گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
sahar6725
sahar6725 پنج شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳
آزادگان به عشق خیانت نمی کنند/او را خصال مردم آزاده خو نبود
"شهریار"

 فاطمه: دست طمع چو میکنی پیش کسان دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
 mohadese626: شبی درحالت مستی نشستم گریه ها کردم // برای این دل رسوا شبی تاصبح دعا کردم
 619: من بی برگ خزان دیده دگر رفتنیم .... تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
 sahar6725: نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی/که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
 619: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ...... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 sahar6725: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود/رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
 619: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند......... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 sahar6725: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 619: یه توپ دارم قلقلی ..... { لـــول } ..... ← یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم ... رفت و بگذشت آن شب و شب های دگر هم .. نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 amirghorbanpur: مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 619: یار دبستانی من.... با من و همراه منی ... چوب الف بر سر ما .. بغض من و آه منی
 amirghorbanpur: یا به زوال می روم یا به کمال میرسم / یکسره کن کار مرا , بگو که عاشقم بگو
 619: وز هیچ کسی دو گوش نشود **** که این آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
 amirghorbanpur: دنیای به روی سینه من دست رد گذاشت / بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
 mohadese626: تاتونگاه میکنی کارمن آه کردن است // ای به فدای چشم تواین چه نگاه کردن اسست
 sahar6725: تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل،روانه
 619: هین سخن تازه بگو تا 2 جهان تازه شود***** وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 sahar6725: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی/آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 619: یک آینه کس نمیده بی صورت تو **** نی نی که ز لطف همه در آینه ها
 sahar6725: اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود/از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود
 amirghorbanpur: در لا به لای موی تو زنجیر می شود / قلبی که با نگاه تو تسخیر می شود
 sahar6725: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد/حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 amirghorbanpur: در قله ی قاف چشم تو رازی نیست / من نقطه پایانم و آغازی نیست
 sahar6725: ترا میخواهم و دانم که هرگز،به کام دل در آغوشت نگیرم/تویی آن آسمان پاک و روشن،من این کنج قفس مرغی اسیرم
 حسن ق: مرنجان دلم را چواین مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 جلیلی: در چمن حسن - گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 جلیلی: در چمن حسن - گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 sama89: هر شب و هر سحر تورا من به دعا بخواستم / تا به چه شیوه ها تو را من ز خدا بخواستم
 amirghorbanpur: منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر / لای موهای تو گم کرد خداوندش را
 sahar6725: ای زن که دلی پر از ضفا داری/از مرد وفا مجو،مجو هرگز/او معنی عشق را نمی داند/راز دل خود به او مگو هرگز
 nora1368: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو زین حکایت
 حسن ق: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 amirghorbanpur: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 nora1368: همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
 sahar6725: یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی/این کله ی پوک و سر و مغز پکرم را
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 nora1368: یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد / چیزی بغیر پیرهن از ما عوض نشد
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 nora1368: ای گل گمان مکن به شب جشن می روی / شاید به خاک مرده ارزانی ات کنند
 حسن ق: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس / که چنان ز او شده ام بی سروسامان که مپرس
 24hr4: سالها میگذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 nora1368: مثل آن غنچه که از چیده شدن می ترسید / خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
 behzad48: دلم جز وصف تو شادی مبیناد/به غیر از محنت آزادی مبیناد
 24hr4: دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد/ واندر آن دایره سرگشته ی پا برجا بود
 Arashtad: درون روزن دل چون فتاد شعله شمع ... که تا ز عشق نمایم تمام خوشکامی
 nora1368: یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن / از من مگیر بر شانه ها بار گران ای دوست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین ن
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست/ عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

 sedaf: تیر روانه می رود سوی نشانه می رود @گو چه نشسته اید پس شه ز شکار می رسد
 del_o_delbar: دیشب تو کجا بودی من خواب تو را دیدم // بین همه ی گلها از شاخه تو را چیدم
 sedaf: ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم @ جامه کس سیه ودلق خود ازرق نکنیم
 24hr4: ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد/ وقت آن است که بدرود کنی زندان را
 sedaf: افسرده دل افسرده کند انجمنی را.....
 asal1371: اتشم درجان گرفت ازعودخلوت سوختن,توبه کارم توبه کارازعشق پنهان باختم
 del_o_delbar: میازار موری که دانه کش است // که جان دارد و جان شیرین خوش است
 del_o_delbar: تو را چنان که توئی هرنظر کجا بینند // به قدر بینش خود هرکسی کنند ادراک
 raz: کو عشوه ای ز ابروی او تا چو ماه تو & گوی سهر در خم چوگان زر کشیم
 جلیلی: من اگر آشفته و شیدا شوم / پیش خدایان همه رسوا شوم
 kimia72: مرا از یاد برد آخر ولی من/به جز او عالمی را بردم از یاد...........
 sedaf: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما @ چیست یاران طریقت بعدازاین تدبیرما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 جلیلی: آنکه بود شرم و حیا ،رهبرش / خلق ربایند کلاه از سرش
 sedaf: شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای @ قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟
 جلیلی: همه عالم - همه کس را وطن است /همه جا -موطن هر مرد و زن است
 parvanneh: تـو تـاج بـخـشـی و من شهریار ملک سخن* بــه دولــت ســرت از آفــتــاب دارم تــاج
 sedaf: جاه وجلال من تویی ،ملکت ومال من تویی@ بی تو به سر نمیشود
 جلیلی: در دیده بجای خواب اب است مرا@زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 kimia7: ای عشق چه در شرح تو جز عشق بگوییم . در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی
 جلیلی: یکى از بزرگان اهل تمیز / حکایت کند ز ابن عبدالعزیز
 sedaf: زان می عشق کزو پخته شود خامی @ گر چه ماه رمضان است بیار جامی
 del_o_delbar: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور// کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 abouzar800: 💓رواق منظر چشم من آشیانه ی توست/کرم نما و فرود آ ک خانه خانه ی توست💓
 faeze73: تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق/ هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
 جلیلی: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنیر / قفسم برده به جایی و مرا شاد کنید
 kimia7: دانم که بگذرد ز سر جرم من که او . گرچه پریوش است و لیکن فرشته خوست
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من آه گفتن است // ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 parvanneh: تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم* وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
 sedaf: امروز که دوست توام مرحمتی کن @فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
 جلیلی: تهی دستان .- گرفتار معا شند / برای شام شب اندر تلاشند
 vvahid: در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی/سلیمان گر شوی آخر نصیب مور میگردی
 24hr4: یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند/ کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
 فاطمه: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 فاطمه: از همه سوی جهان جلوه ی او میبینم / جلوه اوست جهان کز همه سو میبینم
 جلیلی: می روم آنجا که روزگار بخواهد/ می کشم آنجا که آسمان بکشاند
 sedaf: دریغ مدت عمرم که بر امید وصال @ بسر رسید ونیامد بسر زمان فراق
 جلیلی: دید آبیست فراوان و درست / بنشاط آمد و دست از جان شست
 sara73: تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد/ دست ان مشاطه را باید جدا از شانه کرد
 فاطمه: در این شب سیاهم گم کشته راه مقصود/ از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
 olivegreen97: تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است/طالع مگو که چشمه خورشید خاورست
 sedaf: تو نیکی کن ودر دجله انداز @ که ایزد در بیابانت دهد باز
 olivegreen97: زان چشم آهوانه اشکم هنوز حلقه است/کی در نگاه آهوست آن حجب و بی گناهی
 24hr4: یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس/ جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
 olivegreen97: دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی/بار پیری شکند پشت شکیبائی را
 فاطمه: از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
 olivegreen97: سرو بلند من که به دادم نمی رسی/دستم اگر رسد به خدا می رسانمت
 zeinabhaghi: تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی // برس بر درد بی درمان الا یا ایهالساقی
 olivegreen97: یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود /وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود
 sedaf: دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود@ غم خوردن بیهوده نمی دارد سود
 24hr4: دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد/ گویی به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
 olivegreen97: دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود/شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود
 24hr4: دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد/ مجنون تر از لیلی شیرین تر از فرهاد
 olivegreen97: دارم آن حجب جوانی که زبانبند منست/لب همه خامشیم دل همه فریاد هنوز
 zeinabhaghi: زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست// راه هزار چاره گر از چار سو ببست
 olivegreen97: تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم/یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
 zahra10: تنم را بسوزان در آغوش خویش/ که فردا نیابند خاکسترم
 olivegreen97: من از دل این غار و تو از قله آن قاف/از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم
 vvahid: من ز خود نامدم اینجا که ز خود باز روم/انکه آورد مرا باز برد بر وطنم
 فاطمه: منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 mohadese626: نازنینا ما ب ناز تو جوانی داده ایم // حال دیگربا جوانان ناز کن باما چرا؟
 619: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا .... بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
 sahar6725: از تو همین تواضع عامی مرا بس است/در هفته ای جواب سلامی مرا بس است
 619: تا تو رفتی سایه شد خورشید رفت .... ابر آمد لحظه ای بارید رفت
 sahar6725: تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی/دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی
 PMSD: یا به حالت یا به حیلت یا به زاری یا به زر// عاقبت اندر دل سخت تو راهی می کنم
 619: من از روییدن خار سر دیوار دانستم ... که ناکس کس نمیگردد بدین بالا نیشینی ها
 sahar6725: آلوده بود پنجه اش از خون عاشقان/بستن به دست خویش حنا را بهانه ساخت
 SinaHamidi: تا به کجا ما برویم این چنین؟ حلقه نافرم ندارد نگین
 sahar6725: نه امیدی که بر آن خوش کنم دل/نه پیغامی نه پیک آشنایی
 619: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ... عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
 amirghorbanpur: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 619: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ .... بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
 amirghorbanpur: الهی به مستان میخانه ات / به عقل آفرینان دیوانه ات
 619: تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم ***** از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
 amirghorbanpur: مرا به خانه ام ببر , ستاره دلنواز نیست / سکوت نعره می کشد که شهر , شهر یار نیست
 mohadese626: تاتومراد من دهی کشته مرا فراق تو // تاتو به دادمن رسی من به خدارسیده ام
 sahar6725: میروم خسته و افسرده و زار،سوی منزلگه ویرانه ی خویش/بخدا میبرم از شهر شما،دل شوریده و دیوانه ی خویش
 619: شباهنگام که می نالد شباهنگ **** چون عشق آید مرا زا خود خبری نیست
 جلیلی: تا توانی دلی به دست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 sahar6725: دیگر شکسته بود دل و در میان ما/صحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبود
 619: در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند **** به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
 amirghorbanpur: دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش / چه بی آزار با دیوار , نجوا می کنم هر شب
 sahar6725: باغبان خار ندامت به جگر می شکند/برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
 حسن ق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش / میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 sedaf: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل @ کجا دانند حال ما سبکبالان ساحلها
 sahar6725: ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن/در گوشه ی میخانه هم ما را تو پیدا میکنی
 amirghorbanpur: یا به زوال می روم یا به کمال می رسم / یکسره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو
 جلیلی: ور تو سالم بوده ای این کار نا سالم چه بود / توده یی محکوم امر و امری حاکم چه بود
 nora1368: در حسرت دیدار تو آواره ترینم / هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
 Arashtad: تو چشم شیخ را دیدن میاموز ... فلک را راست چرخیدن میاموز
 nora1368: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو زین حکایت
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگا ر / هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 
لینک یادداشت
gift1980
gift1980 جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
استادغزل سعدیست نزد همه کس لیکن///کس را نکند هشیار الّا غزل حافظ
 olivegreen97: زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری/من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری
 24hr4: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود/ رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
 olivegreen97: دستی که در فراق تو میکوفتم به سر / باور نداشتم که به گردن درآرمت
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
 olivegreen97: دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست/امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم // که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 olivegreen97: وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر/پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد
 valeh: در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین. یک ذکر مستجاب بگویم، فقط حسین
 olivegreen97: ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست/که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
 24hr4: تمام من به نام تو شعر دوباره می شود/ بند سکوت کهنه ام چهار پاره می شود
 olivegreen97: دلشاد باد آن که دلم شاد از اونگشت/وان گل که یاد من نکند یاد باد از او
 24hr4: ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون/ همره کوکبه آصف دوران بروم
 olivegreen97: من روی دل به کعبه کوی تو داشتم/کآمد ندای غیب که این است راه تو
 24hr4: و چشمه ها سبلان را سبک نکرده اند آه/ دوباره آمده ام تا ببارمت سارا
 olivegreen97: این که پرواز گرفته است همای شوقم/به هواداری سرویست خرامان که مپرس
 zeinabhaghi: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد// آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 olivegreen97: در دکان همه باده فروشان تخته استآن که باز است همیشه در میخانه تست
 sedaf: تا چند ز تنگنای زندان وجود @ ای کاش سوی عدم دری یافتمی
 olivegreen97: یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد/درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
 vvahid: دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدارا
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 sahar6725: تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست/تو هم مانند حوا زود اغوا میشوی گاهی
 amirghorbanpur: یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم / در خود که ناگزیری دریا ببینم
 sahar6725: می گریزی ز من و در طلبت/باز هم کوشش باطل دارم
 amirghorbanpur: مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشاکن / دروغ این بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
 sahar6725: نگاه گاه گاهت بازی خورشید با ابر است/که پنهان میشوی گاهی و پیدا میشوی گاهی
 حسن ق: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 جلیلی: ای زبشر بهتر و بگزیده تر / بلکه ز من نیز پسندیده تر
 sama89: راهیست راه عشق که هیچس کناره نیست / آنجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست
 sahar6725: تویی آن آسمان پاک و روشن/من این کنج قفس مرغی اسیرم
 vvahid: میرود از فراغ تو خون دل از دو دیده ام/دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
 ali110: وصل تو عجل را زسرم دور همیداشت/از دولت هجر تو کنون دور نمانده است
 جلیلی: تا بکی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 nora1368: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی هی خبرت می آید
 حسن ق: در اوقات سعدی نگنجد ملال / که دارد پس پرده چندین جمال
 24hr4: لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ/ عشقبازان چنین مستحق هجرانند
 nora1368: دلم تنهاست , ماتم دارم امشب / دلی سرشار از غم دارم امشب
 24hr4: به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را/ کآن چه در وهم من آید تو از آن خوبتری
 Arashtad: یارم چو قدح به دست گیرد ... بازار بتان شکست گیرد
 hamid6060: دیدارت مثل یادی سبز ....مانده در ذهن شب پاییز
 سارا: ز دست دیده و دل هر دو فریاد / که هرچه دیده بیند دل کند یاد
 nora1368: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 AFSANEH1: از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یارب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم بر اور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
درآتش عشق خویش ده فر جامم ،


 جلیلی: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 kimia7: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست . من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 parvanneh: تـا کـه از طـارم مـیـخـانـه نـشـان خـواهد بود* طــاق ابـروی تـوام قـبـلـه جـان خـواهـد بـود
 24hr4: دو تنها و دو سرگردان دو بی کس/ دد و دامت کمین از پیش و از پس
 olivegreen97: ساز در دست تو سوز دل من می گوید/من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
 sedaf: بلبل به زبان حال خود با گل زرد @ فریاد همی کند که می باید خورد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی آخر از دست دل بر سر من
 olivegreen97: نوای باربدی خسروانه کی خیزد/مگر به حجله شیرین گذر کند پرویز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 olivegreen97: ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر/برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده
 24hr4: هفتاد پشت ما از نسل غم بودند/ ارث پدر ما را اندوه مادرزاد
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 zeinabhaghi: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند // همدم گل نمیشود یاد چمن نمیکند
 mhrlrz: دل پرحسرت محنت نصیبم/تن بیچاره ناپیدا طبیبم/ندانم شرح حال دل را به که گویم/ز یاران دورم و اینجا غریبم
 olivegreen97: ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است/دائم گرفته چون دل من روی ماهش است
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 PMSD: انچه سعی است که من در طلبش بنمایم// انقدر هست که تغدییر و قضا نتوان کرد
 فاطمه: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 sahar6725: تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند،آنگاه/چه آتشها که در این کوه برپا میکنم هر شب
 amirghorbanpur: بی همگان بسر شود / بی تو بسر نمی شود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 sahar6725: دلم فریاد میخواد ولی در انزوای خویش/چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
 جلیلی: برو ای غم که مهمان دارم امشب / عزیزی بهتر از جان دارم امشب
 sahar6725: برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر/که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
 amirghorbanpur: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی , هی خبرت می آید
 sahar6725: دردم از یار است و درمان نیز هم/دل فدای او شد و جان نیز هم
 حسن ق: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 جلیلی: دل پر حسرت محنت نصیبم / تن بیچاره نا پیدا طبیبم
 sama89: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد / مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
 amirghorbanpur: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 حسن ق: دراین سرای بی کسی کسی به در نمیزند / به دشت پرملال ماپرنده پرنمیزند
 sahar6725: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن/در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 amirghorbanpur: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 saye: درست اول این نوبهار عاشق شد // دلم میان همین گیرودار عاشق شد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 saye: نترسم که با دیگری خو کنی // تو با من چه کردی که با او کنی؟
 جلیلی: یکی تخت زر ، زیر پایم نهند / به نیکوترین قصر ، جایم دهند
 nora1368: دردها بسیار اما نوشدارو ها کم است / دل که میگیرد تمام سحر و جادوها کم است
 حسن ق: توخود را چو کودک ادب کن به چوب / به گرز گران مغز مردم مکوب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 nora1368: دیوانه ام که به عقلم نیاورند / دیوانه تو است که عاقل نمی شود
 Arashtad: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی ... پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 nora1368: ای وای در این دار فنا خستگی ما / چیزی نبود جز غم دلبستگی ما
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم/ گاهی از کوچه ی معشوقهی خود می گذرم
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 del_o_delbar: مرا به بودنت ای خاک پاک ، هست نیاز / تفاوتی نکند زهر خند و شکرخند
 جلیلی: دو نفر دزد ، زری دزدیدند / سر تقسیم بهم جنگیدند
 vvahid: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
 shahla72: در غم ما روزها بیگاه شد // روزها با سوزها همراه شد
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت ؛
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کجایید ای شهیدان خدایی/ بلاجویان دشت کربلایی
 shahla72: یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند // گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 del_o_delbar: دَور می‌شد این سؤال و این جواب // مانده چون خر محتسب اندر خلاب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 saye: دلا از دست تنهایی به جانم // ز آه و ناله خود در فغانم
 mohammad74: منعم نکن از دیدن قد و رخ و چشمش/// من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
 sedaf: مر تو را هر زخم کاید از آسمان @ منتظر می باش خلعت بعد از آن
 del_o_delbar: نسیم در سر گل بشکند کلاله ی سنبل // چو از میان آن چمن بوی کلاله برآید
 raz: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست & آن به گزین گریوه سبکسار بگذری
 جلیلی: یا مگر از رخنه ی پیراهنش /مورچگان یافته ره بر تنش
 kimia72: شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/و فغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 saye: تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد // غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی
 vvahid: یارب ان نوگل خندان که سپردی به منش/میسپارم به ننش از دست اخلاق بدش
 PMSD: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان// که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mostafa55: نماندست چیزی به جز غم... مهم نیست / گرفته دلم از دو عالم... مهم نیست / تو را دوست دارم! قسم به خدا که... / اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
 sedaf: تو مو می بینی و من پیچش مو @ تو ابرو من اشارتهای ابرو
 جلیلی: وه چه بسا سیم رخ و سیم ساق / بهر وی از شوی گرفته طلاق
 parvanneh: قفس دیدم رهایی یادم آمد * تـو رفتی بیـوفایی یادم آمد
 sedaf: دیدن روی ترا دیده جان بین باید@وین کجا مرتبه چشم جهان بین نیست
 جلیلی: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت خویش بود
 vvahid: در گوشه ی غمی که فراموش عالمیست/من غمگسار سازم و او غمگسار من
 24hr4: نه حافظ را حضور درس و خلوت/ نه دانشمند را علم الیقینی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/به چشم خون فشان آلاله می کشت/همی کشت و همی گفت ای دریغا/که باید کشتن و هشتن در این دشت
 فاطمه: تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام / با خیالت هم نشین با دوری ات دیوانه ام
 جلیلی: مگر نسرین تنی داری در آغوش / که کردی صحبت ما را فراموش
 sedaf: شکفته شد گل حمرا وگشت بلبل مست@ صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / این راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 olivegreen97: دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی/بار پیری شکند پشت شکیبائی را
 sara73: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم/احساس سوختن به تما شا نمی شود
 olivegreen97: در بزم او که خفته فرو پلک چشمها/غیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
 sedaf: تا در سفر دوزخ از این باده ننوشم @ برخاک من از ساقه انگور بکارید
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 24hr4: یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت/ وین سوخته پروانه ی ناپروا بود
 olivegreen97: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 فاطمه: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / با خبر باش که سر میشکند دیوارش
 olivegreen97: شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه/ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت
 sedaf: تا چند زنم به روی دریاها خشت؟@ بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
 24hr4: تو را چنان که توی هر نظر کجا بیند؟/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 olivegreen97: کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست/اول حبیب من به خدا بی وفا نبود
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 olivegreen97: تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی/حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
 جلیلی: سرم را سرسری متراش الا استاد سلمانی / که این سر در دیار خود سری دارد و سامانی
 sahar6725: یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 amirghorbanpur: دل به مجنون شدن خویش در آیینه مبند / صبر کن عاشق دیوانه ترت می آید
 sahar6725: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 حسن ق: آن تقدیر که به فرهاد تیشه داد / چرا نوش شیرین به جانش نداد؟
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 sama89: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
 amirghorbanpur: تا تو لب وا می کنی زنبورها کل می کشند / هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
 sahar6725: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 حسن ق: تا توانی میگریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد "سعدی"
 nora1368: دل می رود زدستم / صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 حسن ق: آن ساغر و باده تویی آن نوش سهرابان تویی / آن خم و خمخانه تویی وان عطش نوشت منم
 sahar6725: می آمدیم و کله ی من گیج و منگ بود/انگار جیوه در دل من آب می کنند
 amirghorbanpur: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 جلیلی: دلبرا ای که ترا طبع سخن پرور من / مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 حسن ق: درون دلت شهر بندست راز / نگر تا نبیند شهرباز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 nora1368: نا کرده گنه در این جهان کیست بگو ؟ / آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
 Arashtad: وه چه بی رنگ و بی نشان که منم ... کی ببینم مرا چنان که منم
 nora1368: مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود / این دل شکستن تو برایم قشنگ بود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا/ زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 AFSANEH1: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری / بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
 
لینک یادداشت
amirghorbanpur
amirghorbanpur دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود
باید بگویم اسم دلم , دل نمی شود
دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه ی تو است که عاقل نمی شود


 Fahimeh69: دو عالم را به یک بر از دل تنگ/برون کردیم تا جای تو باشد
 amirghorbanpur: دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
 sahar6725: زاهد نداشت تاب نگاه پری رخان/کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت
 amirghorbanpur: تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی / من شکست داده را خودت برنده میکنی
 Fahimeh69: یا بشکن این قرار محبت بین ما/ یا لابلای زلف تو چون شانه می روم
 بهارخاموش: منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن /// منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 PMSD: نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار//چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
 rezayi: معیار دوستان دغل روز حاجت است//قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
 سارا: با حریفان گفته ای خواهی فراموشم کنی/ سرخوش از این گفته ام,چون یادی از من کرده ای
 sahar6725: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 Fahimeh69: دوزخ پی عقوبت ما کافرام کم است/ ما را مگر به اتش هجران سزا دهند
 حسن ق: دوش دیدم که ملئک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دویت
 sama89: تا توانی دلی بدست آور / این چنین حاصلی بدست آور
 amirghorbanpur: راحت از این همه دلتنگی من می گذری / شاید قاعده ی دوره ی ارزانی هاست
 nora1368: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم / تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
 حسن ق: مرا یک دل بود که تو بردی و مرا / بی دلی آمدو با عقل حیران میشوم
 Fahimeh69: من از بند تو اخر می گریزم / نه با پا بلکه با سر میگریزم
 سین میم صاد: ما را هوای دیگر و سودای دیگریست / در این سری که بر سر زانو نهاده ایم
 sedaf: مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است@ این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 Fahimeh69: تیر مژگان تو روزی ز کمان گر گذرد /اولین بار منش سینه سپر خواهم کرد
 nora1368: در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست / خوشا بحال کلاغان قیل و قال پرست
 sahar6725: تا اول عشق است من مشق جدایی میکنم/با دیو نافرمان خود زورآزمایی میکنم
 amirghorbanpur: مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیت / سلام وحال پرسی و شروع خوش زبانیت
 vvahid: تو بودی و بهار بود و عشق بود و امید/تو رفتی و بهار رفت و هر چه بود گذشت
 saye: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد // بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 amir143: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل/ مطیع نفس شیطانی چه حاصل
 nora1368: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور / ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 amirghorbanpur: تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من
 kardelen: نیازارم ز خود هرگز دلی را / که می ترسم در او جای تو باشد
 kimmy: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/ دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 nora1368: تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی / من : کشوری که با همه در حال جنگ بود
 حسن ق: داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار / مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
 nora1368: تو دریای من بودی آغوش وا کن / که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
 mahya619: دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم / ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم
 sara73: مرا عهدی است با جانان که تاجان در بدن دارم /هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 24hr4: مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت/ خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
 Arashtad: تاغم به سوی غم رودخرم سوی خرم رود ... تاگل به سوی گل رود تادل برآید بر سما
 nora1368: این عشق نیست فاجعه ی قرن آهنست / من بودنی که عاقبتش نیست بودنست
 سین میم صاد: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد / بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 جلیلی: دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان/ با بدان خوبی و با خوبان بدی ای قلتبان
 AFSANEH1: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم / دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم/گر تو بگوییم که نی ،نی شکنم شکر برم
"مولوی"

 سارا: ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است/ بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم
 roya17: من نگویم ک مرا از قفس ازاد کنید...قفسک برده ب باغی ودلم شاد کنید
 احمد22: دوست وقت مردن اندر روی من خندید و رفت/من چو دیدم روی او زین روی خندان می روم
 24hr4: ما بی غمان مست دل از دست داده ایم/ همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم شپیده دمان آفتاب را
 faezeh3: اگر با پدر جنگ جوید کسی***** پدر بی گمان خشم گیرد بسی
 saye: یک شبی مجنون نمازش را شکست // بی وضو در کوچه لیلا نشست
 sedaf: تن به محنت ده اگر خواهی بگردی سر بلند @ گر نیفتادی به آتش اوج نگرفتی سپند
 del_o_delbar: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود // تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 kimia72: همه هست آرزویم ک ببینم از تو رویی/چ زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 جلیلی: یک دو شبی باش به پهلوی او /تا کند در تو اثر، خوی او
 24hr4: ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون/ همره کوکبه آصف دوران بروم
 جلیلی: من از بیگا نگان هر گز ننا لم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 sedaf: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند @ واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 parvanneh: متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست *گروهــــی آن گروهی این پســـندند
 24hr4: دلتنگ یا دلسنگ چون کوهی زمینگیر/ از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
 olivegreen97: مرغ دل در قفس سینه من می نالد/بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
 sedaf: بسیار مخور ورد مکن فاش مساز @ اندک خور و گهگاه خور و پنهان خور
 24hr4: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/چنین نیز هم نخواهد ماند
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 24hr4: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 olivegreen97: در آشیانه طوبا نماندم از سرناز/نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم
 24hr4: منم!عروس ارس!من!شبان دلداده/ هنوز هم به خدا دوست دارمت سارا
 olivegreen97: آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس/آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس
 vvahid: سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز /در درونم زنده است و زندگانی میکند
 sahar6725: درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
 فاطمه: در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
 mohadese626: دوش دیوانه شدم عشق مرادید و بگفت // آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوی
 619: یادم آید روز باران . . .. گردش یک روز دیرین . . . خوب و شیرین
 sahar6725: نسترن جام عقیقی به سمن خواهد داد/چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
 619: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی ؟ ..... یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 sahar6725: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش/می سپارم به تو از دست حسود چمنش
 619: شتر در خواب بیند پنبه دانه ....... گهی لف لف خورد گه دانه دانه {شعر هست ها ! }
 sahar6725: هان ای دل عبرت بین،از دیده عبر کن هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
 SinaHamidi: نیست اما طاقتم تا چشم بردارم ز تو/ من میان شب نویسم تا که بیدارم ز تو
 619: ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهایی ....... تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را
 amirghorbanpur: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود / زنهار از این بیابان , وین راه بی نهایت
 619: تا تو رفتی سایه شد خورشید رفت **** ابر آمد لحظه ای بارید رفت
 ستاره: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 amirghorbanpur: وقتی که شبت طعم عسل می گیرد / تنهایی من رنگ غزل میگیرد
 ستاره: دلم گرفته و گفتی دلت اگر دل بود/نمی گرفت ولی خلقت من از گل بود
 amirghorbanpur: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من / دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 ستاره: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 619: آمدی جانت به قربانم ولی حالا چرا **** بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 mohadese626: یارب این نوگل خندان ک سپردی ب منش / از بس ک نونور بودسپردم به ننش
 sahar6725: شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی/غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
 619: یک لحظه دیدن رخ جاجانم آرزوست **** یک دم وصال آن مه خوبانم آرزوست
 جلیلی: یار و غمخوار همدگر باشیم / تا بما نیم خرم و آزاد
 sahar6725: دلت پاک است اما با تمام سادگیهایت/به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
 619: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور **** کلبه ی احزان شود روزی کلستان غم مخور
 amirghorbanpur: راستی گر شبی نباشم من / چه غریب است ساحل تنها
 sahar6725: از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود/او بود بی وفا و در این گفتگو نبود
 حسن ق: دلم میسوزد زان سوز نگاهش / ازان لبخند شیرین قند لبانش...
 sahar6725: شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 amirghorbanpur: مرا به بند میکشی از این رها ترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 جلیلی: یکی را ز تن ، جامه در دزد گاه / بکندند از کفش پا تا کلاه
 nora1368: هرکس که شکار تو شود دل دارد / دیوانه که نه ... جنون کامل دارد
 حسن ق: در آیینه گر خویشتن دیدمی / به بی دانشی پرده ندردمی
 24hr4: یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس/ جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
 nora1368: درد یک پنجره را پنجره ها می دانند / معنی کور شدن را گره ها می دانند
 Arashtad: درین خشکی هجران ماهیانند ... بیا ای آب بحر زندگانی
 nora1368: یا به زوال می روم یا به کمال می رسم / یکسره کن کار مرا , بگو که عاشقم بگو
 جلیلی: وه! چه سخت است که انسان بربانش آرد/ آنچه از نقشه ایوان جهان ، درسرش است
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یا رب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم براور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
در آتش عشق خویش ده فرجامم .


 sedaf: ماجرای من ومعشوق مرا پایان نیست@ هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام
 جلیلی: من چو بحسن تو نبردم حسد / نو بر حسن تو بمن می رسد
 vvahid: دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست/پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
 24hr4: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد/ بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 جلیلی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 فاطمه: یارم تویی در عالم یار دگر ندارم / تا در تنم بود جان دل از تو بر ندارم
 جلیلی: مگر از منزل خود قهر کردی / که منزل در کنار شهر کردی
 sedaf: یا ر ب اندر کنف سایه آن سرو بلند@ گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 جلیلی: دست و پایی زد و گل را بربود / سوی دلدارش پرتاب نمود
 vvahid: دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم/روشنی بخشم ز نورم اخر خودم تنها بسوزم
 sara73: مااز ان پاک دلانیم که زکس کینه نداریم/یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم
 فاطمه: من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن دِرَود عاقبت کار که کشت
 olivegreen97: تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم/یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
 sedaf: تورا در بوستان باید که پیش سرو ننشینی/وگر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
 olivegreen97: مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب/فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا
 24hr4: اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم/ وگر تو زهر دهی به که دیگری تریاک
 olivegreen97: کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است /آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است
 24hr4: تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم/ اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
 olivegreen97: مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود/دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود
 جلیلی: دو چشم از جزع و دو گونه ز مرجان / گهر های فراوان هشته در جان
 amirghorbanpur: ناز چشمان خمار تو خریدن دارد / ساحل چهره ی ماه تو دویدن دارد
 sahar6725: دل میرود زدستم صاحبدلان خدا را/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 جلیلی: ای که ار کوچه ی معشوقه ما می گذری / مطمعن باش که سر می شکند دیوارش
 sahar6725: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد/بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
 Fahimeh69: دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود/تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود
 amirghorbanpur: در ظهر تابستان دستت خواب رفتم / آغوش نه ... در حلقه ی گرداب رفتم
 Arashtad: مرا گویی بدین زاری که هستی ... به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
 nora1368: من را تو نگر زچشم غمخوار / دیوانه ی خود دیو مپندار
 جلیلی: روز تو یک روز به پایان رسد / نوبت سرمای زمستان رسد
 AFSANEH1: دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت / الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
 
لینک یادداشت
roya17
roya17 سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۳
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ...هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 abouzar800: ♥ گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن / شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت ♥
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای
 saye: یک عمر هزارسال باید // تا من یکی از هزار گویم
 nafas18: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید قفسم برده به با غی و دلم شاد کنید
 saied: در دیاری که در او نیست کسی یار کس//کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
 mohammad74: یکی را بر مراد دل رسانی ///یکی را در غم و حسرت نشانی
 roya17: یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست... آن چه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
 sedaf: دوست دارد دوست این آشفتگی @ کوشش بیهوده به از خفتگی
 del_o_delbar: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور // کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 جلیلی: رنج چو عادت شود آسودگیست / قید بی آلایشی ، آلودگیست
 kimia72: تو که بی وقفه بر این زخم نمک میپاشی/مهربان باش و تسلای مرا تجربه کن
 roya17: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید...قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
 sedaf: دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد@ سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 جلیلی: دشمن دانا بلندت می کند / بر زمینت می زند نادان دوست
 24hr4: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کمالى را صفات اولیائیست / کما لى در کما ل بى ریا ئیست
 sedaf: درخون من غرور نیاکان تهفته است @ خشم وستیز رستو دستان است
 saye: تا توانی دلی بدست آور // دل شکستن هنر نمی باشد
 sedaf: در ان خلوت که دل دریاست آنجا@ همه سرچشمه ها آنجاست آنجا
 جلیلی: اول از روی ادب ای گل بانو سلام / دوم از روی محبت به تو دارم پیغام
 parvanneh: می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها *دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود
 PMSD: دنیا طلبیدیم به ما هیچ ندادند// ای وای بر ان اخرت ناطلب ما
 sedaf: اگر ان ترک شیرازی به دست آرد دل مارا@ به خال هندوش بخشم سر و دست تن و پارا
 جلیلی: ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است / ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
 kimia7: تا کی به تمنای وصال تو یگانه . اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 جلیلی: یکی را که در بند دید ی نخند / مبادا که فردا بیفتی به بند
 0azadeh0: دلم رفت و ندیدم روی دلدار افغان از این تطاول آه از این زجر
 sedaf: رموز مصلحت ملک خسروان دانند @ گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش
 kimia7: شال می بست و ندایی مبهم . که کمربند شهادت محکم
 جلیلی: من می خورم تو می کنی بد مستی / خاکم به دهن مگر که مستی ربی
 parvanneh: یکدم وصال یار ندیدم بعمر خویش* با آنکه آرزوی دلم جاودانه بود
 24hr4: دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من/ گر از قفس گریزم کجا روم کجا من؟
 olivegreen97: نازنینا نیازمند توام / عمر اگر بود می کشم نازت
 sedaf: تا زهره و مه در آسمان گشت پدید @ بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
 24hr4: دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد/ من نیز دل به باد دهم هر چه باد بد
 olivegreen97: دیگر شکسته بود دل و در میان ما/صحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبود
 24hr4: دلم در شاخه یاد تو پیچید/ چو نیلوفر شکفتم در هوایت
 olivegreen97: تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده/شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
 جلیلی: سوی افلاک شد آن روح خفیف / هر لطیفی گذرد سوی لطیف
 amirghorbanpur: فارغ از سودم و زیان چو عدم / طرفه بی سود و بی زیان که منم
 sahar6725: مرا می بینی و هر دم زیادت میکنی دردم/تو را می بینم و میلم زیادت میشود هر دم
 جلیلی: من از بیگانگان هرگز ننالم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 amirghorbanpur: در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد / گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
 sahar6725: ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنیست/عطری نماند از گل رنگین که بو نبود
 حسن ق: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
 sahar6725: دیدی ای دل که غم یار دگربار چه کرد/چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 PMSD: دستم نداد طاقت رفتن به سوی دوست // چندی به پای رفتمو چندی به سر شدم
 amirghorbanpur: مارا به رخت و چوب شبانی فریفته اند / این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست / عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 nora1368: تا در همه جهان یکی زندان هست / در هیچ کجای عالم آبادی نیست
 Arashtad: تا نگردی پاکدل چون جبرئیل ... گرچه گنجی، در نگنجی در جهان
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 AFSANEH1: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود/ تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
 
لینک یادداشت
asal2
asal2 چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۳
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست ***** آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
 saye: تو مپندار که خاموشی من // هست برهان فراموشی من
 جلیلی: نمی دانی چه بر من رفت از آن رفتار دلدارا / سپس چون رو بخانه رفتی و بگذاشتی ما را
 nora1368: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 حسن ق: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
 amirghorbanpur: سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
 PMSD: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا ///یار توی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 24hr4: از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم گشت از لطف رب
 nora1368: بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود / داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
 behzad48: دست درحلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد/تکیه بر عهدتوبادصبا نتوان کرد
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 Arashtad: تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده است ... عقل جزوی ننگ مانده بر سر یخ چون خری
 سارا: یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم / شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
 nora1368: ما هر دومان خطوط موازی کنار هم / اصلا دلیل پیری من سن و سال نیست
 amirghorbanpur: تا تو بوی زلف ها را می فرستی با نسیم / سعی من در سر به زیری , بی گمان بی فایده است
 سین میم صاد: تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت / به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
 سارا: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 جلیلی: ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد / عالمی بر باد شد ، بنیادت ای بر باد باد
 سارا: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی
 AFSANEH1: یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود