گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/دردا که را پنهان خواهد شد آشکارا
"حافظ"

 roya17: ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت...روزی تفقدی کن درویش بی نوارا
 Sufia: آینت دانی چرا غماز نیست/زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست."مولوی"
 shahla72: توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون // می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 هدیه: منعم نکن از دین قد و رخ و چشمت /من انس با سرو گل و بادام گرفته ام
 سارا: میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصر/بوی پیراهن اگر قافله سالار شود
 roya17: دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی...یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 24hr4: یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست/ آن چه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
 24hr4: دیشب به خواب پیری در کوی عشق دیدم/ با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
 faezeh3: ناله را هر چند میخواهم که پنهانش کنم***** سینه میگوید که من بارانی ام فریاد کن
 saye: نه قوتی که توانم کناره جستن از او // نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
 sedaf: ما ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم @ زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
 del_o_delbar: تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود// سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
 جلیلی: در سر این سبزه من و تو بهم / خوش بهم آئیم در این صبحدم
 kimia72: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست/تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
 جلیلی: تو کز محنت دیگران بی غمی / چرا لنگ کفش بر سرت می زنی
 sedaf: یکی درد ویکی درمان پسندد @ یکی وصل ویکی هجران پسندد
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 parvanneh: هر آنکس عاشق است از جان نترسد* یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد
 sedaf: دلا طمع مبرازلطف بی نهایت دوست @ چو لاف عشق زدی سرببازچابک و چست
 24hr4: تو خورشیدی و من شبنم چه سازم/ نه تاب دوری و نه تاب دیدار
 olivegreen97: راه خداپرستی ازین دلشکستگی است/اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است
 24hr4: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست/ دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
 olivegreen97: تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت/غم با دل رمیده ما آشنا نبود
 AFSANEH1: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد / ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
 فاطمه: دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه / هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست
 zahrafalahatkar: تا توانی دلی بدست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد
 AFSANEH1: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آزاد
 AFSANEH1: در میکده رهبانم و در صومعه عابد / گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
 فاطمه: دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تر است
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز / من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 جلیلی: مهرت نه عارضی است که جای دگر کنم/ عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
 AFSANEH1: منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی/ هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 جلیلی: من از آن روز می ترسم که چون با ما به مهر آیی / برسم عشق ،لوح دل ز نقش من بیارایی
 PMSD: یوسف مصری را بگو سکه به نام خود زند //هر پسری عزیز شد یاد پدر نمی کند
 
لینک یادداشت
amirghorbanpur
amirghorbanpur دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود
باید بگویم اسم دلم , دل نمی شود
دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه ی تو است که عاقل نمی شود


 Fahimeh69: دو عالم را به یک بر از دل تنگ/برون کردیم تا جای تو باشد
 amirghorbanpur: دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
 sahar6725: زاهد نداشت تاب نگاه پری رخان/کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت
 amirghorbanpur: تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی / من شکست داده را خودت برنده میکنی
 Fahimeh69: یا بشکن این قرار محبت بین ما/ یا لابلای زلف تو چون شانه می روم
 بهارخاموش: منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن /// منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 PMSD: نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار//چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
 rezayi: معیار دوستان دغل روز حاجت است//قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
 سارا: با حریفان گفته ای خواهی فراموشم کنی/ سرخوش از این گفته ام,چون یادی از من کرده ای
 sahar6725: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 Fahimeh69: دوزخ پی عقوبت ما کافرام کم است/ ما را مگر به اتش هجران سزا دهند
 حسن ق: دوش دیدم که ملئک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دویت
 sama89: تا توانی دلی بدست آور / این چنین حاصلی بدست آور
 amirghorbanpur: راحت از این همه دلتنگی من می گذری / شاید قاعده ی دوره ی ارزانی هاست
 nora1368: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم / تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
 حسن ق: مرا یک دل بود که تو بردی و مرا / بی دلی آمدو با عقل حیران میشوم
 Fahimeh69: من از بند تو اخر می گریزم / نه با پا بلکه با سر میگریزم
 سین میم صاد: ما را هوای دیگر و سودای دیگریست / در این سری که بر سر زانو نهاده ایم
 sedaf: مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است@ این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 Fahimeh69: تیر مژگان تو روزی ز کمان گر گذرد /اولین بار منش سینه سپر خواهم کرد
 nora1368: در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست / خوشا بحال کلاغان قیل و قال پرست
 sahar6725: تا اول عشق است من مشق جدایی میکنم/با دیو نافرمان خود زورآزمایی میکنم
 amirghorbanpur: مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیت / سلام وحال پرسی و شروع خوش زبانیت
 vvahid: تو بودی و بهار بود و عشق بود و امید/تو رفتی و بهار رفت و هر چه بود گذشت
 saye: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد // بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 amir143: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل/ مطیع نفس شیطانی چه حاصل
 nora1368: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور / ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 amirghorbanpur: تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من
 kardelen: نیازارم ز خود هرگز دلی را / که می ترسم در او جای تو باشد
 kimmy: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/ دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 nora1368: تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی / من : کشوری که با همه در حال جنگ بود
 حسن ق: داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار / مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
 nora1368: تو دریای من بودی آغوش وا کن / که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
 mahya619: دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم / ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم
 sara73: مرا عهدی است با جانان که تاجان در بدن دارم /هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 24hr4: مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت/ خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
 Arashtad: تاغم به سوی غم رودخرم سوی خرم رود ... تاگل به سوی گل رود تادل برآید بر سما
 nora1368: این عشق نیست فاجعه ی قرن آهنست / من بودنی که عاقبتش نیست بودنست
 سین میم صاد: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد / بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 جلیلی: دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان/ با بدان خوبی و با خوبان بدی ای قلتبان
 AFSANEH1: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم / دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 24hr4: ای دوست قبولم کن و جانم بستان/ مستم کن و وز هر دو جهانم بستان
 AFSANEH1: نفسی داشتم و ناله و شیون کردم / بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
 جلیلی: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است
 AFSANEH1: تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس/ خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
 AFSANEH1: آسمان چون جمع مشتاقانش پریشان م کند / در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
 فاطمه: ای صاحب کرامت شکرانه سلامت ... روزی تفقدی کن درویش بی نوا را
 AFSANEH1: ای لولی بربط زن تو مست تری یا من / ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
 جلیلی: هر آنچه مکنی بکن ای دشمن قوی !/ من نیز اگر قوی شدم از تو بترکنم
 AFSANEH1: من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه/ صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
 جلیلی: هوا وا ماند ز آشوب و به ساحل شد قرین کشتی / من از مرسوم هر روزی ،زکشتی چون برون گشتی
 
لینک یادداشت
Fahimeh69
Fahimeh69 چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳
اشیان من دیوانه اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید

 amirghorbanpur: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 sahar6725: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 amirghorbanpur: در آن نفس که بمیرم , در آرزوی تو باشم / بدان امید دهم جان , که خاک کوی تو باشم
 sedaf: من بنده آن دمم که ساقی گوید @یک جام دگر بگیر ومن نتوانم
 amirghorbanpur: من را تو نگر ز چشم غمخوار / دیوانه ی خود دیود مپندار
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو آیستاده ای دست افتاده گیر
 sahar6725: راه می دیدند پایان ناپدید/درد می دیدند درمان ناپدید
 Fahimeh69: در محفل خود راه مده همچو منی را/که افسرده دل افسرده کند انجمنی را
 RainDrop: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی
 Fahimeh69: یا رب چه چشمه ایست محبت که من از ان/یه قطره اب خوردم و دریا گریستم
 amirghorbanpur: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 Fahimeh69: دلی بی تاب و عاشق پیشه دارم /مزن سنگم که بار شیشه دارم
 amirghorbanpur: من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم / گر میتوانی یک نفس با من بمان ای دوست
 sahar6725: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 Fahimeh69: تو را برای وفای تو دوست می دارم / وگرنه دلبر پیمان شکن فراوان است
 vvahid: تا شدم حلقه بگوش در میخانه عشق/هر دم از نو غمی اید به مبارکبادم
 Fahimeh69: مسلمانان مرا وقتی دلی بود/ که با وی گفتمی گر مشکلی بود
 sahar6725: در راه قم هر چه گذشتم عبوس بود/پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
 Fahimeh69: دل من مجمع مجموع پریشانیهاست/ این خرایست که جای همه ی ویرانی هاست
 amirghorbanpur: تو همانی که دلم لک زده لبخندش را / او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 Fahimeh69: به به بسیار زیبا
 Fahimeh69: ان روز که تعلیم تو میکرد معلم / مگر بر لوح تو ننوشت حرف وفا را
 amirghorbanpur: امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام / بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام
 حسن ق: من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه / صدبار به تو گفتم کم کن دوسه پیمانه
 جلیلی: هان ای پسر عزیز دلبند / بشنو ز پدر نصیحتی چند
 sama89: دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد / سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 amirghorbanpur: در این سرای بی کسی , کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما , پرنده پر نمی زند
 sahar6725: درد ما را نیست درمان الغیاث/هجر ما را نیست پایان الغیاث
 nora1368: -ثانیه ها در پی هم میروند / نیست کسی در پی آنها رود
 Fahimeh69: دندان که در دهان نبود خنده بد نماست/دکان بی متاع چرا وا کند کسی
 amirghorbanpur: یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم / از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
 Fahimeh69: مرا خون شد ز هجرت گر دلی بود/ تو را ویرانه شد گر منزلی بود
 amirghorbanpur: در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت / باور نمی کردم به آسانی دلم رفت
 nora1368: تو را که هر چه مراد است در جهان داری / چه غم ز حال ضعیفان نا توان داری
 Fahimeh69: یک ذره وف را به دو عالم نفروشیم/ هرچند در این عهد خریدار ندارد
 sahar6725: دردیست درد عشق که هیچش کناره نیست/آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
 amirghorbanpur: توی آغوش تو دنیای تغزل خوابست / تیغ ابروی تو آماده ی ویرانی هاست
 nora1368: تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسی , من به خدا رسیده ام
 saye: ما چون زدری پای کشیدیم کشیدیم // امید ز هرکس بریدیم بریدیم
 جلیلی: مدام از دم آن، حذر می نمود / بر آن عاجزانه ، نظر می نمود
 nora1368: در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
 حسن ق: تو را شهوت و حرص و کین و حسد / چو خون در رگانت جان در جسد
 24hr4: دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/ رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
 nora1368: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 24hr4: دلم در شاخه یاد تو پیچید/ چو نیلوفر شکفتم در هوایت
 Arashtad: تقویم عمر پوچ من است اینکه می رود // دور از تو پاک دلزده از این توالی ام
 24hr4: ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده/ بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
 AFSANEH1: نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی / سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
 جلیلی: ای آنکه نداری خبر از عالم عشق / این نکته بدان که زندگانی عشق است
 AFSANEH1: تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی/ من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
 جلیلی: من می ، خورم و تو می کنی بد مستی / خاکم به دهن مگر که مستی ربی
 24hr4: یا عقل تقوا پیشه را از عشق می دوزم کفن/ یا شاهد اندیشه را از عقل عریان می کنم
 AFSANEH1: من که با عشق نراندم به جوانی هوسی / هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 جلیلی: من روی پاک سجده نهادم تو روی خاک / زاهد برو، معامله ما نمی شود
 AFSANEH1: در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم/هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
 جلیلی: هر آن کس که دارد هش و رای و دین/ پس از مرگ بر من کند آفرین
 
لینک یادداشت
24hr4
24hr4 پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را



 mahya619: آسمان بوی اجابت میدهد /بس که قندیل دعا آویخته ست
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای
 Arashtad: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب // بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
 24hr4: دلتنگم و دیدار تو درمان من است/ بی رنگ رخت زمانه زندان من است
 star279: تنها نه فرات که هفت دریا می سوخت / از تشنگیت تمام دنیا می سوخت
 star279: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط / باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
 24hr4: طره پریشانش دیدم و به دل گفتم/ این همه پریشانی بر سر پریشانی
 AFSANEH1: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 24hr4: ای با همه مثل سایه همراه/ تنهاتر از این شدن چگونه؟
 AFSANEH1: هر کس به طریقی دل ما می شکند / بیگانه جدا دوست جدا می شکند
 جلیلی: دوستی بادشمنان و دشمنی بادوستان / با بدان خوبی و با خوبان بدی ای قلتبان
 AFSANEH1: نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل / نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه
 جلیلی: هنوز عکس صدا آید بگوشم زآن صدایی را/ که با آن راندیم از خود، چو بیخیری گدایی را
 
لینک یادداشت
asal2
asal2 چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۳
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست ***** آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
 saye: تو مپندار که خاموشی من // هست برهان فراموشی من
 جلیلی: نمی دانی چه بر من رفت از آن رفتار دلدارا / سپس چون رو بخانه رفتی و بگذاشتی ما را
 nora1368: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 حسن ق: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
 amirghorbanpur: سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
 PMSD: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا ///یار توی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 24hr4: از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم گشت از لطف رب
 nora1368: بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود / داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
 behzad48: دست درحلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد/تکیه بر عهدتوبادصبا نتوان کرد
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 Arashtad: تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده است ... عقل جزوی ننگ مانده بر سر یخ چون خری
 سارا: یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم / شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
 nora1368: ما هر دومان خطوط موازی کنار هم / اصلا دلیل پیری من سن و سال نیست
 amirghorbanpur: تا تو بوی زلف ها را می فرستی با نسیم / سعی من در سر به زیری , بی گمان بی فایده است
 سین میم صاد: تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت / به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
 سارا: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 جلیلی: ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد / عالمی بر باد شد ، بنیادت ای بر باد باد
 سارا: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی
 AFSANEH1: یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 24hr4: دوش من بودم و آن بت بنده نواز/ از من همه لابه بود و از وی همه ناز
 AFSANEH1: زن و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 جلیلی: من بجز تنبلی این را چه بنامم که تو هی / خفته هر روزه و روزی ز فلک می خواهی
 AFSANEH1: یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم/ در میان لاله و گل آشیانی داشتم
 جلیلی: من به مردن راضی ام اما نمی آید اجل / بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید
 24hr4: در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/ کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد
 AFSANEH1: در میکده و دیر که جانانه تویی تو / مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
 جلیلی: ولی هیهات کین گرمی بکف ناید بدین سردی/ کنون بسیار مانده تا تو درس عشق آموزی
 AFSANEH1: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 PMSD: آمدی جانم به قربانت ول حالا چرا//بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 zhila93s: همه شوکت و ناموس شهان آخر کار // چند سطریست که برصفحه دفتر گذرد
 جلیلی: در دیده بجای خواب آبست مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 
لینک یادداشت
roya17
roya17 شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر .... یادگاری که در این گنبد دوار بماند

 roya17: دردیست درد عشق که هیچش کناره نیست...آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
 24hr4: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 سارا: کسی نمانده دگر تا به تیغ ناز کُشی / مگر که زنده کنی مرده را و باز کُشی
 جلیلی: یکی را که در بند دیدی نخند / مبادا که فردا بیفتی به بند
 AFSANEH1: دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت /الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
 24hr4: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟
 جلیلی: یکی را ز تن، جامه در دزد گاه/ بکندند از کفش پا تا کلاه
 AFSANEH1: هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود / که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
 zhila93s: مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی /////که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی
 جلیلی: یارب ز می طهور پر کن جامم / فرزند غمم به غم بر آور کامم
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست


 جلیلی: تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت نهند آدمی
 24hr4: یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند/ کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
 AFSANEH1: دوش خلوتی بو با خیالت دل مارا / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کزدم
 جلیلی: من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق / آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد
 AFSANEH1: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا دانند حریفان که تو منظور منی
 zhila93s: یا بزن سیلی به رویم یا نوازش کن سرم /// در دو حالت چون رسم بردست تو می بوسمش
 جلیلی: شدم غرق تماشای تو ،ماه سرو بالا را/ فشاندی باد بر رویت دو زلف مشک آسا را
 
لینک یادداشت
sedaf
sedaf دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
سلام من به خوزستان پیام من به سامانش....به بهمنشیر جوشان و به کارون خروشانش
 24hr4: شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر/ کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو
 mohammad74: و گر روم ز پیش یک دم از هواداری/// چو باد در پیش افتم چو خاک بگریزد
 سین میم صاد: دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی
 sedaf: یا رب به کریمیت که خوارم نکنی @ درمانده اهل روزگارم نکنی
 del_o_delbar: یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد // دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 جلیلی: دانمت از جنس بشر برتری / لیک ندانم بشری یا پری
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق ج
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 sedaf: آنکه میپنداشتم خورشیدم اوست @ آفتابی شد به بام آرزو
 جلیلی: وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی که این پاداش ما است
 parvanneh: تـا چـشم دل به طلعت آن ماه منظر است * طـالـع مـگو که چشمه خورشید خاورست
 sedaf: تیغ برانی گر به دستت داد روزگار @ هر چه می خواهی ببر اما مبر نان کسی
 جلیلی: یکی از بزرگان اهل تمیز /حکایت کند زابن عبدالعزیز
 sedaf: زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست @ بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن
 جلیلی: نمی جوئی نشان از دوستانت ‏@‏ نمی خواهی که کس جوید نشانت
 kimia7: تو و طوبی و ما و قامت یار . فکر هرکس به قدر همت اوست
 سین میم صاد: تاب بیاور مرا عشق به چنگ آمده / لشگر چشمان تو باز به جنگ آمده
 جلیلی: هان ای پسر عزیز و دلبند ‏/ بشنو ز پدر نصیحتی چند
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 kimia7: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن حویش را کنیم آباد
 sedaf: در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت @ واکنون شدم به مستان چون ابروی تو مائل
 kimia7: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است . وز پی دیدن او دادن جان کار من است
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت .
 parvanneh: تا به کی جان کندن اندر آفتاب؟ ای رنجبر! *ریختن از بهر نان از چهره آب، ای رنجبر!
 sedaf: راه تو بهر روش که پویند خوش است @ وصل تو بهر جهت که جویند خوش است
 جلیلی: تو خود گفتی که هرکس بود بیدار / در ایران می رود آخر سر دار.
 sedaf: روزها فکر من اینست و همه شبها سخنم @ که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
 olivegreen97: ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت/وی جام بلورین که خورد باده نابت
 فاطمه: تیشه بر تن زد و پا از در شیرین نکشید / در ره عشــــــق که پادار تر از فرهاد است
 olivegreen97: تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است/خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
 sedaf: تو غره بدان مشو که می می نخوری @ صد لقمه خوری که می غلام است آن را
 24hr4: آنان که محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند
 olivegreen97: دل با امید وصل به جان خواست درد عشق/آن روز درد عشق چنین بی دوا نبود
 24hr4: در انجماد سکون پیش از آن که سنگ شوم/ مرا به هرم نفس های عشق آب کنید
 olivegreen97: در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم/پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز
 sedaf: ز این پیش نبودیم ونبود هیچ خلل @ ز این پس چو نباشیم همان خواهد بود
 olivegreen97: در بیابان عدم بی توشه رفتن مشکل است/نیستی در فکر تخم افشانی ای دهقان چرا
 vvahid: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا /به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل و جانند @ بسسسسیار گرامی تر از آنند که دانند
 sahar6725: در منی و اینهمه ز من جدا/با منی و دیده ات بسوی غیر
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو ایستاده ای دست افتاده گیر
 AFSANEH1: راه پنهانی میخانه نداند همه کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
 جلیلی: روز تو یک روز به پایان رسد / موقع سرمای زمستان رسد
 PMSD: در بی خری از تو صد مرحله در پیشم//تو بی خبر از پیشی من بی خبر از پیشم
 AFSANEH1: من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
 24hr4: یا رب این آتش که در جان من است/ سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
 AFSANEH1: لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست/ تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
 فاطمه: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی / یکی زین چاه ظلمانی برن شو تا جهان بینی
 جلیلی: یکی بیرق و شیر و خورشید نر / بباید شدن هادی ما نه زر
 AFSANEH1: رسم عاشق کشی و شیوه ی شهر آشوبی / جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
 zhila93s: ل سفر کن در منا و عید قربان را ببین ////چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
 جلیلی: نقاب ناز کینت را ،هوای باد از رویت / خرامنده درختی بد بلنداندام دلجویت
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یارب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم بر اور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
درآتش عشق خویش ده فر جامم ،


 جلیلی: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 kimia7: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست . من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 parvanneh: تـا کـه از طـارم مـیـخـانـه نـشـان خـواهد بود* طــاق ابـروی تـوام قـبـلـه جـان خـواهـد بـود
 24hr4: دو تنها و دو سرگردان دو بی کس/ دد و دامت کمین از پیش و از پس
 olivegreen97: ساز در دست تو سوز دل من می گوید/من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
 sedaf: بلبل به زبان حال خود با گل زرد @ فریاد همی کند که می باید خورد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی آخر از دست دل بر سر من
 olivegreen97: نوای باربدی خسروانه کی خیزد/مگر به حجله شیرین گذر کند پرویز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 olivegreen97: ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر/برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده
 24hr4: هفتاد پشت ما از نسل غم بودند/ ارث پدر ما را اندوه مادرزاد
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 zeinabhaghi: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند // همدم گل نمیشود یاد چمن نمیکند
 mhrlrz: دل پرحسرت محنت نصیبم/تن بیچاره ناپیدا طبیبم/ندانم شرح حال دل را به که گویم/ز یاران دورم و اینجا غریبم
 olivegreen97: ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است/دائم گرفته چون دل من روی ماهش است
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 PMSD: انچه سعی است که من در طلبش بنمایم// انقدر هست که تغدییر و قضا نتوان کرد
 فاطمه: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 sahar6725: تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند،آنگاه/چه آتشها که در این کوه برپا میکنم هر شب
 amirghorbanpur: بی همگان بسر شود / بی تو بسر نمی شود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 sahar6725: دلم فریاد میخواد ولی در انزوای خویش/چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
 جلیلی: برو ای غم که مهمان دارم امشب / عزیزی بهتر از جان دارم امشب
 sahar6725: برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر/که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
 amirghorbanpur: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی , هی خبرت می آید
 sahar6725: دردم از یار است و درمان نیز هم/دل فدای او شد و جان نیز هم
 حسن ق: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 جلیلی: دل پر حسرت محنت نصیبم / تن بیچاره نا پیدا طبیبم
 sama89: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد / مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
 amirghorbanpur: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 حسن ق: دراین سرای بی کسی کسی به در نمیزند / به دشت پرملال ماپرنده پرنمیزند
 sahar6725: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن/در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 amirghorbanpur: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 saye: درست اول این نوبهار عاشق شد // دلم میان همین گیرودار عاشق شد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 saye: نترسم که با دیگری خو کنی // تو با من چه کردی که با او کنی؟
 جلیلی: یکی تخت زر ، زیر پایم نهند / به نیکوترین قصر ، جایم دهند
 nora1368: دردها بسیار اما نوشدارو ها کم است / دل که میگیرد تمام سحر و جادوها کم است
 حسن ق: توخود را چو کودک ادب کن به چوب / به گرز گران مغز مردم مکوب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 nora1368: دیوانه ام که به عقلم نیاورند / دیوانه تو است که عاقل نمی شود
 Arashtad: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی ... پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 nora1368: ای وای در این دار فنا خستگی ما / چیزی نبود جز غم دلبستگی ما
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم/ گاهی از کوچه ی معشوقهی خود می گذرم
 جلیلی: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است
 AFSANEH1: نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی / لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست / عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد /دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 فاطمه: دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت / دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
 AFSANEH1: تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می / زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
 جلیلی: هر درختی به مصافش، سری آورد فرود/ یا که در کرنش و یادر صدد کشمکش است
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم / گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود می گذرم
 zhila93s: ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم ////// با مدّعیِ عاکفِ مسجد، به نبردیم
 جلیلی: مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم / عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
 
لینک یادداشت
سحر
سحر سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۲
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است...
 mohadese626: توراباغیرمیبینم صدایم درنمی آید // دلم میسوزدوکاری زدستم برنمی آید
 حمید ضیایی قمی: در قلب تو ای یار مرا راه نباشد/ ما را بجز از کوی تو درگاه نباشد
 سحر: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 elahetiri: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم//دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 سحر: ای دل بر ما مباش بی دلبر ما / یک دلبر ما به که دوصد دل برما/ نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما/ یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
 katei: الا ای قطره اشکی که بر مژگانم آویزی*** هزاران عقده بگشایی اگر بر دامنم ریزی
 71pooriya: یکی روبهی دید بی دست و پای / فرو ماند در لطف و صنع خدای
 alijenab: یوسف که در جمال ندارد،کسی نظیر//رویش صفا ز اشک زلیخا گرفته قرض
 najmeh65: ضعف پیری فکند بی جگران را از پای دل چو افتاد قوی ٬ پشت دوتا شمشیر است
 سحر: تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست / خاک بر پشتش نشیند آنکه یار از من گرفت
 30gol: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 elahetiri: تا زلف دوتای تو بلای دل ما شد//سودای دل ما که یکی بود دوتا شد
 حمید ضیایی قمی: دلى را چون دل من تنگ و تاریک / مثال قلب ویرانهامگردان
 sina15: نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد / حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد
 raha71: دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت/ آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
 ---: تجلی گه خود کرد خدا دیده ی مارا//در این دیده درآیید و ببینید خدارا
 Elaheh1990: الا ای دولت طالع که قدر وقت می دانی / گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش
 vania: شهریاراباخداکن اشتی/گرچه جای اشتی نگذاشتی
 ---: یار مردان خدا باش که در کشتی نوح/هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
 سحر: ای که مهجوری عشاق روا میداری/ عاشقان را ز بر خویش جدا می داری
 raha71: یارم چو قدح به دست گیرد/ بازار بتان شکست گیرد
 سحر: دوش می گفت به مژگان درازت بکشم/ یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر
 elahetiri: رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود//دیگر به چه امید در این شهر توان بود
 raha71: دیگر دلم هوای سرودن نمیکند/ تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
 سحر: تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین/ همه غصه ام بود از همین که خدا نکرده خطا کنی
 kiu1299: یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان && کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
 سحر: دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من/الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
 kiu1299: نی حدیث راه پر خون می کند && قصه های عشق مجنون می کند
 سحر: دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد/ شاید که فرهاد به خواب شیرین رفته باشد
 71pooriya: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود / تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
 سحر: دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 kiu1299: اول آن کس که خریدار شدش من بودم && باعث گرمی بازار شدش من بودم
 71pooriya: ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی / آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود
 katei: دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند ***خواجه ان است که باشد غم خدمتکارش
 kiu1299: شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت && با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت
 71pooriya: تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان می ده / چو گرمی از تو می بینم چه باک از خصم دم سردم
 saAriInaA: من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم/که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخارا
 سحر: آن یار کزو خانه ما جای پری بود / سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود
 pantea: دانی که فدایی زلفت منم من/بر هر چه تو گویی میدهم تن
 vahshi: نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
 kiu1299: نگفتی گر بیفتی گیرمت دست && ازین افتاده تر که‌اکنونم ای دوست
 asal2: تو را پرواز بس زود است و دشوار ****ز نو کاران که خواهد کار بسیار
 سحر: روزگاریست که من طالب دیدار تو ام/ فکر من باش در این شهر گرفتار تو ام
 arefe8888: من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی / در خزانه به مهر تو و نشانه توست
 romina2000: تا به کی کودنی و مستی و خودرایی/تا به کی کودکی و بازی و نادانی
 hadise67: یک به یک با مژگانت دل من مشغول است / میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟
 سحر: مرا که دست قضا بر دو دیده خنجر زد/چه سالهاست کز دست دل زنم فریاد
 zhila93s: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
 zhila93s: دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری مرضیه السجایا محموده الخصائل
 حمید ضیایی قمی: لیک گر دست ندادم این بخت / جز رود عمر به حسرت چکنم
 mostafa008: ما را ز خیال تو چه پروای شراب است / خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
 avin: تو نیز از نیاکان بیاموز /کار اگر در سرت شور سر زندگی است
 سحر: تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب/ جان عزیز خود به نوا می فرستمت
 kiu1299: تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود && ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار می‌رسد
 ستاره: دیریست که دلدار پیامی نفرستاد/ ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
 kiu1299: در عشق چه لفظهاست بردوختنی&& ای بی خبر از سوخته و سوختنی
 zhila93s: یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز // دل سرا پرده‌ی صد راز نهان بود مرا
 kiu1299: آنان که خاک را به نظر کیمیاکنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 zhila93s: در دایره قسمت ما نقطه ی تسلیمیم // لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
 parisa: یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز ///که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
 magamifard fatemeh: در محفل خود راه مده همچو منی را/ افسرده دلی افسرده کند انجمنی را
 ffam: ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟ / هر دم به هوای دل ما می آیی
 parisa: یار اندر دل آن خسرو شیرین انداز //که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
 sedaf20: در خون من غرور نیاکان نهفته است//خشم وستیز رستم دستان نهفته است
 ffam: تجلی گه خود کرد خدا دیده ما را // در این دیده در آئید و ببینید خدا را
 parisa: آسمان بار امانت نتوانست کشید///قرعه فال به نام من دیوانه زدند
 sedaf: دانی که دل اسیر دارم @ دردی نه دوا پذیر دارم
 سحر: می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان/ هجران بلای ما شد یارب بلا بگردان
 tilishiya68: همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی// چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 zhila93s: یک نظر در خود بیافکن کیستی ؟ عاشقی مستی خماری چیستی ؟
 afkl: یکی قطره باران ز ابری چکید/ خجل شد چو پهنای دریا بدید
 zhila93s: در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم // هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
 kiu1299: هر که دلارام دید از دلش آرام رفت && باز نیابد خلاص هر که در این دام رفت
 parisa: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست/// راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
 shagaieg: چشم در چشم افتد عشق پدید آید/// در طلب وصال ان جان به لب آید
 44Sajad44: دل از من برد و روی از من نهان کرد /// خدا را با که این بازی توان کرد
 RAHIM789: دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 roya17: آمد سحری ندا زمیخانه ما....که ای رند خراباتی دیوانه ما
 pantea: الا ای آهو ی وحشی کجایی/ مرا با توست چندین آشنایی
 roya17: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا...یار تویی غارتویی خواجه نگه دار مرا
 daneshamooz: اگر تویی که می باش....که در قلب من جا انداختی
 1985ha: یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب **** کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
 monika64: تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو می گردم/ توای پیدا و ناپیدا به دنبال تو می گردم
 zhila93s: ما زین جهان از پی دیدار میرویم // از بهر دیدن حیدر کرار میرویم
 vafaali: باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
 del_o_delbar: آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا // مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
 del_o_delbar: دنیا دنیا دل من شد اسیرش // دنیا دنیا اونو از من نگیرش
 parvanneh: شـنـیده ام که به شاهان عشق بخشی تاج* بـه تـاج عـشـق تـو مـن مـستحقم و محتاج
 سحر: جوانی شمع ره کردم که جوییم زندگانی را *** نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
 AFSANEH1: آسمان چون جمع مشتاقانش پریشان می کند / در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
 zhila93s: ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه//// زان پیش که گویند که از دار فنا رفت