اکنون نبودم
 sedaf: من مست می عشقم هشیارنخواهم شد@ زین خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
 zhila93s: در رهگذر باد چراغی که تراست /// ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست
 roya17: تو پیر گو رستم پیل تنی...ز دستان سامی واز نیرمی
 sedaf: یکی روبهی دید بی دست وپای @ فرو مانده در لطف وصنع خدای
 zhila93s: یاد دار این سخن از من که پس از من گوئی //// یاد باد آن که مرا این سخن از وی یادست
 sedaf: ترا من چشم در راهم ...شبا هنگام که .......
 roya17: هان مشو نومید چون واقف نی ای از سر غیب...باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
 sedaf: راه دهید یار را آن مه ده چهار را @ کز رخ نور بخش او نور نثار می رسد
 Shaghayegh: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن /در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 sedaf: نه تو خورشید بودی بنده چو سیاره دور @ نه تو چون شمع بودی بنده ترا همچو لگن
 fehm: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر// دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 sedaf: آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند @ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند
 جلال160: آفرین زیبا
 sedaf: سپاس آقا جلال مستمع {هم بیشه ای های بزرگوار} برسر ذوق آورد صاحب سخن را
 zhila93s: ای که پنجاه رفت و در خوابی // مگر این پنج روز دریابی
 monika64: یارب تو چنان کن که پریشان نشوم /محتاج به بیگانه و خویشان نشوم
 parisa: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید///قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
 mahdidavari: دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگهدارد
 sedaf: دیوانه میان خلق پیدا باشد @ زیرا که سوار اسب سودا باشد
 parisa: دلبر که جان فرسود ازو کام دلم نگشود ازو/// نومید نتوان بود ازو باشدکه دلداری کند
 sedaf: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید@ داستان من و حیرانی من گوش کنید....
 magamifard fatemeh: در محفل خود راه مده همچو منی را...افسرده دلی افسرده کند انجمنی را
 parisa: الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد ///مرا روزی مباد آنم که بی یاد تو بنشینم
 sedaf: من از جهانی دگرم ،ساقی از این عالم واهی رهایم کن رهایییییییییییییییم کننننننننننننننن
 sedaf: ناکامیم ای دوست ز نادانی توست@ وین سوختگی های من از خامی توست
 هدیه: تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد /دست آن مشاطه را باید جدا از شانه کرد
 ziba44: دفتری گربنویسد زخوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان عنوانی
 zhila93s: یارب سببی ساز که یارم به سلامت @ بازآید وبرهاندم از بند ملامت
 sedaf: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو @پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 monika64: وقت غنیمت شمار ار نه چو فرصت نماند /// ناله که راداشت سود آه کی آمد به کار
 ziba44: راستی را کس نمی داند که در فصل بهار /از کجا گردد پدیدار این همه نقش ونگار
 sedaf: روزتاشب ماچنین بر همدگر رحمت کنیم @ شب همه رحمت رود سوی تو چون رحمان تویی
 zhila93s: یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا //// شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل وجانند@بسیار گرامی تر از آنند که دانند
 KHARAB14: دمی برخیز وبر آغوشم آور@بانت تا بنای گوشم آور@لبان لعلت از سر برده هوشم@به شهد بوسه ای بر هوشم آور
 parisa: رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار///دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
 ayda: AYDA
 parisa: درا که در دل خسته توان درآید باز/// بیا که در تن مرده روان درآیدباز
 mahdidavari: زان یار دلنوازم هر دم پیامکی خوش گردیده برق خالی همراه گشته خاموش
 sedaf: شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین حایل@ کجادانند حال ما سبک باران ساحلها
 nik: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند// آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند؟
 Masih1388: در من این عیب، قدیمی است و بدر می نرود / که مرا بی می و معشوق بسر می نرود
 nik: دیدی ای دوست که غم یار دگر بار چه کرد// چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 sedaf: دریغا به حال پخته هیچ هیچ خام @ پس سخن کوتاه والسلام
 nik: ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم// ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
 abdi: آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند // در شگفتم من نمی پاشد زهم نیا چرا
 nik: ای علی که جمله عقل و دیده‌ای // شمّه‌ای واگو از آن‌چه دیده‌ای
 abdi: یارا به وقت دلبری افسون گری ها می کنی // با گرد خود چرخیدنی هنگامه بر پا می کنی
 parisa: یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز///که به رحمت گذری بر سرفرهاد کند
 abdi: دایم گل این بستان شاداب نخواهد ماند // دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
 sedaf: یاآب حیاتی تویاخط نجاتی تو @یاکان نباتی تو یا ابر شکرباری
 abdi: یارب مه من ساز سفر می کند امشب // از تنگدلان قطع نظر می کند امشب
 sedaf: بلبل آهسته به گل گفت شبی @ که مراازتوتمنایی هست
 abdi: تو را هر چه امید است در جهان داری // چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
 sedaf: دوست آن باشد که گیرد دست دوست @ در پریشان حالی و درماندگی
 abdi: یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود // دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
 mahtab1373: دل من هست از این بازار بیزار/قسم خواهی به دادارو به دیدار
 abdi: راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک // بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
 sedaf: در تنگنای سینه حسرت کشیده ام@گهواره بصیرت مردان نهفته است
 kimia7: تا کی به تمنای وصال تو یگانه//اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 آرش: هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب/هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است
 salam159159: تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو/پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 zhila93s: وصل تو چون نمی‌دهد در ره عشق کام کس //چند به چشم تشنگان جلوه دهد سراب را
 soufya90: از دل تنگ گنه کار برآرم آهی// کاتش اندر گنه آدم وحوا فکنم
 saboori: من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه// صد بار به تو گفتم کم خور دو سه پیمانه
 فاطمه: همی گویم و گفته ام بارها / بود کیش من مهر دلدار ها
 saboori: از آن نامداران و گردن کشان// کسی هم برد نزد رستم نشان
 abouzar800: ♥♥ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ/ب قرآنی ک اندر سینه داری♥♥
 فاطمه: یار آن بود که صبر کند بر جفای یار / ترک رضای خویش کند بر رضای یار
 zeinabhaghi: راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست// هر چند سعی بیش نمایی بتر شود
 abouzar800: ♥♥دارم امید عاطفتی از جانب دوست/کردم جنایتی و امیدم ب عفو اوست♥♥
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم// که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 abouzar800: ♥و گر رسم فنا خواهی ک از عالم براندازی /بیفشان تا فرو ریزد هزاران جان ز هر مویت♥
 abouzar800: ♥^-^ تقدیر الهی چو پی سوختن ماست/ما نیز بسازیم ب تقدیر الهی^-^♥
 zeinabhaghi: یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید//دود آهیش در آیینه ادراک انداز
 abouzar800: ♥ ز هجران طفلی ک در خاک رفت/ چ نالی ک پاک آمد و پاک رفت ♥
 فاطمه: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد
 abouzar800: ♥ در آستین مُرقع پیاله پنهان کن / ک همچو چشم صراحی زمانه خونریز است ♥
 alonegirl: تو را دانش و دین تواند درست//در رستگاری بیایدت جست
 sahel25: تا توانی رفع غم از خاطری غمناک کن در جهان گرداندن اسان است اشکی پاک کن
 24hr4: نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی/ که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
 zahrab1: نیازارم ز خود هرگز دلی را / که میترسم در آن جای تو باشد
 24hr4: دگرم مگو که خواهم که ز درگهت برانم/ تو بر این و من بر آنم که دل از تو برندارم
 فاطمه: میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست / آن زمان هر دل فقط یکبار عاشق می شود
 24hr4: در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود/ از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
 zhila93s: تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی // یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
 abouzar800: ♥مرغ زیرک ب در خانقه اکنون نپرد / ک نهاد هست ب هر مجلس وعظی دامی ♥
 zhila93s: یک مدتی ارکـــان بُدی یک مدتـــــــی حیــــوان بُدی // یک مدتی چون جـــان شدی جانانه شو، جانانه شو
 abouzar800: ♥ وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی ک این پاداش آن است ♥
 abouzar800: ♥ تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین / کس واقف نیست ک از دیده چهها رفت ♥
 abouzar800: ♥ تو حلقه بر در راز قضا ندانی زد / مگر ک ره ب حریم رضا توانی یافت ♥
 sedaf: تا کی به تمنای وصال تو یگانه @ اشکم شود از مژه چون سیل روانه
 del_o_delbar: همه برگ ها آتش سرخ، همه شاخه ها شعله زرد // درختان همه دود پیچان به تاراج باد
 sedaf: در سینه ها برخاسته ،اندیشه را آراسته @ هم خویش حاجت خواسته ،هم خویشتن کرده روا
 del_o_delbar: آنان که به نظر خاک را کیمیا کنند // آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
 jalili-a: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 kimia72: میروی تا در پی ات شور و شری ماند به جا/عاشقی دیوانه با چشم تری ماند به جا
 sedaf: ای ادمهایی که برساحل نشسته شادو خندانید@ یک نفر درآب دارد می سپاردجان
 سین میم صاد: نماز شام غریبان چو گریه آغازم / به مویه های غریبانه قصه پردازم
 saye: مرد راهش باش تا شاهت کنم // صد چو لیلا کشته در راهت کنم
 sedaf: مردم چشم بخون آغشته شد @ در کجا این ظلم بر انسان کنند
 jalili-a: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت
 parvanneh: تــو مــیـرسـی بـه عـزیـزان سـلـام مـن بـرسـان* کـه مـن هـنـوز بـدان رهـگـذر گـذارم نـیـسـت
 sedaf: تو جان می بخشی و اینجا...به فتوای تو میگیرند جان از ما
 jalili-a: ای که از کوچه معشوقه ما می گذری @ بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
 kimia7: شبی مجنون به لیلی گفت ای محبوب بی همتا . تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
 jalili-a: دردیده بجای خواب اب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 0azadeh0: آفتابی بدین بزرگی را تکه ای،ابر نا پدید کند
 jalili-a: آفتاب زیر ابر نمیمونه دوست عزیز.
 sedaf: امیدوارم جناب جلیلی بزرگوار که اینطور باشد ولی گاهی اوقات قدرت انسانهای ابر گونه....
 jalili-a: برمال و جمال و قدرت مغرور مشو / کانرا به شبی برند و این را به تبی
 kimia7: یاران بی وفا از غم بیاموزید وفا . غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
 parvanneh: دم به دم در هر لباسی رخ نمود * لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
 sedaf: دردیرمغان آمد یارم قدحی دردست @ اومست و میخواران ازنرگس مستش مست
 jalili-a: تا تو بودی خانه شعر و ادب آباد بود / رفتی و ، این خانه ار بنیاد ویران ساختی
 
لینک یادداشت
abdi
abdi دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
داره میمره دلم واسه مخمل نگاهت // همه رنگی را شناختم من با آن رنگ چشمات

 roz: تو را من دوست می دارم خلاف هرکه در عالم/ اگر طعنه است بر عقلم و گر رخنه است در دینم
 مهرنوش: ماییم و نوای بی نوایی/بسم لله اگر حریف مایی
 arshida4: یارمفروش به دنیا که بسی سود نکرد // آنکه یوسف به زر ناسره بفـروخته بود
 gift1980: دلبر برفت ودلشدگان را خبرنکرد //یادحریف شهر ورفیق سفر نکرد
 nasrin93: دوش می امدو رخساره برافروخته بود// تا کجاباز دل غم زده ای سوخته بود
 30gol: در دیر مغان امد یارم قدحی در دست //مست از می و می خواران از نرگس چشمش مست
 yekta11: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو _____ پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 abouzar800: ♥ وان روز ک سر برآرم از خاک / مشتاق تو همچنان ک بودم ♥
 roz: منم ان غنچه که خون می خورم و خاموشم / که لبم دوخته است ان که دلم سوخته است
 abouzar800: ♥ ترسم کز این چمن نبری آستین گل / کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی ♥
 yekta11: یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این چند هزارمین شب بی خوابیست...
 roz: تا تو نگاه می کنی کار من اه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 yekta11: تقصیر نکرد خواجه در نا واجب / من در واجب چگونه تقصیر کنم ...
 roz: من اگر خوبم و گر بد تو برو خود را باش /هر کسی ان درود عاقبت کار که کشت
 abdi: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم // چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 بیدکانی: ما در خلوت به روی خلق ببستیم /// از همه بازآمدیم و با تو نشستیم
 saye: مانده ام با آب چشم و آتش دل ساقیا // چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین
 roz: نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب امدی/ سنگدل این زود تر می خواستی حالا چرا؟
 abouzar800: ♥آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود / ای مایه ی قرار دل بیقرار من ♥
 roya17: ★نوح تویی روح تویی فاتح ومفتوح تویی★...★سینه ی مشروح تویی بر دل اسرار مرا★
 502: آنچه شیران را کند روبه مزاج / احتیاج است ، احتیاج است ،احتیاج.
 rozhanbahari: جهان پیر است و بی بنیاد ازین فرهادکش فریاد *** که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
 abdi: ماله کش بر روی بام و ععشقان بر زیر بام // هر دو می مالند اما این کجا ؟ و آن کجا؟
 shahla72: آنکه رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد // صبر و آرام تواند به من مسکین داد
 Motahhareh: دانی که چراسرنهان باتونگویم /طوطی صفتی طاقت اسرارنداری
 abdi: یکی درد و یکی درمان پسندد // یکی وصل و یکی هجران پسندد
 PMSD: دستم نداد طاقت رفتن به سوی دوست // چندی به پایی رفتمو چندی به سر شدم
 parisa: مابدین در نه پی حشمت وجاه آمده ایم///از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
 mohadese626: من نگو یم که مراازقفس ازاد کنید // قفسم برده به باغی و دلم شادکنید
 Sufia: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و ب پیمانه زدند(حافظ)
 roya17: دسته های گل نهادن برمزارمن چه سود...درزمان بودنم یک شاخه گل دستم بده
 abouzar800: ♥ همای اوج سعادت ب دام ما افتد / اگر تو را گذری بر مقام ما افتد ♥
 alonegirl: در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند/گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
 shahla72: آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق // خرمن مه به جویی خوشه پروین به دو جو
 roya17: ولله شهر بی تو مرا حبس می شود.... آوارگی و کو و بیابانم آرزوست
 mohammadhm: تو در آینه نظر داری وزین بیخبری/که به دیدار تو آینه نظر ها دارد
 abouzar800: ♥در تو هزار مزرعه خشخاش تازه است / آدم ب خنده های تو معتاد می شود♥
 vvahid: دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
 Sufia: ال یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها/که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"حافظ
 Sufia: آه!چه بی رنگ و بی نشان که منم/کی ببینی مرا چنان که منم"مولوی"
 abouzar800: ♥ من همان روز ز فرهاد طمع دل ببریدم / ک عنان دل شیدا ب لب شیرین داد ♥
 PMSD: در میخانه نبود بسته چرا حافظ گفت// دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
 Sufia: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند!!!!!!!!!!!!!!!!
 Sufia: دانی که سپیده دم خروس سحری/ هر لحظه چرا همی کند نوحه گری"خیام"
 abdi: مدامم مست می دارد نسیم جعدگیسویت % خرابم می کند هردم فریب چشم جادویت
 jalili-a: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت۰خویش بود
 sedaf: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن @ شرط اول قدم آنست که مجنون باشی...
 kimia7: یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب . کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
 jalili-a: توانا بود هر که دانا.بود / ز دانش دل پیر.برنا بود
 parvanneh: در دیر می زدم من که یکی ز در درآید *که درآ د آ عراقی که تو هم از آن مایی
 sedaf: یا رب سببی ساز که یارم بسلامت @باز ایدو برهاندم از بند ملامت
 jalili-a: تازه گل آتشی مشکبوی / شسته ز شبنم بچمن دست و روی