گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم/گر تو بگوییم که نی ،نی شکنم شکر برم
"مولوی"

 سارا: ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است/ بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم
 roya17: من نگویم ک مرا از قفس ازاد کنید...قفسک برده ب باغی ودلم شاد کنید
 احمد22: دوست وقت مردن اندر روی من خندید و رفت/من چو دیدم روی او زین روی خندان می روم
 24hr4: ما بی غمان مست دل از دست داده ایم/ همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم شپیده دمان آفتاب را
 faezeh3: اگر با پدر جنگ جوید کسی***** پدر بی گمان خشم گیرد بسی
 saye: یک شبی مجنون نمازش را شکست // بی وضو در کوچه لیلا نشست
 sedaf: تن به محنت ده اگر خواهی بگردی سر بلند @ گر نیفتادی به آتش اوج نگرفتی سپند
 del_o_delbar: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود // تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 kimia72: همه هست آرزویم ک ببینم از تو رویی/چ زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 جلیلی: یک دو شبی باش به پهلوی او /تا کند در تو اثر، خوی او
 24hr4: ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون/ همره کوکبه آصف دوران بروم
 جلیلی: من از بیگا نگان هر گز ننا لم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 sedaf: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند @ واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 parvanneh: متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست *گروهــــی آن گروهی این پســـندند
 24hr4: دلتنگ یا دلسنگ چون کوهی زمینگیر/ از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
 olivegreen97: مرغ دل در قفس سینه من می نالد/بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
 sedaf: بسیار مخور ورد مکن فاش مساز @ اندک خور و گهگاه خور و پنهان خور
 24hr4: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/چنین نیز هم نخواهد ماند
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 24hr4: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 olivegreen97: در آشیانه طوبا نماندم از سرناز/نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم
 24hr4: منم!عروس ارس!من!شبان دلداده/ هنوز هم به خدا دوست دارمت سارا
 olivegreen97: آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس/آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس
 vvahid: سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز /در درونم زنده است و زندگانی میکند
 sahar6725: درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
 فاطمه: در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
 mohadese626: دوش دیوانه شدم عشق مرادید و بگفت // آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوی
 619: یادم آید روز باران . . .. گردش یک روز دیرین . . . خوب و شیرین
 sahar6725: نسترن جام عقیقی به سمن خواهد داد/چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
 619: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی ؟ ..... یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 sahar6725: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش/می سپارم به تو از دست حسود چمنش
 619: شتر در خواب بیند پنبه دانه ....... گهی لف لف خورد گه دانه دانه {شعر هست ها ! }
 sahar6725: هان ای دل عبرت بین،از دیده عبر کن هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
 SinaHamidi: نیست اما طاقتم تا چشم بردارم ز تو/ من میان شب نویسم تا که بیدارم ز تو
 619: ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهایی ....... تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را
 amirghorbanpur: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود / زنهار از این بیابان , وین راه بی نهایت
 619: تا تو رفتی سایه شد خورشید رفت **** ابر آمد لحظه ای بارید رفت
 ستاره: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 amirghorbanpur: وقتی که شبت طعم عسل می گیرد / تنهایی من رنگ غزل میگیرد
 ستاره: دلم گرفته و گفتی دلت اگر دل بود/نمی گرفت ولی خلقت من از گل بود
 amirghorbanpur: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من / دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 ستاره: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 619: آمدی جانت به قربانم ولی حالا چرا **** بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 mohadese626: یارب این نوگل خندان ک سپردی ب منش / از بس ک نونور بودسپردم به ننش
 sahar6725: شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی/غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
 619: یک لحظه دیدن رخ جاجانم آرزوست **** یک دم وصال آن مه خوبانم آرزوست
 جلیلی: یار و غمخوار همدگر باشیم / تا بما نیم خرم و آزاد
 sahar6725: دلت پاک است اما با تمام سادگیهایت/به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
 619: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور **** کلبه ی احزان شود روزی کلستان غم مخور
 amirghorbanpur: راستی گر شبی نباشم من / چه غریب است ساحل تنها
 sahar6725: از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود/او بود بی وفا و در این گفتگو نبود
 حسن ق: دلم میسوزد زان سوز نگاهش / ازان لبخند شیرین قند لبانش...
 sahar6725: شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 amirghorbanpur: مرا به بند میکشی از این رها ترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 جلیلی: یکی را ز تن ، جامه در دزد گاه / بکندند از کفش پا تا کلاه
 nora1368: هرکس که شکار تو شود دل دارد / دیوانه که نه ... جنون کامل دارد
 حسن ق: در آیینه گر خویشتن دیدمی / به بی دانشی پرده ندردمی
 24hr4: یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس/ جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
 nora1368: درد یک پنجره را پنجره ها می دانند / معنی کور شدن را گره ها می دانند
 Arashtad: درین خشکی هجران ماهیانند ... بیا ای آب بحر زندگانی
 nora1368: یا به زوال می روم یا به کمال می رسم / یکسره کن کار مرا , بگو که عاشقم بگو
 جلیلی: وه! چه سخت است که انسان بربانش آرد/ آنچه از نقشه ایوان جهان ، درسرش است
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد /آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 جلیلی: دین گر ز میان رفت نه آنید و نه اینید / بنشسته همی دشمن آیین به کمینتان
 
لینک یادداشت
sahar6725
sahar6725 پنج شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳
آزادگان به عشق خیانت نمی کنند/او را خصال مردم آزاده خو نبود
"شهریار"

 فاطمه: دست طمع چو میکنی پیش کسان دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
 mohadese626: شبی درحالت مستی نشستم گریه ها کردم // برای این دل رسوا شبی تاصبح دعا کردم
 619: من بی برگ خزان دیده دگر رفتنیم .... تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
 sahar6725: نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی/که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
 619: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ...... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 sahar6725: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود/رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
 619: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند......... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 sahar6725: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 619: یه توپ دارم قلقلی ..... { لـــول } ..... ← یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم ... رفت و بگذشت آن شب و شب های دگر هم .. نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 amirghorbanpur: مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 619: یار دبستانی من.... با من و همراه منی ... چوب الف بر سر ما .. بغض من و آه منی
 amirghorbanpur: یا به زوال می روم یا به کمال میرسم / یکسره کن کار مرا , بگو که عاشقم بگو
 619: وز هیچ کسی دو گوش نشود **** که این آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
 amirghorbanpur: دنیای به روی سینه من دست رد گذاشت / بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
 mohadese626: تاتونگاه میکنی کارمن آه کردن است // ای به فدای چشم تواین چه نگاه کردن اسست
 sahar6725: تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل،روانه
 619: هین سخن تازه بگو تا 2 جهان تازه شود***** وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 sahar6725: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی/آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 619: یک آینه کس نمیده بی صورت تو **** نی نی که ز لطف همه در آینه ها
 sahar6725: اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود/از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود
 amirghorbanpur: در لا به لای موی تو زنجیر می شود / قلبی که با نگاه تو تسخیر می شود
 sahar6725: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد/حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 amirghorbanpur: در قله ی قاف چشم تو رازی نیست / من نقطه پایانم و آغازی نیست
 sahar6725: ترا میخواهم و دانم که هرگز،به کام دل در آغوشت نگیرم/تویی آن آسمان پاک و روشن،من این کنج قفس مرغی اسیرم
 حسن ق: مرنجان دلم را چواین مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 جلیلی: در چمن حسن - گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 sama89: هر شب و هر سحر تورا من به دعا بخواستم / تا به چه شیوه ها تو را من ز خدا بخواستم
 amirghorbanpur: منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر / لای موهای تو گم کرد خداوندش را
 sahar6725: ای زن که دلی پر از ضفا داری/از مرد وفا مجو،مجو هرگز/او معنی عشق را نمی داند/راز دل خود به او مگو هرگز
 nora1368: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو زین حکایت
 حسن ق: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 amirghorbanpur: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 nora1368: همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
 sahar6725: یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی/این کله ی پوک و سر و مغز پکرم را
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 nora1368: یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد / چیزی بغیر پیرهن از ما عوض نشد
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 nora1368: ای گل گمان مکن به شب جشن می روی / شاید به خاک مرده ارزانی ات کنند
 حسن ق: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس / که چنان ز او شده ام بی سروسامان که مپرس
 24hr4: سالها میگذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 nora1368: مثل آن غنچه که از چیده شدن می ترسید / خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
 behzad48: دلم جز وصف تو شادی مبیناد/به غیر از محنت آزادی مبیناد
 24hr4: دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد/ واندر آن دایره سرگشته ی پا برجا بود
 Arashtad: درون روزن دل چون فتاد شعله شمع ... که تا ز عشق نمایم تمام خوشکامی
 nora1368: یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن / از من مگیر بر شانه ها بار گران ای دوست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست/ عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 PMSD: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید // قفسم برده به جایی و دلم شاد کنید
 24hr4: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
 AFSANEH1: یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 AFSANEH1: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود/تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
 جلیلی: دلم ایدوست تو دانی که هوای تو کند / لب من خدمت خاک کف پای تو کند
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 del_o_delbar: مرا به بودنت ای خاک پاک ، هست نیاز / تفاوتی نکند زهر خند و شکرخند
 جلیلی: دو نفر دزد ، زری دزدیدند / سر تقسیم بهم جنگیدند
 vvahid: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
 shahla72: در غم ما روزها بیگاه شد // روزها با سوزها همراه شد
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت ؛
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کجایید ای شهیدان خدایی/ بلاجویان دشت کربلایی
 shahla72: یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند // گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 del_o_delbar: دَور می‌شد این سؤال و این جواب // مانده چون خر محتسب اندر خلاب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 saye: دلا از دست تنهایی به جانم // ز آه و ناله خود در فغانم
 mohammad74: منعم نکن از دیدن قد و رخ و چشمش/// من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
 sedaf: مر تو را هر زخم کاید از آسمان @ منتظر می باش خلعت بعد از آن
 del_o_delbar: نسیم در سر گل بشکند کلاله ی سنبل // چو از میان آن چمن بوی کلاله برآید
 raz: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست & آن به گزین گریوه سبکسار بگذری
 جلیلی: یا مگر از رخنه ی پیراهنش /مورچگان یافته ره بر تنش
 kimia72: شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/و فغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 saye: تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد // غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی
 vvahid: یارب ان نوگل خندان که سپردی به منش/میسپارم به ننش از دست اخلاق بدش
 PMSD: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان// که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mostafa55: نماندست چیزی به جز غم... مهم نیست / گرفته دلم از دو عالم... مهم نیست / تو را دوست دارم! قسم به خدا که... / اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
 sedaf: تو مو می بینی و من پیچش مو @ تو ابرو من اشارتهای ابرو
 جلیلی: وه چه بسا سیم رخ و سیم ساق / بهر وی از شوی گرفته طلاق
 parvanneh: قفس دیدم رهایی یادم آمد * تـو رفتی بیـوفایی یادم آمد
 sedaf: دیدن روی ترا دیده جان بین باید@وین کجا مرتبه چشم جهان بین نیست
 جلیلی: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت خویش بود
 vvahid: در گوشه ی غمی که فراموش عالمیست/من غمگسار سازم و او غمگسار من
 24hr4: نه حافظ را حضور درس و خلوت/ نه دانشمند را علم الیقینی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/به چشم خون فشان آلاله می کشت/همی کشت و همی گفت ای دریغا/که باید کشتن و هشتن در این دشت
 فاطمه: تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام / با خیالت هم نشین با دوری ات دیوانه ام
 جلیلی: مگر نسرین تنی داری در آغوش / که کردی صحبت ما را فراموش
 sedaf: شکفته شد گل حمرا وگشت بلبل مست@ صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / این راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 olivegreen97: دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی/بار پیری شکند پشت شکیبائی را
 sara73: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم/احساس سوختن به تما شا نمی شود
 olivegreen97: در بزم او که خفته فرو پلک چشمها/غیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
 sedaf: تا در سفر دوزخ از این باده ننوشم @ برخاک من از ساقه انگور بکارید
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 24hr4: یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت/ وین سوخته پروانه ی ناپروا بود
 olivegreen97: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 فاطمه: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / با خبر باش که سر میشکند دیوارش
 olivegreen97: شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه/ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت
 sedaf: تا چند زنم به روی دریاها خشت؟@ بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
 24hr4: تو را چنان که توی هر نظر کجا بیند؟/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 olivegreen97: کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست/اول حبیب من به خدا بی وفا نبود
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 olivegreen97: تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی/حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
 جلیلی: سرم را سرسری متراش الا استاد سلمانی / که این سر در دیار خود سری دارد و سامانی
 sahar6725: یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 amirghorbanpur: دل به مجنون شدن خویش در آیینه مبند / صبر کن عاشق دیوانه ترت می آید
 sahar6725: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 حسن ق: آن تقدیر که به فرهاد تیشه داد / چرا نوش شیرین به جانش نداد؟
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 sama89: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
 amirghorbanpur: تا تو لب وا می کنی زنبورها کل می کشند / هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
 sahar6725: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 حسن ق: تا توانی میگریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد "سعدی"
 nora1368: دل می رود زدستم / صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 حسن ق: آن ساغر و باده تویی آن نوش سهرابان تویی / آن خم و خمخانه تویی وان عطش نوشت منم
 sahar6725: می آمدیم و کله ی من گیج و منگ بود/انگار جیوه در دل من آب می کنند
 amirghorbanpur: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 جلیلی: دلبرا ای که ترا طبع سخن پرور من / مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 حسن ق: درون دلت شهر بندست راز / نگر تا نبیند شهرباز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 nora1368: نا کرده گنه در این جهان کیست بگو ؟ / آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
 Arashtad: وه چه بی رنگ و بی نشان که منم ... کی ببینم مرا چنان که منم
 nora1368: مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود / این دل شکستن تو برایم قشنگ بود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا/ زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 AFSANEH1: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری / بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
 جلیلی: شب تاریک رفت و آمد روز / به چه روزی چو وقت من پیروز
 AFSANEH1: زیبا رویان جهان رحم ندارد دلشان / باید از جان گذرد هر که شود همرهشان
 جلیلی: نسبت ماه من و تو ، نسبت خلق و خداست / ای صبا باو بگو این بیت خواجه گفته است
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع
سر من بود که بر سینه ی دیوار گریست

 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی.
 parvanneh: یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم *زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم
 sedaf: ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم @ جامه کس سیه ودلق خود ارزق نکنیم
 sara73: ماهم آمد به در خانه و من خانه نبودم/خانه گویی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
 zeinabhaghi: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان// هجران بلای من شد یا رب بلا بگردان
 جلیلی: نازک و تنگ است مرا پیرهن / تر که شود نیک بچسبد بتن
 vvahid: نالد به حال زار من امشب سه تار من//این مایه ی تسلی شبهای زار من
 24hr4: نه هر که چهر بر افروخت دلبری داند/ نه هر که آینه سازد سکندری داند
 فاطمه: در خرابات مغان نور خدا میبینم / وین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
 جلیلی: مودب-با حیا - عاقل - فروتن / مهذب - پاکدل - پاکیزه دامن
 sedaf: نسیم زلف تو چون بگذرد بتربت حافظ @زخاک کالبش صد هزار لاله بر اید
 vvahid: دوست در راه دوست جان باید داد/در راه امتحان خون باید داد
 فاطمه: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
 olivegreen97: سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل/خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
 sara73: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/آیا بود که گوشه چشمی به ماکنند
 olivegreen97: در حقایق و گنجینه ادب قفل است/کلید فتح به کنج فنا توانی یافت
 sedaf: تو جان می بخشی و اینجا به فتوای تو میگیرند جان از ما...توبه ها را بشکنید
 olivegreen97: دنیا خود از دریچه عبرت عزیز ماست/زین خاک و شیشه آینه هوش می کنی
 PMSD: یاد باد انکه زما وقت سفر یاد نکرد//دل غم دیده ی ما با یه وداع شاد نکرد
 olivegreen97: دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت /جان مژده داده ام که چوجان در برارمت
 sedaf: تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق/ هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
 olivegreen97: من مگر طالع خود در تو توانم دیدن/که توام آینه بخت غبار آگینی
 24hr4: یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می کشت/ معجز عیسویت در لب شکرخا بود
 olivegreen97: دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست/ امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
 لیلاوصالی(رایحه یاس): تو کمان گرفته و در کمین، که زنی به تیرم! و من..غمین.../همه ی غمم بُوَد از همین،.. که خدا نکرده خطا کنی...! (هاتف اصفهانی)
 olivegreen97: یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد / درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
 PMSD: دیدی ای دل که غم یار دگر بار چه کرد/// چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 فاطمه: دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد ؟ / چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد ؟
 olivegreen97: داغ فراق بین که طربنامه وصال/ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت
 hossein73: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 olivegreen97: تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو / لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم
 nasim66: مرا مهر سیه چشمان زسر بیرون نخواهد شد قضای اسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
 zeinabhaghi: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس// که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
 olivegreen97: سرونازا گرم اینگونه کشی پای از سر/منت آنگونه شوم دست به دامان که مپرس
 sedaf: ساقی غم فردای حریفان جه خوری @ پیش آر پیاله را که شب می گذرد
 24hr4: دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم/ در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی؟
 olivegreen97: یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود/وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود
 24hr4: دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم/ مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید
 olivegreen97: دوری از بزم تو عمریست که حرمان منست/زدم و میزنم از دست غمت داد هنوز
 جلیلی: ز ظلم مالک بیدین ، هلاکند / بزیر پای صاحب ملک ، خاکند
 amirghorbanpur: دردها بسیار اما نوشداروها کم است / دل که می گیرد تمام سحر و جادوها کم است
 جلیلی: تا توانی دلی بدست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 AFSANEH1: دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد/ پس این جهان مرده زنده‌ست از آن جهانش
 جلیلی: شما را چرا شوم گشته نهاد / گر ایران زمین است این مرز وبوم
 
لینک یادداشت
olivegreen97
olivegreen97 پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب



 valeh: به التماس خواستم خدا به داد دل رسد/دوباره چشم دوختم به قاب عکس کربلا
 olivegreen97: ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده اند/در رشته پیوند ما چنگی زن و بالا بیا
 valeh: ای مست شبرو کیستی؟ آیا مه من نیستی؟ / گر نیستی پس چیستی؟ ای همدم تنهای دل
 olivegreen97: لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن/چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
 sedaf: تو زرینی ای غافل نادان که ترا @ در خاک نهند وباز بیرون آرند
 24hr4: در خرابات مغان نور خدا می بینم/ وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
 olivegreen97: مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف/عیسی من به دم مسجد سردار آئی
 24hr4: یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته/ مستان و می پرستان میدان من گرفته
 olivegreen97: همه به کاری و من دست شسته از همه کاری/همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم
 valeh: ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار / تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد
 olivegreen97: در کهن گلشن طوفانزده خاطر من/چمن پرسمن تازه بهار آمده بود
 سین میم صاد: دوش می آمد و رخساره برافروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 olivegreen97: در آستان مرگ که زندان زندگیست/تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
 بیدکانی: من از آن کذشتم ای یار که بشنوم نصیحت///برو ای فقیه و با ما مفروش بارسایی
 PMSD: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش// میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 valeh: شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی / غنیمت است در این شب که دوستان بینی
 olivegreen97: یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او/یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او
 zahra10: وفادار تو بودم تا نفس بود/دریغا همنشینت خارو خس بود
 olivegreen97: دارم هوای صحبت یاران رفته را/یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
 sedaf: مستی و قلندری و گمراهی به @ یک جرعه می زما تا ماهی به
 valeh: هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
 olivegreen97: دین به دنیای دنی دادن نه کار عاقل است/می دهی یوسف به سیم قلب ای نادان چرا
 valeh: ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
 olivegreen97: رفتم و بیشم نبود روی اقامت/وعده دیدار گو بمان به قیامت
 valeh: تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی / مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
 olivegreen97: یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب/تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
 valeh: تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو / ببین باقییست روی لحظه هایم جای پای تو
 olivegreen97: وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر / پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد
 valeh: دارم دلی و دارد هر ذره اش هوایی / چون خرقه ی گدایان هر وصله اش ز جایی
 olivegreen97: یک صبحدم از دیده سرشکی نفشاندی / از برگ گل خویش گلابی نکشیدی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/ به چشم خون فشان آلاله می کشت
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من آه گفتن است // ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 valeh: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 sahar6725: هر شب از حسرت ماهی،من و یک دامن اشک/ تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
 جلیلی: یک پا رود به پیش و، دو پا می رود به پس / یک ذرع راه را دو سه نوبت قدم کند
 فاطمه: دوش از صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم / با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
 mohadese626: یارب ان نوگل شیرین ک سپردی ب منش // زبس که نونور بود سپردم ب ننش
 24hr4: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/ کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
 PMSD: الا ای آهوی وحشی کجایی// مرا با توست چندی آشنایی
 Arashtad: یعقوب وار وا اسفاها همی زنم // دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
 AFSANEH1: ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمعه به افسانه بسوخت
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تا بان بینمت
 
لینک یادداشت
gift1980
gift1980 سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳
ازخدا جوییم توفیق ادب//بی ادب محروم ماند از لطف رب

 shahla72: بالا بلند عشوه گر ناز پرور من /// کوتاه کرد قصه زهد دراز من
 baran22: نیازارم ز خود هرگز دلی را \ که میترسم در او جای تو باشد
 shahla72: دلربایی همهه آن نیست که عاشق بکشند /// خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
 سین میم صاد: شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود/ که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد - مهدی موسوی
 shahla72: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن // در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 zeinabhaghi: نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد // بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
 سین میم صاد: نماز شا غریبان چو گریه آغازم / به مویه های غریبانه قصه پردازم
 barbod: مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم///فغانم آتشم دردم جنونم///پریرویی مرا دیوانه کرده/// مسلمانان که می داند فسونم...
 shahla72: مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم // تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم
 armin2afm: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی/// زبامی که بر خواست مشکل نشیند
 shahla72: دل از من برد و روی از من نهان کرد // خدایا با که این بازی توان کرد
 omshi: دردم از یار است و درمان نیز هم// دل فدای او شد و جان نیز هم
 Shaparak: مرا میبینی و هردم زیادت میکنی دردم/ تو را میبینم و میلم زیادت میشود هردم
 24hr4: من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم/ لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم
 سین میم صاد: مونالیزاترین اخم تو لبخند آرزو دارد / که اردک ! زشت و زیبا، خولیاییهای قو دارد
 baran22: در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم \\لطف انچه تو اندیشی حکم انچه تو فرمایی
 shahla72: یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد // دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 barbod: دیرآمدی ای نگار سرمست// زودت ندهیم دامن از دست
 24hr4: تو خورشیدی و من شبنم چه سازم/ نه تاب دوری و نه تاب دیدار
 سین میم صاد: رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن / ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
 saye: نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت // متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
 سارا: ای که دستت میرسد کاری بکن//پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
 saye: رفتم و غافل از اینکه من زتنها ترخودم // خواب هم نیست کزین کابوس بیدارم کند
 سارا: در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند// به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
 shahla72: دوش با من گفت پننهان کاردانی تیزهوش // وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
 alonegirl: شور و غوغایی بر آمد از جهان /حسن او چون دست در یغما نهاد
 فاطمه: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 roya17: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا ... به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
 alonegirl: آن قصر که جمشید در او جام گرفت/آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
 alonegirl: آن قصر که جمشید در او جام گرفت/آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
 mohammad1059: تا کی به تمنای وصال تو یگانه //اشگم شود از هر مژه چون سیل روانه
 roya17: هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب...باشد اندر پرده بازی های پنها غم مخور
 mohammadhm: روز های سادی و غم در شما عمر ماست/گر درون عمر عزت یا که در زندان گذشت
 roya17: تا نگرید طفلک حلوا فروش...دیگ بخشایش کجا آید به جوش
 سین میم صاد: شب سیاهی کرد و بیماری گرفت / دیده را طغیان بیداری گرفت
 24hr4: تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم/ که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 parvanneh: وای ای مـه دو هـفـتـه چـه جای محاق بود * آخــر مـحـاق نـیـسـت کـه مـاه دو هـفـتـه را
 sedaf: ای که بر ما میکنی از جامه نو افتخار @ افتخار آدمی کی جامه زیبا شود
 olivegreen97: در فکر کلاهند حریفان همه هشدار/هرگز به سر ماه نرفته است کلاهی
 24hr4: یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی/ در میان من و لعل تو حکایت ها بود
 olivegreen97: در کار ما پروائی از طعن بداندیشان مکن/پروانه گو در محفل این شمع بی پروا بیا
 فاطمه: آدمی را آدمیت لازم است / عود را گر بود نباشد هیزم است
 olivegreen97: تو حلقه بردر راز قضا ندانی زد/مگر که ره به حریم رضا توانی یافت
 AFSANEH1: ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
 جلیلی: ترا تیشه دادم که هیزم کنی / ندادم که دیوار خانه کنی
 
لینک یادداشت
soufya90
soufya90 دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

 olivegreen97: عروس بخت یکشب تا سحر با کس نخوابیده / عروسی در جهان افسانه بود از سوگواران پرس
 moeinm: سری به پای تو گر میرود رضای منست / رضای مدعیان جو که مدعای منست
 olivegreen97: تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی / به افسون کدامین شعر در دام من افتادی
 mahdidavari: یار در زلف کجش دام نهاد آنجا من جعد مشکین و خط یار به افسار شده
 olivegreen97: هر آنکو سرکشی داند مبادش سروری ای گل / که سرو راستین دیدم سزاوار سرافرازی
 ninosh: یا وفا خود نبود در عالم /یا کسی اندر این زمانه نکرد
 ninosh: دلا غافل زصبحانی چه حاصل /مطیع نفس شیطانی چه حاصل
 olivegreen97: دلکش آن چهره، که چون لاله بر افروخته از شرم / بار دیگر به سراغ من خونین جگر آید
 ninosh: دوستت دارم ودانم که تویی دشمن جا /از چه با دشمن جانم شدهام دوست ندانم
 olivegreen97: ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین / قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
 moeinm: تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی / تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنایی
 olivegreen97: یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب / تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
 kimia7: تو و طوبی و ما و قامت یار//فکر هر کس به قدر همت اوست
 olivegreen97: تا شویمت از آن گل عارض غبار راه / ابری شدم ز شوق که اشگی ببارمت
 Atefeh93: تو ای یار تنها صدا کن مرا / ز اندوه شبها رها کن مرا / صدا کن,صدا کن که تا بوده ام / دمی بی خیالت نیاسوده ام / صدای تو از پشت دیوارها / بود یادی از روز دیدارها
 olivegreen97: از عشق من به هر سو در شهر گفتگوئی است /من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد
 HODA7: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند /دعای نیم شبی دفع صد بلا بکند
 olivegreen97: دیر جوشی تو در بوته‌ی هجرانم سوخت / ساختم اینهمه تا وارهم از نامیها
 آرش: امشب دلم هوای میخانه کرده ساقی/ بوی شراب نابت دیوانه کرده ساقی
 olivegreen97: یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود / وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود
 آرش: دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی/تعارف اهل کرم از خوردن نان بهتر است
 olivegreen97: تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی / حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
 salam159159: عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
 olivegreen97: یاری کن ای نفس که درین گوشه ی قفس / بانگی بر آورم ز دل خسته ی یک نفس
 آرش: سنگینی یک نقطه ببین هست چه بسیار/ او یار طلب میکند و ما شده ایم بار
 olivegreen97: روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز / دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
 آرش: تا خاک شدی خاک تو را خاک شدم من/ تا خاک تو را خاک شدم پاک شدم من
 olivegreen97: نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی / گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی
 آرش: یار مردان خدا باش که در کشتی نوح/ هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
 olivegreen97: آه که می زند برون ، از سر و سینه موج خون /من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
 سین میم صاد: این بیت بالایی خیلی زیبا بود ... نی حدیث راه پر خون می کند / قصه های عشق مجنون می کند
 olivegreen97: در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم /عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم ( خدا رحمتش کنه)
 zhila93s: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد // قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد..
 olivegreen97: دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی به شوخی می‌برند از من سیه چشمان شیرازی
 saboori: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور // کلبه احسان شود روزی گلستان غم مخور
 فاطمه: روم به جای دگر خو کنم به یار دگر / هوای یار دگر دارم و دیار دگر
 saboori: روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم // در لباس فقر کار اهل دولت می کنم
 فاطمه: ماییم وج سودا شب تا به روز تنها / خوهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
 saboori: نابرده رنج گنج میسر نمی شود // مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 zhila93s: در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک / به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
 parvanneh: ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است* این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 sedaf: تندبادی کرد سیرش را تباه @ روزگار اهل کشتی شد سیاه
 olivegreen97: هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی/اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است
 sara73: تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن /در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن
 olivegreen97: ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست/که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
 sara73: هیچ دانی که زهجران تو حالم چون است/جگرم خون و دلم خون وسرشتم خون است
 olivegreen97: بزرگوار ت بود نه ه
 AFSANEH1: تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز / من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
 AFSANEH1: ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع یه افسانه بسوخت
 جلیلی: تا توانی دلی بدست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 
لینک یادداشت
gift1980
gift1980 جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
نوشدارویی وبعداز مرگ سهراب آمدی ///سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
 24hr4: اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی/ به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟
 Arashtad: یک دست جام باده و یک دست زلف یار // رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
 24hr4: تمام من به نام تو شعر دوباره می شود/ بند سکوت کهنه ام چهارپاره می شود
 ggg: دو گیتی بیابد دل مرد راد / نباشد دل سفله یک روز شاد
 ggg: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست / من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 ggg: تو آمدی و ندانی مرا کجا بردی / به بند عشق کشیدی و تا خدا بردی
 24hr4: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود/ رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
 AFSANEH1: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 24hr4: دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من/ گر از قفس گریزم کجا روم کجا من؟
 ggg: نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
 AFSANEH1: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست/ تا ندانند حریفان که تو مقصود منی
 AFSANEH1: در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم /هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
 ggg: هر که را اسرار حق آموختند / مهر کردند و زبانش دوختند
 zhila93s: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
 zhila93s: دوستان جان داده‌ام بهر دهانش بنگرید کو به چیزی مختصر چون باز می‌ماند ز من
 ggg: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
 Shaghayegh: در بار گاه قدس که جای ملال نیست /سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
 AFSANEH1: ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
 جلیلی: تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی
 kimia80: یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد / طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
 جلیلی: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است
 
لینک یادداشت
sayeh20
sayeh20 یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوای سر کوی تو برفت از یادم


 sayeh20: ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 sayeh20: ما زین جهان از پی دیدار میرویم از بهر دیدن حیدر کرار میرویم درب بهشت گر نگشایند به روی ما گوییم یا علی واز دیوار میرویم
 olivegreen97: من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت / عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی
 سین میم صاد: لب حوض !
 سین میم صاد: لب حوض ! یک چند به کودکی بر استاد شدیم / یک چند ز استدای خود شاد شدیم
 olivegreen97: متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان /حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 zhila93s: تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس// ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
 olivegreen97: کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد /گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد
 mohadese626: دوش دیوانه شدم عشق مرادیدوبگفت // آمدم نعره مزن جلمه مدر هیچ مگوی
 Hadisvashe: یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم/رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
 olivegreen97: یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان/تا طربخانه کنی بیت حزن بازرسان
 saboori: نبود ایچ فرزند مر سام را // دلش بود جویا دل آرام را
 olivegreen97: اگر نمانده کس از دوستان من بر جا/وفای عهد مرا دشمنان گواه من است
 فاطمه: ترسم که غم در بر ما پرده در شود / کین راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 saboori: دست من گیر که این دست همانست //که من بارها از غم هجر تو بر سر زده ام
 فاطمه: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
 saboori: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان // که به مژگان فکند قلب همه صف شکنان
 zhila93s: نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی// سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل وجانند@بسیار گرامی تر از آنند که دانند
 del_o_delbar: در سراب تشنه کامی سوختم // ابر باران ساز می خواهد دلم
 del_o_delbar: در سراب تشنه کامی سوختم // ابر باران ساز می خواهد دلم
 sedaf: مادر موسی چو موسی را به نیل @ درفکند از گفته رب جلیل
 parvanneh: لیـلی و مجنـون اگر می بود در دوران تو * این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو
 جلیلی: وکالت، گر دهد تغییر حالت / عجب چیز بدی است ،وکالت
 sedaf: تابگویم که چه کشفم شد ازاین سیرو سلوک@ به در صومعه بابربط وپیمانه روم
 faeze73: ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خد غلط بود آنچه می پنداشتیم
 mohamadyosof: من از دوست چه دیدم جز بی وفایی / در این دنیا ندیدم باوفایی
 vvahid: یار با ما بی وفایی میکند/بی گناه از من جدایی میکند
 جلیلی: د دیده بجای خواب اب است مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 abouzar800: 💕 افسوس ک آمال پسندیده برفت/چون ماه نو از مقابل دیده برفت/گویند ک هست بین دیده و دل راهی / از دل برود هر آنچه از دیده برفت 💕
 parvanneh: تـــارو پـــودم در اهـــتـــزاز آرد* ســـیـــم ســاز تــرانــه پــردازت
 abouzar800: 💕 تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی/با غیر آشنایی،با آشنا غریبی؟ 💕
 sedaf: یارمرا غارمرا عشق جگر خوار مرا @ یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 abouzar800: 💕 اگر اهل دلی دیدی،سلام من رسان بروی،ک کمتر یافتم هر جا فزونتر جستجو کردم 💕
 جلیلی: من می خورم و.تو.می کنی بد مستی / خاکم بدهن مگر که مستی ربی
 valeh: یارب این نوگل خندان که سپردی به منش / میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 24hr4: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل/ کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
 valeh: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی/ آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 فاطمه: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت/ ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 valeh: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 فاطمه: همه جا به بی وفایی مثلند خوب رویان / تو میان خوب رویان مثلی به بی وفایی
 جلیلی: یقینا ازجنون در من نشانست / که این دیوانه با من مهربانسث
 vvahid: تو اگر کوچ کنی بغض گلو میشکند/باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
 sara73: وه از این عمر های کوته بی اعتبار/این همه غافل از چون منی شیدا چرا
 فاطمه: از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
 olivegreen97: سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان/که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
 sedaf: تاکی چو زمین نهاد بودن@ سیلی خور خاک و باد بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 olivegreen97: نمانده چشمه آب بقا به ظلمت دهر/بجز چراغ جمال بقیت اللهی
 AFSANEH1: ار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد /آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 AFSANEH1: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 kimia80: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

 gift1980: دراین سرای بی کسی کسی به در نمی زند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 baran22: یک نفر آمد صدایم کرد و رفت در قفس بودم , رهایم کرد و رفت
 بیدکانی: تنگ چشمان نظر به میوه کنند /// ما تماشاکنان بستانیم
 zare62: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و درش باز کنید!
 saye: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند // و اندر ظلمت شب آب حیاتم دادند
 zare62: در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار
 olivegreen97: روی مسند حافظ شهریار بی مایه/تا کجا بیانجامد انحطاط ایرانی
 24hr4: یوسفا در چاه شاهی تو ولیک/ بی لوایی بی لوایی بی لوا
 Motahhareh: الایاایهاالساقی ادرکاساوناولها/که عشق آسان نموداول ولی افتادمشکلها
 shahla72: اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم // جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را
 roya17: امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا
 24hr4: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود/ زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
 Motahhareh: تاتوانی دلی به دست آور/دل شکستن هنرنمیباشد
 zeinabhaghi: در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن// من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
 shahla72: دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت // باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
 سین میم صاد: درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
 shahla72: دوستان در پرده می گویم سخن // گفته خواهد شد به دستان نیز هم
 zeinabhaghi: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان// هجران بلای من شد یارب بلا بگردان
 سین میم صاد: نی حدیث راه پر خون می کند / قصه های عشق مجنون می کند
 barbod: در آن دو چشم پراز گفتگو چه می بینی ؟///توهم شراب خودی هم شراب خواره ی خود
 24hr4: دوش از مسجد آمد سوی میخانه پیر ما/ چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
 shahla72: از دل تنگ گنه کار برآرم آهی // کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
 mojtaba66maleki: منم کاهی که با آهی بلرزد دامن صبرم/تویی سنگ و به طوفانها شکیبایی شکیبایی
 shahla72: یارم چو قدح به دست گیرد // بازار بتان شکست گیرد
 سین میم صاد: درد دلگیری ست درد خواستن / رفتن و بیهوده خود را کاستن
 fereaydoon: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم// دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 24hr4: ای نسیم سحری بندگی من برسان/ که فراموش نکن وقت دعای سحرم
 alonegirl: مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ /به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
 roya17: آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت.... آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
 bayan: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است// ای به فدای چشم تو این چ نگاه کردن است
 alonegirl: تهمتن بر آشفت و با توس گفت/که رهام را جام باده است جفت
 roya17: توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون.... میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 shahla72: من از روییدن خار سر دیوار دانستم // که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها
 24hr4: آن پریشانی شب های دراز و غم دل/ همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
 alonegirl: دلیری کجا نام او اشکبوس/ همی برخروشید بر سان کوس
 mohammad1059: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد //آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
 bayan: دل و دین به یک دیدن باختیم و خرسندیم / دل قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی؟
 roya17: یارا بهشت،صحبت یاران همدم است...دیدار یار نامناسب ،جهنم است
 سین میم صاد: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد / بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 Sufia: دانى که چنگ و عود چه تقریر میکنند/پنهان خورید باده که تعزیر میکنند""
 24hr4: در عشق تو ام نصیحت و پند چه سود؟/ زهراب چشیده ام مرا قند چه سود؟
 barbod: دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است//هرکه مارا این نصیحت می کند بی حاصل است//پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی//باز می گویم که هردعوی که کردم باطل است
 24hr4: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد/ بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 shahla72: دی در این پیرزن عشوه گر دهر مبند // کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است
 سین میم صاد: تو دره بنفش غروبی که روز را / بر سینه می فشاری و خاموش می کنی
 جلیلی: یکی مو یه کنان با جفت خود گفت / که دیگر در کجا خواهیم شد جفت
 shahla72: تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست // من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد
 جلیلی: در دیده بجای خواب اب است مرا/ زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 shahla72: این که می گویند آن خوشتر ز حسن // یار ما این دارد و آن نیز هم
 del_o_delbar: محتسب در نیم‌شب جایی رسید // در بُن ِ دیوار مستی خفته دید
 parvanneh: دایـــم گـــل این بستان شـــاداب نمــــی‌مــاند* دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــی
 جلیلی: یکی از انگلستان پند گیرد / یکی با روس ها پیوند گیرد
 parvanneh: در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی *کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه میکنی
 sedaf: یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده@چشم بینا جان آگاه ودل بیمارده
 golaki62: هر کس به طریقی دل ما می شکند@بیگانه جدا دوست جدا می شکند
 sedaf: دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم @ واندرین کار دل خویش به دریا فکنم
 olivegreen97: متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان/حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 sedaf: تا کی چو یخ فسرده بودن @ درآب چو موش مرده بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 olivegreen97: نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن/سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی
 24hr4: یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی/ در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
 olivegreen97: دو شاهدند بهشتی بسوی ما نگران/به لعل و گونه گلگون بهشت لاله و سیب
 فاطمه: بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
 olivegreen97: تو میرسی به عزیزان سلام من برسان/که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست
 sedaf: ترکیب پیاله ای که در هم پیوست@ بشکستن آن روا نمی دارد مست
 olivegreen97: تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده/شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
 24hr4: سرسبزترین بهار تقدیم تو باد/ آواز خوش هزار تقدیم تو باد
 olivegreen97: دریچه های شبستان به مهر و مه بستم/بدان امید که از چشم بد نهان مانم
 AFSANEH1: منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی / هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 zahrafalahatkar: میازار موری که دانه کش است/ که جان داردو جان شیرین خوش است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/ آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
 kimia80: دردلم بود که بی دوست نمانم هرگز / چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود