گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
24hr4
24hr4 پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را



 mahya619: آسمان بوی اجابت میدهد /بس که قندیل دعا آویخته ست
 
لینک یادداشت
olivegreen97
olivegreen97 پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب



 valeh: به التماس خواستم خدا به داد دل رسد/دوباره چشم دوختم به قاب عکس کربلا
 olivegreen97: ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده اند/در رشته پیوند ما چنگی زن و بالا بیا
 valeh: ای مست شبرو کیستی؟ آیا مه من نیستی؟ / گر نیستی پس چیستی؟ ای همدم تنهای دل
 olivegreen97: لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن/چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
 sedaf: تو زرینی ای غافل نادان که ترا @ در خاک نهند وباز بیرون آرند
 24hr4: در خرابات مغان نور خدا می بینم/ وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
 olivegreen97: مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف/عیسی من به دم مسجد سردار آئی
 24hr4: یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته/ مستان و می پرستان میدان من گرفته
 olivegreen97: همه به کاری و من دست شسته از همه کاری/همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم
 valeh: ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار / تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد
 olivegreen97: در کهن گلشن طوفانزده خاطر من/چمن پرسمن تازه بهار آمده بود
 سین میم صاد: دوش می آمد و رخساره برافروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 olivegreen97: در آستان مرگ که زندان زندگیست/تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
 بیدکانی: من از آن کذشتم ای یار که بشنوم نصیحت///برو ای فقیه و با ما مفروش بارسایی
 PMSD: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش// میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 valeh: شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی / غنیمت است در این شب که دوستان بینی
 olivegreen97: یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او/یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او
 zahra10: وفادار تو بودم تا نفس بود/دریغا همنشینت خارو خس بود
 olivegreen97: دارم هوای صحبت یاران رفته را/یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
 sedaf: مستی و قلندری و گمراهی به @ یک جرعه می زما تا ماهی به
 valeh: هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
 olivegreen97: دین به دنیای دنی دادن نه کار عاقل است/می دهی یوسف به سیم قلب ای نادان چرا
 valeh: ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
 olivegreen97: رفتم و بیشم نبود روی اقامت/وعده دیدار گو بمان به قیامت
 valeh: تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی / مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
 olivegreen97: یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب/تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
 valeh: تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو / ببین باقییست روی لحظه هایم جای پای تو
 olivegreen97: وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر / پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد
 valeh: دارم دلی و دارد هر ذره اش هوایی / چون خرقه ی گدایان هر وصله اش ز جایی
 olivegreen97: یک صبحدم از دیده سرشکی نفشاندی / از برگ گل خویش گلابی نکشیدی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/ به چشم خون فشان آلاله می کشت
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من آه گفتن است // ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 valeh: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 sahar6725: هر شب از حسرت ماهی،من و یک دامن اشک/ تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
 جلیلی: یک پا رود به پیش و، دو پا می رود به پس / یک ذرع راه را دو سه نوبت قدم کند
 فاطمه: دوش از صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم / با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
 mohadese626: یارب ان نوگل شیرین ک سپردی ب منش // زبس که نونور بود سپردم ب ننش
 24hr4: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/ کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
 
لینک یادداشت
zeinabhaghi
zeinabhaghi یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۳
دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من// سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو// وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
مولانا

 sara73: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم /دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
 sedaf: ای مه برج منزلت چشم وچراغ عالمی @ باده صاف و دایمت در قدح پیاله باد
 vvahid: دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست/پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
 فاطمه: تنت به ناز طبیبانیازمند مباد / وجود نازکت آزده ی گزند مباد
 olivegreen97: دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
 sara73: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 olivegreen97: آن سروناز هم که به باغ ارم در است/فرد و فرید هست و لیکن فریده نیست
 sedaf: ترک افسانه بگو حافظ ومی نوش دمی @ که نخفتیم شب وشمع به افسانه بسوخت
 olivegreen97: تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان/گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
 24hr4: یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب/ آن که او خنده ی مستانه زدی صهبا بود
 olivegreen97: دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع/ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
 olivegreen97: دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع/ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
 فاطمه: آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد / در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
 sedaf: آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات @ یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
 olivegreen97: تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است /طالع مگو که چشمه خورشید خاورست
 nasim66: تورا که هرچه مرادست در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
 olivegreen97: یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت / یاری ز من بجوی که با این روانیم
 zeinabhaghi: من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق// چهار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
 olivegreen97: تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
 sedaf: می نوش که بعد از من وتو ماه بسی @ از سلخ به غره آید از غره به سلخ
 24hr4: خدا را بر آن بنده بخشایش است/ که خلق از وجودش در آسایش است
 olivegreen97: تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت/غم با دل رمیده ما آشنا نبود
 24hr4: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی/ پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 olivegreen97: آشیانم به سر کنگره افلاک است/گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم
 24hr4: محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید/ خطوط منحنی خنده را خراب کنید
 olivegreen97: دل پیشواز ناله رود ارغنون نواز/نازم غمی که ساز و نوا می دهد به دل
 zeinabhaghi: لبش می بوسم و در می کشم می // به آب زندگانی برده ام پی
 olivegreen97: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم/تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 فاطمه: ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن / خیری ندیده ایم از این اختیار ها
 olivegreen97: اشاره غزل خواجه با غزاله تست/صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
 zahra10: آری،مگر خدا به دل اندازدش که من /زین آه و ناله راه به جایی نمی برم
 olivegreen97: مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم/خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم
 vvahid: میرسد روزی به پایانو سپهر بایگان/دفتر دوران ما هم بایگانی میکند
 فاطمه: درشتی کند با غریبان کسی / که نابوده بابشد به غربت بشی
 mohadese626: یارب مددی کن که به سامان برسیم // چون مزرعه ای خشک ب باران برسیم
 619: منی که با تو شادم پریشان مکن . . . بیا حسین اشکم بدامان مکن
 SinaHamidi: نی زنم نی بزنی ساز کنی آوازم /// بی تو م نقطه صفرم و تویی آغازم
 sahar6725: مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست/چگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شب
 619: با من بی کس تنها شده یارا تو بمان .. همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان
 amirghorbanpur: نباید بستن اندر چیز و کس دل / که دل برداشتن کاریست مشکل
 619: لب دوخته هر که را بدو راز گفت دهر **** تا باز نشود ز کس این راز گفته را
 amirghorbanpur: از باغ می برند که چراغانی ات کنند / تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
 mohadese626: دانی که چراراز جهان باتو نگفتم // طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 sahar6725: یک بچه ی همسایه ندیدم به سر کوی/تا شرح دهم قصه ی سیر و سفرم را
 619: ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی ؟ **** جز بدسری و سرزنش و خار چه دیدی ؟
 sahar6725: یارم چو قدح به دست گیرد/بازار بتان شکست گیرد
 619: ده روز مهر گردون افسانه است و افسون **** نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
 sahar6725: عاشقی را که چنین باده ی شبگیر دهند/کافر عشق بود گر نشود باده پرست
 سین میم صاد: تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت / به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
 amirghorbanpur: در دیگران می جوییم اما بدان ای دوست / اینسان نمی یابی زمن حتی نشان ای دوست
 sahar6725: تماشایی است پیچ و تاب آتش، ها خوشا برمن/که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب
 vvahid: بوسه ی تو بکام من کوهنورد تشنه را/کوزه ی اب زندگی توشه ی راه کردن است
 PMSD: تا تو نگاه می کنی کار من اه گفتن است //ای به فدای چشم تو این چه نگاه گفتن است
 sahar6725: تمام میشود شبی،این اشکهای ناتمام/دلشوره های بی کسی،دلواپسی های مدام
 حسن ق: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 sahar6725: از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم/کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی
 24hr4: یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب/ آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
 nora1368: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 24hr4: دلی سربلند و سری سر به زیر/ از این دست عمری به سر برده ایم
 
لینک یادداشت
Fahimeh69
Fahimeh69 چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳
اشیان من دیوانه اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید

 amirghorbanpur: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 sahar6725: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 amirghorbanpur: در آن نفس که بمیرم , در آرزوی تو باشم / بدان امید دهم جان , که خاک کوی تو باشم
 sedaf: من بنده آن دمم که ساقی گوید @یک جام دگر بگیر ومن نتوانم
 amirghorbanpur: من را تو نگر ز چشم غمخوار / دیوانه ی خود دیود مپندار
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو آیستاده ای دست افتاده گیر
 sahar6725: راه می دیدند پایان ناپدید/درد می دیدند درمان ناپدید
 Fahimeh69: در محفل خود راه مده همچو منی را/که افسرده دل افسرده کند انجمنی را
 RainDrop: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی
 Fahimeh69: یا رب چه چشمه ایست محبت که من از ان/یه قطره اب خوردم و دریا گریستم
 amirghorbanpur: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 Fahimeh69: دلی بی تاب و عاشق پیشه دارم /مزن سنگم که بار شیشه دارم
 amirghorbanpur: من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم / گر میتوانی یک نفس با من بمان ای دوست
 sahar6725: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 Fahimeh69: تو را برای وفای تو دوست می دارم / وگرنه دلبر پیمان شکن فراوان است
 vvahid: تا شدم حلقه بگوش در میخانه عشق/هر دم از نو غمی اید به مبارکبادم
 Fahimeh69: مسلمانان مرا وقتی دلی بود/ که با وی گفتمی گر مشکلی بود
 sahar6725: در راه قم هر چه گذشتم عبوس بود/پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
 Fahimeh69: دل من مجمع مجموع پریشانیهاست/ این خرایست که جای همه ی ویرانی هاست
 amirghorbanpur: تو همانی که دلم لک زده لبخندش را / او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 Fahimeh69: به به بسیار زیبا
 Fahimeh69: ان روز که تعلیم تو میکرد معلم / مگر بر لوح تو ننوشت حرف وفا را
 amirghorbanpur: امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام / بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام
 حسن ق: من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه / صدبار به تو گفتم کم کن دوسه پیمانه
 جلیلی: هان ای پسر عزیز دلبند / بشنو ز پدر نصیحتی چند
 sama89: دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد / سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 amirghorbanpur: در این سرای بی کسی , کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما , پرنده پر نمی زند
 sahar6725: درد ما را نیست درمان الغیاث/هجر ما را نیست پایان الغیاث
 nora1368: -ثانیه ها در پی هم میروند / نیست کسی در پی آنها رود
 Fahimeh69: دندان که در دهان نبود خنده بد نماست/دکان بی متاع چرا وا کند کسی
 amirghorbanpur: یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم / از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
 Fahimeh69: مرا خون شد ز هجرت گر دلی بود/ تو را ویرانه شد گر منزلی بود
 amirghorbanpur: در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت / باور نمی کردم به آسانی دلم رفت
 nora1368: تو را که هر چه مراد است در جهان داری / چه غم ز حال ضعیفان نا توان داری
 Fahimeh69: یک ذره وف را به دو عالم نفروشیم/ هرچند در این عهد خریدار ندارد
 sahar6725: دردیست درد عشق که هیچش کناره نیست/آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
 amirghorbanpur: توی آغوش تو دنیای تغزل خوابست / تیغ ابروی تو آماده ی ویرانی هاست
 nora1368: تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسی , من به خدا رسیده ام
 saye: ما چون زدری پای کشیدیم کشیدیم // امید ز هرکس بریدیم بریدیم
 جلیلی: مدام از دم آن، حذر می نمود / بر آن عاجزانه ، نظر می نمود
 nora1368: در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
 حسن ق: تو را شهوت و حرص و کین و حسد / چو خون در رگانت جان در جسد
 24hr4: دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/ رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
 nora1368: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 24hr4: دلم در شاخه یاد تو پیچید/ چو نیلوفر شکفتم در هوایت
 
لینک یادداشت
gift1980
gift1980 جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
استادغزل سعدیست نزد همه کس لیکن///کس را نکند هشیار الّا غزل حافظ
 olivegreen97: زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری/من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری
 24hr4: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود/ رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
 olivegreen97: دستی که در فراق تو میکوفتم به سر / باور نداشتم که به گردن درآرمت
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
 olivegreen97: دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست/امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم // که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 olivegreen97: وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر/پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد
 valeh: در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین. یک ذکر مستجاب بگویم، فقط حسین
 olivegreen97: ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست/که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
 24hr4: تمام من به نام تو شعر دوباره می شود/ بند سکوت کهنه ام چهار پاره می شود
 olivegreen97: دلشاد باد آن که دلم شاد از اونگشت/وان گل که یاد من نکند یاد باد از او
 24hr4: ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون/ همره کوکبه آصف دوران بروم
 olivegreen97: من روی دل به کعبه کوی تو داشتم/کآمد ندای غیب که این است راه تو
 24hr4: و چشمه ها سبلان را سبک نکرده اند آه/ دوباره آمده ام تا ببارمت سارا
 olivegreen97: این که پرواز گرفته است همای شوقم/به هواداری سرویست خرامان که مپرس
 zeinabhaghi: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد// آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 olivegreen97: در دکان همه باده فروشان تخته استآن که باز است همیشه در میخانه تست
 sedaf: تا چند ز تنگنای زندان وجود @ ای کاش سوی عدم دری یافتمی
 olivegreen97: یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد/درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
 vvahid: دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدارا
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 sahar6725: تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست/تو هم مانند حوا زود اغوا میشوی گاهی
 amirghorbanpur: یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم / در خود که ناگزیری دریا ببینم
 sahar6725: می گریزی ز من و در طلبت/باز هم کوشش باطل دارم
 amirghorbanpur: مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشاکن / دروغ این بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
 sahar6725: نگاه گاه گاهت بازی خورشید با ابر است/که پنهان میشوی گاهی و پیدا میشوی گاهی
 حسن ق: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 جلیلی: ای زبشر بهتر و بگزیده تر / بلکه ز من نیز پسندیده تر
 sama89: راهیست راه عشق که هیچس کناره نیست / آنجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست
 sahar6725: تویی آن آسمان پاک و روشن/من این کنج قفس مرغی اسیرم
 vvahid: میرود از فراغ تو خون دل از دو دیده ام/دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
 ali110: وصل تو عجل را زسرم دور همیداشت/از دولت هجر تو کنون دور نمانده است
 جلیلی: تا بکی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 nora1368: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی هی خبرت می آید
 حسن ق: در اوقات سعدی نگنجد ملال / که دارد پس پرده چندین جمال
 24hr4: لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ/ عشقبازان چنین مستحق هجرانند
 nora1368: دلم تنهاست , ماتم دارم امشب / دلی سرشار از غم دارم امشب
 24hr4: به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را/ کآن چه در وهم من آید تو از آن خوبتری
 
لینک یادداشت
amirghorbanpur
amirghorbanpur دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود
باید بگویم اسم دلم , دل نمی شود
دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه ی تو است که عاقل نمی شود


 Fahimeh69: دو عالم را به یک بر از دل تنگ/برون کردیم تا جای تو باشد
 amirghorbanpur: دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
 sahar6725: زاهد نداشت تاب نگاه پری رخان/کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت
 amirghorbanpur: تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی / من شکست داده را خودت برنده میکنی
 Fahimeh69: یا بشکن این قرار محبت بین ما/ یا لابلای زلف تو چون شانه می روم
 بهارخاموش: منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن /// منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
 PMSD: نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار//چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
 rezayi: معیار دوستان دغل روز حاجت است//قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
 سارا: با حریفان گفته ای خواهی فراموشم کنی/ سرخوش از این گفته ام,چون یادی از من کرده ای
 sahar6725: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 Fahimeh69: دوزخ پی عقوبت ما کافرام کم است/ ما را مگر به اتش هجران سزا دهند
 حسن ق: دوش دیدم که ملئک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دویت
 sama89: تا توانی دلی بدست آور / این چنین حاصلی بدست آور
 amirghorbanpur: راحت از این همه دلتنگی من می گذری / شاید قاعده ی دوره ی ارزانی هاست
 nora1368: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم / تبسمی کن و جان بین که همی سپرم
 حسن ق: مرا یک دل بود که تو بردی و مرا / بی دلی آمدو با عقل حیران میشوم
 Fahimeh69: من از بند تو اخر می گریزم / نه با پا بلکه با سر میگریزم
 سین میم صاد: ما را هوای دیگر و سودای دیگریست / در این سری که بر سر زانو نهاده ایم
 sedaf: مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است@ این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 Fahimeh69: تیر مژگان تو روزی ز کمان گر گذرد /اولین بار منش سینه سپر خواهم کرد
 nora1368: در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست / خوشا بحال کلاغان قیل و قال پرست
 sahar6725: تا اول عشق است من مشق جدایی میکنم/با دیو نافرمان خود زورآزمایی میکنم
 amirghorbanpur: مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیت / سلام وحال پرسی و شروع خوش زبانیت
 vvahid: تو بودی و بهار بود و عشق بود و امید/تو رفتی و بهار رفت و هر چه بود گذشت
 saye: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد // بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 amir143: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل/ مطیع نفس شیطانی چه حاصل
 nora1368: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور / ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
 amirghorbanpur: تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من
 kardelen: نیازارم ز خود هرگز دلی را / که می ترسم در او جای تو باشد
 kimmy: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/ دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 nora1368: تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی / من : کشوری که با همه در حال جنگ بود
 حسن ق: داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار / مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
 nora1368: تو دریای من بودی آغوش وا کن / که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
 mahya619: دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم / ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم
 sara73: مرا عهدی است با جانان که تاجان در بدن دارم /هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 24hr4: مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت/ خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
 
لینک یادداشت
asal2
asal2 چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۳
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست ***** آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
 saye: تو مپندار که خاموشی من // هست برهان فراموشی من
 جلیلی: نمی دانی چه بر من رفت از آن رفتار دلدارا / سپس چون رو بخانه رفتی و بگذاشتی ما را
 nora1368: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 حسن ق: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
 amirghorbanpur: سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
 PMSD: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا ///یار توی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 24hr4: از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم گشت از لطف رب
 nora1368: بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود / داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
 behzad48: دست درحلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد/تکیه بر عهدتوبادصبا نتوان کرد
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 
لینک یادداشت
sahar6725
sahar6725 پنج شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳
آزادگان به عشق خیانت نمی کنند/او را خصال مردم آزاده خو نبود
"شهریار"

 فاطمه: دست طمع چو میکنی پیش کسان دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
 mohadese626: شبی درحالت مستی نشستم گریه ها کردم // برای این دل رسوا شبی تاصبح دعا کردم
 619: من بی برگ خزان دیده دگر رفتنیم .... تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
 sahar6725: نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی/که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
 619: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ...... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 sahar6725: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود/رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
 619: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند......... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 sahar6725: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 619: یه توپ دارم قلقلی ..... { لـــول } ..... ← یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم ... رفت و بگذشت آن شب و شب های دگر هم .. نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 amirghorbanpur: مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 619: یار دبستانی من.... با من و همراه منی ... چوب الف بر سر ما .. بغض من و آه منی
 amirghorbanpur: یا به زوال می روم یا به کمال میرسم / یکسره کن کار مرا , بگو که عاشقم بگو
 619: وز هیچ کسی دو گوش نشود **** که این آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
 amirghorbanpur: دنیای به روی سینه من دست رد گذاشت / بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
 mohadese626: تاتونگاه میکنی کارمن آه کردن است // ای به فدای چشم تواین چه نگاه کردن اسست
 sahar6725: تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل،روانه
 619: هین سخن تازه بگو تا 2 جهان تازه شود***** وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 sahar6725: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی/آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
 619: یک آینه کس نمیده بی صورت تو **** نی نی که ز لطف همه در آینه ها
 sahar6725: اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود/از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود
 amirghorbanpur: در لا به لای موی تو زنجیر می شود / قلبی که با نگاه تو تسخیر می شود
 sahar6725: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد/حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 amirghorbanpur: در قله ی قاف چشم تو رازی نیست / من نقطه پایانم و آغازی نیست
 sahar6725: ترا میخواهم و دانم که هرگز،به کام دل در آغوشت نگیرم/تویی آن آسمان پاک و روشن،من این کنج قفس مرغی اسیرم
 حسن ق: مرنجان دلم را چواین مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 جلیلی: در چمن حسن - گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 جلیلی: در چمن حسن - گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 sama89: هر شب و هر سحر تورا من به دعا بخواستم / تا به چه شیوه ها تو را من ز خدا بخواستم
 amirghorbanpur: منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر / لای موهای تو گم کرد خداوندش را
 sahar6725: ای زن که دلی پر از ضفا داری/از مرد وفا مجو،مجو هرگز/او معنی عشق را نمی داند/راز دل خود به او مگو هرگز
 nora1368: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته دان عشقی بشنو زین حکایت
 حسن ق: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 amirghorbanpur: تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 nora1368: همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
 sahar6725: یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی/این کله ی پوک و سر و مغز پکرم را
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 nora1368: یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد / چیزی بغیر پیرهن از ما عوض نشد
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتابست مرا
 nora1368: ای گل گمان مکن به شب جشن می روی / شاید به خاک مرده ارزانی ات کنند
 حسن ق: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس / که چنان ز او شده ام بی سروسامان که مپرس
 24hr4: سالها میگذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 nora1368: مثل آن غنچه که از چیده شدن می ترسید / خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
 behzad48: دلم جز وصف تو شادی مبیناد/به غیر از محنت آزادی مبیناد
 24hr4: دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد/ واندر آن دایره سرگشته ی پا برجا بود
 
لینک یادداشت
del_o_delbar
del_o_delbar پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۳
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 del_o_delbar: مرا به بودنت ای خاک پاک ، هست نیاز / تفاوتی نکند زهر خند و شکرخند
 جلیلی: دو نفر دزد ، زری دزدیدند / سر تقسیم بهم جنگیدند
 vvahid: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
 shahla72: در غم ما روزها بیگاه شد // روزها با سوزها همراه شد
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت ؛
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کجایید ای شهیدان خدایی/ بلاجویان دشت کربلایی
 shahla72: یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند // گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
 del_o_delbar: دَور می‌شد این سؤال و این جواب // مانده چون خر محتسب اندر خلاب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 saye: دلا از دست تنهایی به جانم // ز آه و ناله خود در فغانم
 mohammad74: منعم نکن از دیدن قد و رخ و چشمش/// من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
 sedaf: مر تو را هر زخم کاید از آسمان @ منتظر می باش خلعت بعد از آن
 del_o_delbar: نسیم در سر گل بشکند کلاله ی سنبل // چو از میان آن چمن بوی کلاله برآید
 raz: در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی ست & آن به گزین گریوه سبکسار بگذری
 جلیلی: یا مگر از رخنه ی پیراهنش /مورچگان یافته ره بر تنش
 kimia72: شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست/و فغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 saye: تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد // غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی
 vvahid: یارب ان نوگل خندان که سپردی به منش/میسپارم به ننش از دست اخلاق بدش
 PMSD: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان// که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mostafa55: نماندست چیزی به جز غم... مهم نیست / گرفته دلم از دو عالم... مهم نیست / تو را دوست دارم! قسم به خدا که... / اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست
 sedaf: تو مو می بینی و من پیچش مو @ تو ابرو من اشارتهای ابرو
 جلیلی: وه چه بسا سیم رخ و سیم ساق / بهر وی از شوی گرفته طلاق
 parvanneh: قفس دیدم رهایی یادم آمد * تـو رفتی بیـوفایی یادم آمد
 sedaf: دیدن روی ترا دیده جان بین باید@وین کجا مرتبه چشم جهان بین نیست
 جلیلی: تازه جوان عاقبت اندیش بود / با خبر از عاقبت خویش بود
 vvahid: در گوشه ی غمی که فراموش عالمیست/من غمگسار سازم و او غمگسار من
 24hr4: نه حافظ را حضور درس و خلوت/ نه دانشمند را علم الیقینی
 valeh: یکی برزی گری نالان در این دشت/به چشم خون فشان آلاله می کشت/همی کشت و همی گفت ای دریغا/که باید کشتن و هشتن در این دشت
 فاطمه: تا تویی در خاطرم با دیگران بیگانه ام / با خیالت هم نشین با دوری ات دیوانه ام
 جلیلی: مگر نسرین تنی داری در آغوش / که کردی صحبت ما را فراموش
 sedaf: شکفته شد گل حمرا وگشت بلبل مست@ صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
 فاطمه: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / این راز سر به مهر به عالم ثمر شود
 olivegreen97: دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی/بار پیری شکند پشت شکیبائی را
 sara73: آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم/احساس سوختن به تما شا نمی شود
 olivegreen97: در بزم او که خفته فرو پلک چشمها/غیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
 sedaf: تا در سفر دوزخ از این باده ننوشم @ برخاک من از ساقه انگور بکارید
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 24hr4: یاد باد آن که رخت شمع طرب می افروخت/ وین سوخته پروانه ی ناپروا بود
 olivegreen97: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 فاطمه: ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / با خبر باش که سر میشکند دیوارش
 olivegreen97: شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه/ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت
 sedaf: تا چند زنم به روی دریاها خشت؟@ بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
 24hr4: تو را چنان که توی هر نظر کجا بیند؟/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 olivegreen97: کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست/اول حبیب من به خدا بی وفا نبود
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 olivegreen97: تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی/حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
 جلیلی: سرم را سرسری متراش الا استاد سلمانی / که این سر در دیار خود سری دارد و سامانی
 sahar6725: یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 amirghorbanpur: دل به مجنون شدن خویش در آیینه مبند / صبر کن عاشق دیوانه ترت می آید
 sahar6725: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 حسن ق: آن تقدیر که به فرهاد تیشه داد / چرا نوش شیرین به جانش نداد؟
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 sama89: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
 amirghorbanpur: تا تو لب وا می کنی زنبورها کل می کشند / هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است
 sahar6725: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
 حسن ق: تا توانی میگریز از یار بد / یار بد بدتر بود از مار بد "سعدی"
 nora1368: دل می رود زدستم / صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 حسن ق: آن ساغر و باده تویی آن نوش سهرابان تویی / آن خم و خمخانه تویی وان عطش نوشت منم
 sahar6725: می آمدیم و کله ی من گیج و منگ بود/انگار جیوه در دل من آب می کنند
 amirghorbanpur: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
 جلیلی: دلبرا ای که ترا طبع سخن پرور من / مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 حسن ق: درون دلت شهر بندست راز / نگر تا نبیند شهرباز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 nora1368: نا کرده گنه در این جهان کیست بگو ؟ / آنکس که گنه نکرده و زیست بگو
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم/گر تو بگوییم که نی ،نی شکنم شکر برم
"مولوی"

 سارا: ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است/ بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم
 roya17: من نگویم ک مرا از قفس ازاد کنید...قفسک برده ب باغی ودلم شاد کنید
 احمد22: دوست وقت مردن اندر روی من خندید و رفت/من چو دیدم روی او زین روی خندان می روم
 24hr4: ما بی غمان مست دل از دست داده ایم/ همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم شپیده دمان آفتاب را
 faezeh3: اگر با پدر جنگ جوید کسی***** پدر بی گمان خشم گیرد بسی
 saye: یک شبی مجنون نمازش را شکست // بی وضو در کوچه لیلا نشست
 sedaf: تن به محنت ده اگر خواهی بگردی سر بلند @ گر نیفتادی به آتش اوج نگرفتی سپند
 del_o_delbar: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود // تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 kimia72: همه هست آرزویم ک ببینم از تو رویی/چ زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 جلیلی: یک دو شبی باش به پهلوی او /تا کند در تو اثر، خوی او
 24hr4: ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون/ همره کوکبه آصف دوران بروم
 jalili-a: من از بیگا نگان هر گز ننا لم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 sedaf: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند @ واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 جلیلی: در شکن زلف نهانت کنم / مخفی و محفوظ چو جانت کنم
 parvanneh: متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست *گروهــــی آن گروهی این پســـندند
 24hr4: دلتنگ یا دلسنگ چون کوهی زمینگیر/ از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
 olivegreen97: مرغ دل در قفس سینه من می نالد/بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
 sedaf: بسیار مخور ورد مکن فاش مساز @ اندک خور و گهگاه خور و پنهان خور
 24hr4: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/چنین نیز هم نخواهد ماند
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 24hr4: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 olivegreen97: در آشیانه طوبا نماندم از سرناز/نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم
 24hr4: منم!عروس ارس!من!شبان دلداده/ هنوز هم به خدا دوست دارمت سارا
 olivegreen97: آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس/آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس
 vvahid: سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز /در درونم زنده است و زندگانی میکند
 sahar6725: درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
 فاطمه: در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
 mohadese626: دوش دیوانه شدم عشق مرادید و بگفت // آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوی
 619: یادم آید روز باران . . .. گردش یک روز دیرین . . . خوب و شیرین
 sahar6725: نسترن جام عقیقی به سمن خواهد داد/چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
 619: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی ؟ ..... یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 sahar6725: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش/می سپارم به تو از دست حسود چمنش
 619: شتر در خواب بیند پنبه دانه ....... گهی لف لف خورد گه دانه دانه {شعر هست ها ! }
 sahar6725: هان ای دل عبرت بین،از دیده عبر کن هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
 SinaHamidi: نیست اما طاقتم تا چشم بردارم ز تو/ من میان شب نویسم تا که بیدارم ز تو
 619: ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهایی ....... تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را
 amirghorbanpur: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود / زنهار از این بیابان , وین راه بی نهایت
 619: تا تو رفتی سایه شد خورشید رفت **** ابر آمد لحظه ای بارید رفت
 ستاره: تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
 amirghorbanpur: وقتی که شبت طعم عسل می گیرد / تنهایی من رنگ غزل میگیرد
 ستاره: دلم گرفته و گفتی دلت اگر دل بود/نمی گرفت ولی خلقت من از گل بود
 amirghorbanpur: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من / دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 ستاره: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 619: آمدی جانت به قربانم ولی حالا چرا **** بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 amirghorbanpur: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 mohadese626: یارب این نوگل خندان ک سپردی ب منش / از بس ک نونور بودسپردم به ننش
 sahar6725: شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی/غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
 619: یک لحظه دیدن رخ جاجانم آرزوست **** یک دم وصال آن مه خوبانم آرزوست
 جلیلی: یار و غمخوار همدگر باشیم / تا بما نیم خرم و آزاد
 sahar6725: دلت پاک است اما با تمام سادگیهایت/به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
 619: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور **** کلبه ی احزان شود روزی کلستان غم مخور
 amirghorbanpur: راستی گر شبی نباشم من / چه غریب است ساحل تنها
 sahar6725: از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود/او بود بی وفا و در این گفتگو نبود
 حسن ق: دلم میسوزد زان سوز نگاهش / ازان لبخند شیرین قند لبانش...
 sahar6725: شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 amirghorbanpur: مرا به بند میکشی از این رها ترم کنی / زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
 جلیلی: یکی را ز تن ، جامه در دزد گاه / بکندند از کفش پا تا کلاه
 nora1368: هرکس که شکار تو شود دل دارد / دیوانه که نه ... جنون کامل دارد
 حسن ق: در آیینه گر خویشتن دیدمی / به بی دانشی پرده ندردمی
 24hr4: یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس/ جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
 nora1368: درد یک پنجره را پنجره ها می دانند / معنی کور شدن را گره ها می دانند