گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
roya17
roya17 سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۳
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ...هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 abouzar800: ♥ گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن / شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت ♥
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای
 saye: یک عمر هزارسال باید // تا من یکی از هزار گویم
 nafas18: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید قفسم برده به با غی و دلم شاد کنید
 saied: در دیاری که در او نیست کسی یار کس//کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
 mohammad74: یکی را بر مراد دل رسانی ///یکی را در غم و حسرت نشانی
 roya17: یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست... آن چه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
 sedaf: دوست دارد دوست این آشفتگی @ کوشش بیهوده به از خفتگی
 del_o_delbar: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور // کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 جلیلی: رنج چو عادت شود آسودگیست / قید بی آلایشی ، آلودگیست
 kimia72: تو که بی وقفه بر این زخم نمک میپاشی/مهربان باش و تسلای مرا تجربه کن
 roya17: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید...قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
 sedaf: دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد@ سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 جلیلی: دشمن دانا بلندت می کند / بر زمینت می زند نادان دوست
 24hr4: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 جلیلی: کمالى را صفات اولیائیست / کما لى در کما ل بى ریا ئیست
 sedaf: درخون من غرور نیاکان تهفته است @ خشم وستیز رستو دستان است
 saye: تا توانی دلی بدست آور // دل شکستن هنر نمی باشد
 sedaf: در ان خلوت که دل دریاست آنجا@ همه سرچشمه ها آنجاست آنجا
 جلیلی: اول از روی ادب ای گل بانو سلام / دوم از روی محبت به تو دارم پیغام
 parvanneh: می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها *دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود
 PMSD: دنیا طلبیدیم به ما هیچ ندادند// ای وای بر ان اخرت ناطلب ما
 sedaf: اگر ان ترک شیرازی به دست آرد دل مارا@ به خال هندوش بخشم سر و دست تن و پارا
 جلیلی: ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است / ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
 kimia7: تا کی به تمنای وصال تو یگانه . اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 جلیلی: یکی را که در بند دید ی نخند / مبادا که فردا بیفتی به بند
 0azadeh0: دلم رفت و ندیدم روی دلدار افغان از این تطاول آه از این زجر
 sedaf: رموز مصلحت ملک خسروان دانند @ گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش
 kimia7: شال می بست و ندایی مبهم . که کمربند شهادت محکم
 جلیلی: من می خورم تو می کنی بد مستی / خاکم به دهن مگر که مستی ربی
 parvanneh: یکدم وصال یار ندیدم بعمر خویش* با آنکه آرزوی دلم جاودانه بود
 24hr4: دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من/ گر از قفس گریزم کجا روم کجا من؟
 روستایی: نازنینا نیازمند توام / عمر اگر بود می کشم نازت
 sedaf: تا زهره و مه در آسمان گشت پدید @ بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
 24hr4: دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد/ من نیز دل به باد دهم هر چه باد بد
 روستایی: دیگر شکسته بود دل و در میان ما/صحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبود
 24hr4: دلم در شاخه یاد تو پیچید/ چو نیلوفر شکفتم در هوایت
 روستایی: تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده/شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
 جلیلی: سوی افلاک شد آن روح خفیف / هر لطیفی گذرد سوی لطیف
 amirghorbanpur: فارغ از سودم و زیان چو عدم / طرفه بی سود و بی زیان که منم
 sahar6725: مرا می بینی و هر دم زیادت میکنی دردم/تو را می بینم و میلم زیادت میشود هر دم
 جلیلی: من از بیگانگان هرگز ننالم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 amirghorbanpur: در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد / گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
 sahar6725: ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنیست/عطری نماند از گل رنگین که بو نبود
 حسن ق: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
 sahar6725: دیدی ای دل که غم یار دگربار چه کرد/چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 PMSD: دستم نداد طاقت رفتن به سوی دوست // چندی به پای رفتمو چندی به سر شدم
 amirghorbanpur: مارا به رخت و چوب شبانی فریفته اند / این گرگ سالهاست که با گله آشناست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست / عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 nora1368: تا در همه جهان یکی زندان هست / در هیچ کجای عالم آبادی نیست
 Arashtad: تا نگردی پاکدل چون جبرئیل ... گرچه گنجی، در نگنجی در جهان
 nora1368: نی نی نه تو مشت آسمانی / ای کوه نی ام ز گفته خرسند
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 AFSANEH1: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود/ تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
 sama1370: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی/ یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 ایشتار: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت / ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 arminmaher: ترس دارم ورنه می گفتم معلم یک ولیست //میم ومیمش از محمد عین ولامش از علیست
 arminmaher: تاب من از تاب تو افزونتر است //گرچه تو سرخی به نظر من سپد
 Kayvan81: دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود
 arminmaher: دو تنها ودو سر گر دان دو بی کس //دد ودامت کمین از پیش واز پس
 سیدمجید.ج: ساقیا بخت چنین خواست که من خوار شوم /// تا به کوهش برسم طالع بهتر گیرم
 arminmaher: مرنجان دلم راکه این مرغ وحشی/ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 roya17: دلی بستم به آن عهدی که بستی...تو آخرهردو را باهم شکستی
 samira234: یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند/این بار میبرند که زندانیت کنند
 arminmaher: دود اگر بالا نشیند کسر شآن شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تر است
 arminmaher: دود اگر بالا نشیند کسر شآن شعله نیست //جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است
 mobin81: تو را پر واز بس زود است و دشوار زنوکاران که خواهد کار بسیار
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو ایستاده ای دست افتاده گیر
 somi: رستم من ازخوف رجا عشق ازکجا خوف ازکجا/ای خاک برشرم وحیا هنگام پیشانی است این
 mehrdad221: نردبان این دنیا ما و منیست / آخرت این نردبان افتادنیست
 arminmaher: تا کی حرکات کودکانه//راه رفتن و چمیدن آموز
 mehrdad221: زیر این آسمان بینایی / چاره ای نیست جز شکیبایی
 arminmaher: یارم چو قدح به دست گیرد //بازار بتان شکست گیرد
 bahara: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو ازدست حسود چمنش
 mehrdad221: شب تا سحر نشستم با پیروان سعدی / آرام جان من بود شعر روان سعدی
 arminmaher: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا //یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 mehrdad221: ان شیرزن بمیرد او شهریار زاد / هرگز نمیرد کسی که دلش زنده شد به عشق
 arminmaher: قافیه اندیشم ودلدار من //گویدم مندیش جز دیدار من
 
لینک یادداشت
metronom
metronom سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲
درکوی نیک نامان ماراگذر ندادند **** گرتونمی پسندی تغییرده قضارا..................

 bishe: او خیره بر من ، من به او خیره ، اجاق نیمه جان دیگر// گرمایش از تن رفته و خاکسترش در حال مردن بود
 Fatemeh.r: دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد....چون بشد دلبر رو با یار وفادار چه کرد...
 keivan: دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد / بنی آدم کسی باشد که از تن ها بپرهیزد
 metronom: دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست ******** گفت: «با ما منشین؛ کز تو سلامت برخاست»
 mahtaban: ایا گاهوار عزیزان من / تو ای ایزدی مرز ایران من / جهان تا جهان است آباد باش / بر و بوم مردان آزاد باش
 Fatemeh.r: شب سیاه و مرغ حق افسانه گوست... چشم من در انتظار روی اوست... ای خدا صبح سعادت کی دمد...؟ تا ببینم چهره ی زیبای دوست...
 barbod: طلب کردم ز دانایی یکی پند//مرا فرمود که با نادان مپیوند...
 esf: دردم از یار است و درمان نیست هم....دل فدای او شد و جان نیز هم
 davoudbn: ما خود نمی رویم دوان در قفای کس . . .آن می برد که ما به کمند وی اندریم!
 metronom: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست **** تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
 راحیل ماندگار: رشته ای بر گردنم افکنده دوست می کشد هر جا ک خاطر خواه اوست..............
 mahtaban: تا به دو ابروی تو دست نیابد کسی // پیش دو شمشیر من سینه سپر کرده ام
 gharibe8312: من خود را باخته ام در ناز نگاهت تو خود را ساختی با ساز صدایم
 barbod: من بی می ناب زیستن نتوانم///بی باده کشید بار تن نتوانم///من بنده ی آن دمم که ساقی گوید///یک جام دگر بگیر و من نتوانم...(رفقا، کدومتون این حال رو داشتین؟...)
 bishe: مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم // من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر ( من )
 barbod: (حدس می زدم)روز اول رفت دینم بر سر زلفین تو///تا جه خواهد شد درین سودا سرانجامم هنوز
 bishe: زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت// سخت روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
 keivan: یار با ماست چه حاجت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
 hosna76: ساقیا بده جامی زان شراب روحانی * تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی
 barbod: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش///می سپارم به تو از ترس حسود چمنش
 bishe: شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش// که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر رو شورش
 keivan: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
 bishe: او منتظر تا من بگویم گفتنی های مگویم را// من منتظر تا او بگوید وقت اما وقت رفتن بود
 metronom: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ********** گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 Fatemeh.r: در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است.... حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
 barbod: یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد//دوستی کی آخر آمد دوست داران را چه شد
 bishe: در خاک رفت گنج مرادی که داشتیم// ما را نماند خاطر شادی که داشتیم
 metronom: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست/حالِ هِجرانْ تو چه دانی که چه مشکل حالیست؟
 najmeh65: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/ وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
 metronom: در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است *** صراحی می ناب و سفینه غزل است
 mahtaban: تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست // جان را شب اندر آمد و دل در عذاب بست
 barbod: طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی//صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست...(کاش پینه یعنی آبروی دستها//بر سرو پیشانی آنها که می دانم نبود...)
 metronom: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد *** وجود نازکت آزرده گزند مباد
 keivan: در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی / یارب آن به که نیوفتد به کسی کار کسی
 parvaneh: یارب این نوگل خندان که سپردی به منش// میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 metronom: شنیده​ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت *** فراق یار نه آن می​کند که بتوان گفت
 mastane72: تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید....دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید(اخوان ثالث)
 keivan: دردم از یار است و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم
 mastane72: مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 faezeh20: ماجرا کم کن و باز ا که مرا مردم چشم/خرقه از سر به در اورد و به شکرانه بسوخت
 metronom: تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج ***سزد اگر همه دلبران دهندت باج
 najmeh65: جز تو ام ای مونس شب های تار/ در جهان دیگر مرا یاری نماند
 elahe473: دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه... هر دو جان سوزند اما این کجا و ان کجا
 metronom: آنان که خاک را به نظر کیمیاکنند *** آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 mastane72: دوش آمدو رخساره برافروخته بود....تا کجا باز دل غمزده ایی سوخته بود
 keivan: دارم از زلف سیاهت گله چنداد که مپرس / که چنین گشته ام بی سر و سامان که مپرس
 faezeh20: ساقیا در گردش ساقر تعلل تا ب چند؟****دور چون با عاشقن افتد تسلسل بایدش
 keivan: شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش / که تا یک دم بیاسایم زدنیا و شر و شورش
 faezeh20: شب تار است و ره وادی ایمن در پیش/اتش طور کجا موعد دیدار کجاست؟
 mastane72: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل/کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
 keivan: تن یخ کرده آتش را که می بیند چه میخواهد؟ / همانی را که میخواهم تو را وقتی که میبینم
 faezeh20: میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است
 keivan: ترا می خواهم و دانم که هرگز / به کام دل در آغوشت نگیرم
 faezeh20: مهتری گر به کام شیر در است/شو خطر کن ز کام شیر بجو
 keivan: وای بر من گر تو آم گمگشته ام باشی / که بس دور است بین ما که آن سو نازنینی غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل
 faezeh20: لب تشنه میدود نگهم هر دم//در حفره های شب شب بی پایان
 keivan: نی حریف هرکه از یاری برید / پرده هایش پرده های ما درید
 faezeh20: دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم/کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
 keivan: یاری ر طبع خواستم اشک چکید / یاری زمن بجوی که با این روانیم
 faezeh20: مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید/که ز اناس خوشش بوی کسی می اید
 keivan: در سرم حس مبهمی مثل هی به داد دلم برس دارم / هم بدون تو مردنم قطعی است هم کنار تو استرس دارم
 faezeh20: من بلبل ان گلم که در گلشن راز/پژمرده شد و منت شبنم نکشید
 keivan: درطواف شمع میگفت این سخن پروانه ای / ای سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه ای
 metronom: یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست ***جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
 mahtaban: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست // دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
 keivan: تا جاذبه نگاهت در سکوت است / سیب دل من در سقوط است
 زهره سعیدی: تا توانی دلی به دست اور/دل شکستن هنر نمیباشد
 bishe: دریا صدا که میزندم وقت کار نیست// دیگر مرا به مشغله ای اختیار نیست
 metronom: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود *** وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
 bishe: دوای تو دوای توست حافظ// لب نوشش لب نوشش لب نوش
 mastane72: شاهد آننیست که مویی و میانی دارد...بنده طالع آن باش که آنی دارد
 keivan: در این بازار اگر سودی است با درویش خورسند است / خدایا منعمم گردان به درویشی و خورسندی
 mastane72: یارب دل بازش ده صد عمر درازش ده/فخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما را
 metronom: ای فروغِ ماه حسن از روی رخشان شما ***آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
 bishe: این نه خال است و زنخدان و سر و زلف پریشان// که دل اهل نظر برد، که سریست خدایی
 RainDrop: یک نفر از غبار می آید مژده تازه تو تکرا ری ست یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم
 Fatemeh.r: معشوق هزار دوست را دل ندهی...ور میدهی آن دل به جدایی بنهی
 keivan: یارب از ابر هدایت برسان بارانی / پیشتر زانکه چو گردی زمیان برخیزم
 metronom: می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی ***این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی
 bishe: یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند// اینبار میبرند که زندانیت کنند
 keivan: دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد / پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن
 naeim76: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان نازکن باما چرا
 RainDrop: آسمان بار امانت نتوانست کشید ... قرعه کار به نام من دیوانه زدند
 naeim76: دل داده ام به یاری شوخی وشی نگاری/مرضیة السجایا محمودة الخصائل
 keivan: لالایی ای گل لاله یکی اینجا گرفتاره / لالایی ای گل پونه یکی اینجا دلش خونه
 naeim76: همه کارم زخود کامی به بد نامی کشید آخر//نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها
 newvision: آنچه ندارد عوض ای هوشیار/ عمر عزیز است, غنیمت شمار
 mohadese432: روزهافکرم این بودوهمه شب سخنم / که چراغافل ازاحوال دل خویشتنم
 keivan: مران بیگانه وارم از بر خویش / که این بیگانه روزی آشنا بود
 mohadese432: دل میرودزدستم صاحب دلان خدارا / درداکه رازپنهان خواهدشداشکارا
 ستاره: آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست / عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
 mohadese432: یادتوکردم شبی مهتاب شد / باخیالت دیده ام درخواب شد
 ستاره: دلبرا در دل سنگ تو وفا نیست چرا / کافران را دل نرمست و تو را نیست چرا/هرکه قتلی بکند کشته بهایی بدهد / تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا؟
 mohadese432: ای که دل بردی زدلدارمن ازارش مکن / انچه اودرکارمن کرده است درکارش مکن
 ستاره: نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی از ما / الا گر دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم
 mohadese432: مراازخاک حجران افریدند / گل دیدارراازشاخه چیدند
 ستاره: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما / چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
 mohadese432: ای معلم عارف واستادعلم / ای به پاازهمتت بنیادعلم
 ستاره: میان عاشق و معضوق فرق بسیار است / چو بار ناز نماید شما نیاز کنید
 mohadese432: دلم گویدبه شیرین دردمنداست / دراین اوازه اوازش بلنداست
 ستاره: تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد / دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
 rafiOqabi: یاد بگذشته چو آن دورنمای وطن است / که شود بر افق شام غریبان ترسیم
 mohadese432: ماییم ونوای بینوایی / بسمالله اگرحریف مایی
 metronom: یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد *** دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 nimah: دیر و زود این شکل و شخص نازنین // خاک خواهد گشتن و خاکش غبار
 marzi9833: روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد...زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
 hedyeh20: آه از دمی که تنها باداغ او لاله/در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد
 Abi67: دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
 parasto00: تا که نگاه می کنم رو به نگاه ناز تو // باز زبان خسته ام از تو گرفته می شود
 hedyeh20: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
 marzi9833: درمان درد عاشقان صبر است ومن بیچاره ام / نه درد ساکن مى شود نه ره به درمان مى برم
 hedyeh20: مرا در دل درخت مهربانی/به چه ماند به سرو بوستانی
 vvahid: یار با ما بی وفایی میکند/بیگناه از من جدایی میکند
 hedyeh20: دریاب که مبتلای عشقم/آزاد کن ازبلای عشقم
 مریم: مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد/نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
 lili111: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 vvahid: تار و پودش را ز کین توزی همی خواهند سوخت///هر که چون شمع،بزم دیگران روشن کند
 lili111: در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست/ یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش
 afsaneh12: شب است و شاهد و شمع و شراب وشیرینی /غنیمت است در این شب که دوستان بینی
 hedyeh20: یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست/از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
 pooriya: در اتشم بنشاند چو با کسان بنشیند/ کنار من ننشیند که اتشم بنشاند
 hedyeh20: دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد/جز غم که هزار آفرین بر غم باد
 vvahid: در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع///شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
 FarDin: عـــزیـــز دار مـــحــبــت کــه خــارزار جــهــان =گـرش گـلـی اسـت هـمـانـا مـحبتست ای دوست
 hedyeh20: تو برای وصل کردن آمدی/نی برای فصل کردن آمدی
 neda68: یوسف گمگشده باز آید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 hedyeh20: روزها فکر من این است و همه شب سخنم/که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 neda68: میازار موری که دانه کش است***که جان داردوجان شیرین خوش است
 hessam1357: تو را نادیدن ما غم نباشد ---------- که در خیل تو چون ما کم نباشد.
 parisa: دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد///چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
 سحر: دانی که چرا سر درون با تو نگویم/ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 zhila93s: یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپرشدنش سوز و گدازی نکنیم
 kiu1299: می‌توان یافت که بر دل ز منش یاری هست && از من و بندگی من اگرش عاری هست
 zhila93s: تیغ برآور هله ای آفتاب نور ده این گوشه ویرانه را قاف تویی مسکن سیمرغ را شمع تویی جان چو پروانه را
 kiu1299: اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست && ره‌روی باید، جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
 romina2000: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش / میسپارم به تو از دست حسود چمنش
 kiu1299: شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی && سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
 kiu1299: شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل && نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
 keivan: در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
 سحر: تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون/ کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
 kiu1299: دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند && خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
 zhila93s: شعله‌ی گرمی امید تورا خواهد کشت // زندگی درک همین اکنون است
 kiu1299: تا مستی رندان خرابات بدیدم && دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است
 keivan: تا عهد تو را بستم عهد همه بشکستم / بعد از تو روا باشد نقض همه پیما نها
 zhila93s: آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش // این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
 keivan: در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند / گرتو نمی پسندی تغییر ده قضا را
 mohammad2014: ای که از دفتر عقل ایت عشق اموزی// ترسم ابن نکته به تحقیق ندانی دانست
 parisa: تا سرزلف تو در دست نسیم افتاده است/// دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست
 44Sajad44: تا کی به تمنای وصال تو یگانه/// اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 roya17: هان ای پسر عزیز دلبند...بشنو ز پدر نصیحتی چند
 mahdidavari: دوش در می کده از خم می ام جامی داد ساقی از ساغر خود قطره ای ارزانی من
 pantea: نه من از پرده ی تقوا به در افتادم و بس/پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
 parisa79: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است /ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 parisa: تاکی به تمنای وصال تو یگانه/// اشکم شوداز هرمژه چون سیل روانه
 afkl: همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند/امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
 parisa: یاد با آنکه نهانت نظری باما بود///رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
 pantea: دو تنها دو سرگردان دو بیکس/ دو راهست و کمین از پیش و از پس
 zhila93s: سری به پای تو گر میرود رضای منست رضای مدعیان جو که مدعای منست
 ziba44: تو کس مهنت دیگران بی غمی نشاید که نامت دهد ادمی
 zhila93s: یک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را
 ziba44: از این نامداران گردنکشان /کسی هم برد سوی رستم نشان
 monika64: نه هر که چهره برافروخت دلبری دارد /// نه هر که آینه سازد سکندری داند
 ziba44: دلا تا کی در این زندان فریب این وان بینی/یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 parisa: یا وفا یا خبر مرگ تو یا وصل رقیب/// بودآیا که فلک زین دو سه کاری بکند
 royayearamesh: دردم نهفته به ز طبیبان مدعی/// باشد که از خزانه غیبش دوا کند
 zhila93s: دستم به ماه می رسد امشب، اگر که عشق / دست مرا دوباره بگیرد، مگر که عشق
 metronom: قصد من از حیات، تماشای چشم توست ....... ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا
 arminmaher: الا ای طوطی گویای اسرار //مبادا خالیت شکر ز منقار
 metronom: راز این داغ نه در سجده‌ی طولانی ماست ....... بوسه‌ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست
 mohammad110: تو کز مکارم اخلاق عالم دگری/وفای عهد من از خاطرت بدر نرود
 mohammad110: تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم.......مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم
 arminmaher: مرا در دامها بسیار بستند //زبالم کودکان پرها شکستند
 arminmaher: ده روز مهر گردون افسانه است و افسون //نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
 metronom: ای عشق به سوی غم خود باز بخوانم ....... دنبال خود آنگاه به هر جا بکشانم
 samira234: ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است/بردار ز رخ پرده که مشتاق لقائیم
 samira234: مرا گفتی بگو چبود تفکر/کز این معنی بماند در تحیر
 metronom: راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من....... به آخرین شب دنیا خوش آمدی
 mohammad110: یا بوسه از رخم گیر یا لب بنه دهانم......یا تیر عشق و بردار فارغ کن از جهانم
 asad8771: من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش.... هرکسی آن درودعاقبت کار که کشت
 mehrdad221: تو همان گوهر پاکیزه ای که در عالم قدس / ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
 arminmaher: کی شعر تر انکیزد خاطر که حزین باشد //یک نکته در این معنی گفتیم وهمین باشد
 mehrdad221: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل / اسیر نفس و شیطانی چه حاصل
 arminmaher: لطف خدا بیشتر از جرم ماست //نکته سر بسته چه دانی خموش
 bahara: لازمه عاشقیست رفتن و دیدن زدور ورنه زنزدیک هم رخصت دیدار هست
 mehrdad221: تا خدا هست و خدایی می کند / یا علی مشکا گشایی می کند
 arminmaher: دوست دارد یار این آشفتگی// کوشش بیهوده به از خفتگی
 sama1370: یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد/ به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد
 mehrdad221: دم از عشقت زنم همچو دم صبح / وز. ان دم تا دم صور صرافیل
 arminmaher: لطف الهی بکند کار خویش //مژده رحمت برساند سروش
 
لینک یادداشت
mohammad110
mohammad110 جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳
نیست در سودای زلفت کار من جز بی قراری ای پریشان طره تا چندم پریشان می گذاری
 mouness: dhv nhvn
 mehrdad221: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور / کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 arminmaher: رفتم به در میکده خواب آلوده //خرقه تر دامن وسجاده شراب آلوده
 mehrdad221: همچو حافظ روز و شب بی خویشتن / گشته ام سوزان گریان الغیاث
 mehrdad221: همچو حافظ روز و شب بی خویشتن / گشته ام سوزان گریان الغیاث
 hezha: سخن عشق تو بی آنکه براید به زبانم / رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم
 مهدی صدیقی: من دوش دعا کردم و باد آمینا / تا به شود آن دو چشم بادامینا / از دیده ی بدخواه تو را چشم رسید / در دیده ی بدخواه تو بادا مینا - ابوسعید
 ias26: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را /به خال هندویش بخشم سمرقندوبخارارا
 ias26: ias26 اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را /به خال هندویش بخشم سمرقندوبخارارا
 ias26: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را /به خال هندویش بخشم سمرقندوبخارارا
 mehrdad221: آن شیر زن بمیرد او شهریار زاد / هرگز نمیرد کسی که دلش زنده شد به عشق
 arminmaher: قافیه اندیشم ودلدار من//گویدم مندیش جز دیدار من
 bahara: قیاس امروز گیر از حال فردا که هست امروز تو فردای دیروز
 bahara: ز لب دوختن غنچه را زندگیست چو بشکفت زان پس پراکندگیست
 mehrdad221: تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
 mehrdad221: تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
 arminmaher: دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را//در دا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 sama1370: آنان که خاک را به نظر کیمیا میکنند/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 mehrdad221: دلا پوشم ز عشقت جامه ی.نیل / نهم داغ غمت چو لاله بر دیل
 arminmaher: لنگ لنگان قدمی بر می داشت //هر قدم دانه شکری می کاشت
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یارب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم بر اور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
درآتش عشق خویش ده فر جامم ،


 جلیلی: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 kimia7: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست . من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 parvanneh: تـا کـه از طـارم مـیـخـانـه نـشـان خـواهد بود* طــاق ابـروی تـوام قـبـلـه جـان خـواهـد بـود
 24hr4: دو تنها و دو سرگردان دو بی کس/ دد و دامت کمین از پیش و از پس
 روستایی: ساز در دست تو سوز دل من می گوید/من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
 sedaf: بلبل به زبان حال خود با گل زرد @ فریاد همی کند که می باید خورد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی آخر از دست دل بر سر من
 روستایی: نوای باربدی خسروانه کی خیزد/مگر به حجله شیرین گذر کند پرویز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 روستایی: ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر/برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده
 24hr4: هفتاد پشت ما از نسل غم بودند/ ارث پدر ما را اندوه مادرزاد
 روستایی: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 zeinabhaghi: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند // همدم گل نمیشود یاد چمن نمیکند
 mhrlrz: دل پرحسرت محنت نصیبم/تن بیچاره ناپیدا طبیبم/ندانم شرح حال دل را به که گویم/ز یاران دورم و اینجا غریبم
 روستایی: ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است/دائم گرفته چون دل من روی ماهش است
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 PMSD: انچه سعی است که من در طلبش بنمایم// انقدر هست که تغدییر و قضا نتوان کرد
 فاطمه: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 sahar6725: تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند،آنگاه/چه آتشها که در این کوه برپا میکنم هر شب
 amirghorbanpur: بی همگان بسر شود / بی تو بسر نمی شود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 sahar6725: دلم فریاد میخواد ولی در انزوای خویش/چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
 جلیلی: برو ای غم که مهمان دارم امشب / عزیزی بهتر از جان دارم امشب
 sahar6725: برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر/که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
 amirghorbanpur: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی , هی خبرت می آید
 sahar6725: دردم از یار است و درمان نیز هم/دل فدای او شد و جان نیز هم
 حسن ق: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 جلیلی: دل پر حسرت محنت نصیبم / تن بیچاره نا پیدا طبیبم
 sama89: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد / مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
 amirghorbanpur: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 حسن ق: دراین سرای بی کسی کسی به در نمیزند / به دشت پرملال ماپرنده پرنمیزند
 sahar6725: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن/در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 amirghorbanpur: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 saye: درست اول این نوبهار عاشق شد // دلم میان همین گیرودار عاشق شد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 saye: نترسم که با دیگری خو کنی // تو با من چه کردی که با او کنی؟
 جلیلی: یکی تخت زر ، زیر پایم نهند / به نیکوترین قصر ، جایم دهند
 nora1368: دردها بسیار اما نوشدارو ها کم است / دل که میگیرد تمام سحر و جادوها کم است
 حسن ق: توخود را چو کودک ادب کن به چوب / به گرز گران مغز مردم مکوب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 nora1368: دیوانه ام که به عقلم نیاورند / دیوانه تو است که عاقل نمی شود
 Arashtad: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی ... پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 nora1368: ای وای در این دار فنا خستگی ما / چیزی نبود جز غم دلبستگی ما
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم/ گاهی از کوچه ی معشوقهی خود می گذرم
 جلیلی: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است
 AFSANEH1: نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی / لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست / عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد /دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 فاطمه: دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت / دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
 AFSANEH1: تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می / زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
 جلیلی: هر درختی به مصافش، سری آورد فرود/ یا که در کرنش و یادر صدد کشمکش است
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم / گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود می گذرم
 zhila93s: ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم ////// با مدّعیِ عاکفِ مسجد، به نبردیم
 جلیلی: مانند بهار نو جوانی کردیم / با بلبل مست نغمه خوانی کردیم
 sayedali: مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی
 جلیلی: یاری اندر کس نمیببنم یاران را چه شد /دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 f4a6r1n10: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/گل ادم بسرشتندوبه پیمانه زدند
 جلیلی: در هفت آسمانم الا یک ستاره نیست / نامی زمن به پرسنل این اداره نیست
 sama1370: تو را من چشم در راهم/ شباهنگام/ که میگیرند در شاخ تلاجن/ شاخه ها رنگ سیاهی را
 جلیلی: ایدوست گل بیادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 ایشتار: تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم وز دوستی علی و اولاد علی است در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم
 سیدمجید.ج: ماهی قرمز کوچکی هستم در دل شیشه ای تو / مواظب باش دلت نشکنه که من می میرم
 arminmaher: می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی //این گفت سحر گه گل بلبل تو چه می گویی
 جلیلی: یکی را ز تن ، جامه در دزد گاه / بکندند از کفش پا تا کلاه
 نغمه19: هرآن کس را که در خاطر زعشق دلبری یاریست/سپندی گوبرآتش نه که دارد کارو باری خوش
 arminmaher: شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان / که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
 mohammad110: نابرده رنج گنج میسر نمی شود /مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 arminmaher: در این دنیا کسی بی غم نباشد //اگر باشد بنی آدم نباشد
 جلیلی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 arminmaher: یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد // دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 arminmaher: در پناه لطف حق باید گریخت //کو هزاران لطف بر ارواح ریحت
 mohammad110: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او.....زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند
 mobin81: در دل بریان من آتش مزن رحم کن بر دیده گریان من
 arminmaher: نوح تویی روح تویی فاتح ومفتوح تویی //سینه ی مشروح تویی بر در اسرار مرا
 Sufia: از دی که گذشت،دیگر از او یاد مکن/فردا که نیامدست بیداد مکن/بر نامده و گذشته بنیاد مکن/باری خوش باش و عمر بر باد مکن
 mohammad110: نازار دلی را که تو جانش باشی....معشوقه پیدا و نهانش باشی
 arminmaher: یاد یاران یار را میمون بود //خاصه کان لیلی واین مجنون بود
 جلیلی: در دیده به جای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 mehrdad221: آن شیر زن بمرد او شهریار زاد / هرگز نمی رد کسی که دلش زنده شد به عشق
 arminmaher: قافیه اندیشم ودلدار من //گویدم مندیش جز دیدار من
 mehrdad221: نگهبان گنجی تو از دشمنان / و دانش نگهبان تو جاودان
 arminmaher: نار تو این است نورت چون بود //ماتم این خود که سورت چون بود
 bahara: نباید بستن اندر چیز و کس دل که دل برداشتن کاریست مشکل
 mehrdad221: لال شوم کور شوم کر شوم / لیک محال است که من خر شوم
 sama1370: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
 mehrdad221: شمع لرزان وجودم را شبی ارام نیست / روز ها اشته ام چو دریا شیبها اتشم
 arminmaher: می خواه وگل افشان کن از دهر چه میجویی//این گفت سحر گه گل بلبل تو چه می گویی
 
لینک یادداشت
sama1370
sama1370 یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳
یا رب آن زاهد خودبین ک بجز عیب ندید// دود آهیش در آیینه ادراک انداز
 arminmaher: زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد //از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
 
لینک یادداشت
zeinabsho
zeinabsho پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳
دوستی بادشمنان و دشمنی بادوستان / با بدان خوبی و با خوبان بدی ای قلتبان
 arminmaher: نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست / روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است
 نغمه19: تو بر لب جام داری و با عاشق نه پیمایی/دریغ از چون تویی ساقی که یک ساغر نمیگیرد
 arminmaher: دلبر که جان فرسود ازاوکام دلم نگشود از او //نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
 arman1711: دردا که هدر دادیم، آن ذات گرامی را // تیغیم و نمیبریم، ابریم و نمیباریم
 mahshidgh: می خواره و سر گشته و رندیم و نظر باز . وانکس که چو ما نیست در این شهر کدامست
 ایشتار: تار و پود عالم امکان، به هم پیوسته است عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد
 arminmaher: دردم از یار است ودرمان نیز هم //دل فدای او شد وجان نیز هم
 Kayvan81: من اینجا چون نگه بانم تو چون گنج / تو را آسودگی باید مرا رنج
 arminmaher: جوانی به بر کرد رخت سفر //چو پیری بیامد عصا زد به در
 سیدمجید.ج: رفتم که ببینم کیست تا یادم کند// یک غزل مهمانی حال پریشانم کند
 arminmaher: در این وادی که کس ،کس را نپرسد //من از پیر مغان منت پذیرم
 saideh: saideh:مطربا امشب مخالف مینوازی سازرا//یاکه من مست شرابم یاکه سازت ساز نیست
 arminmaher: تاب من از تاب تو افزونتر است// گرچه تو سرخی به نظر من سپید
 جلیلی: نا برده رنج گنج میسر نمی شود./ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 arminmaher: دوش می آمد ورخساره بر افروخته بود //تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 بارین20: درد عشقی کشیده ام که مپرس/زهر هجری چشیده ام که مپرس
 ZARE92: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد / وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 بارین20: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 mohammad110: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود .........تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
 arminmaher: در پاش فتاده ام به زاری //آیا بود آن که دست گیرد
 mohammad110: در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست.......مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
 arminmaher: تو که سود و زیان خود ندانی //به یاران کی رسی هیهات هیهات
 جلیلی: تا توانی دلی بدست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 arminmaher: در دایره ی مینا خونین جگرم می ده //تا حل کنم این مشکل در ساغرمینایی
 asad8771: یکی روبهی دید بی دست و پای.... فرو ماند در لطف و صنع خدای
 arminmaher: یارم چو قدح به دست گیرد //باز بتان شکست گیرد
 mehrdad221: دین و دل بردند و قصد جان کنند / الغیاث از جورخوبان الغیاث
 arminmaher: ثواب مسجد ومحراب و منبر //امیرالمومنین علی قنبر
 bahara: ثلث دین من دیده یار است عاشقم من،دین بسیار است
 mehrdad221: تو همان گوهر پاکیزه ای که در عالم قدس / ذکر و خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
 arminmaher: کره اسب از نجابت در تعاقب می رود //کره خر از خریت پیش پیش مادر است
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست


 جلیلی: تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت نهند آدمی
 24hr4: یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند/ کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
 AFSANEH1: دوش خلوتی بو با خیالت دل مارا / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کزدم
 جلیلی: من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق / آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد
 AFSANEH1: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا دانند حریفان که تو منظور منی
 zhila93s: یا بزن سیلی به رویم یا نوازش کن سرم /// در دو حالت چون رسم بردست تو می بوسمش
 جلیلی: شدم غرق تماشای تو ،ماه سرو بالا را/ فشاندی باد بر رویت دو زلف مشک آسا را
 AFSANEH1: آسمان چون جمع مشتاقانش پریشان می کند / در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
 جلیلی: از فرط لاله ،ب وست ان گ شته به از با غ ارم / وزفیض ژاله ، گلستان رشک نگارستان چین
 sayedali: نمی توانم غم دل از خنده بیرون کنم////ز خنده رویی تلخیاز کلاب نرفت
 جلیلی: تو بدری و خورشید ترا بنده شدست/ تا بنده تو شدست تابنده شدست
 zhila93s: تا درخت دوستی کی بردهد // حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
 amirghorbanpur: مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود / این دل شکستن تو برایم قشنگ بود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 jafari: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند// گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 24hr4: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
 جلیلی: یا در سر این عقیده سر خواهم داد / یا افسر شاه را نگون خواهم کرد
 sama1370: دوستی با مردم دانا نکوست/ دشمن دانان به از نادان دوست
 ایشتار: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
 سیدمجید.ج: طره ی شاهد دنیی همه بند است و فریب / عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع
 arminmaher: علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را //که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
 جلیلی: اگر دل بود دادم من، وگر سر بود، بنهادم / بدست خویش افتادم ز پا آخر، چه میخواهی
 نغمه19: یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند /ببرد زود به جانداری خود پاشهش
 arminmaher: شد لشگر غم بی عدد از بخت می خواهم مدد//تا فخرالدین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
 جلیلی: در دبده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 arminmaher: ای فدای تو همه بز های من //ای به یادت هی هی و هیهای من
 saideh: saideh:وای نی نوای بی نوایی است //هوای ناله هایش نینواست
 monamollayi: توانابودهرکه دانابود زدانش دل پیربرنابود
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست
 arminmaher: تو هم طفل راهی به سعی ای فقیر //برو دامن راهدانان بگیر
 mohammad110: رهرو آن نیست گهی تند گه آهسته رود....رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
 monamollayi: دوست ان باشد که گیرددست دوست ....درپریشان حالی و درماندگی
 arminmaher: یارم چو قدح به دست گیرد //بازار بتان شکست گیرد
 mobin81: دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست وند ر ان آینه صدگونه تماشا می کرد
 جلیلی: ای نام تو بهترین سر آغاز / بی نام تو نامه کی کنم باز
 *MARYAM*: ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
 diba13: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 arminmaher: ای نام تو بهترین سر آغاز //بی نام تو نامه کی کنم باز
 mohammad110: زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد...از سر پیمان گسست برسر پیمانه شد
 nobakht: دل دادمش بمژده وخجلت همی برم//زین نقد کم عیار که کردم نثاردوست
 happy23: تو به دل هستی و این قوم به گِل میجویند تــو به جانـستی و این جمع جهانـگردانند
 Messenger: در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
 sama1370: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما/ چیست یاران طریقت بعد از این تقدیر ما
 arminmaher: اول به بانگ نای ونی آرد به دل پیغام وی //وانگه به یک پیمانه می با ما وفاداری کند
 جلیلی: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و در ماندگی
 mehrdad221: یا رب این شمع دل افزون ز کاشانه ی کیست / جان ما سوخت بپورسید که جانانه ی کیست
 arminmaher: تو نیکی می کن ودر دجله انداز //که ایزد در بیابانت دهد باز
 mehrdad221: ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد / چراغ مرده کجا و شمع آفتاب کجا
 arminmaher: اگر آن طایر قدسی به درم باز آید //عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید
 bahara: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بیوفا حالا که افتاده ام از پا چرا
 mehrdad221: آن شیر زن بمیرد او شهریار زاد / هرگز نمی رد کسی که دلش زنده شد به عشق
 arminmaher: قدر مجموعه گل مرغ سحر داند وبس //که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست
 
لینک یادداشت
arminmaher
arminmaher جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳
این سخن باید به آب زر نوشت / گر رود سر برنگردد سرنوشت

سرنوشت ما بدست خود نوشت / خوش نویس است و نخواهد بد نوشت

 arminmaher: تو هم طفل راهی به سعی ای فقیر //برو دامن راه دانان بگیر
 arminmaher: رفتم به در میکده خواب آلوده //خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
 arman1711: همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد / چو فرو شدم به دریا چوتو گوهرم نیامد
 mahshidgh: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 ایشتار: دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
 arminmaher: شب زاسرار علی آگاه است //دل شب محرم سرالله است
 Kayvan81: توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود
 arminmaher: دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او//نومید نتوان بود ازاوباشد که دلداری کند
 سیدمجید.ج: در دایره وجود موجود علیست / اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست
 arminmaher: ترس دارم ورنه می گفتم معلم یک ولیست//میم ومیمش از محمد عین ولامش از علیست
 جلیلی: تو رفتی و برفتم من هم از خود ، کنج دیواری / بدرد خود گرفتارو ز درد این گرفتاری
 نغمه19: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 arminmaher: راستی را کس نمی داند که در فصل بهار // از کجا آمد پدیدار این همه نقش و نگار
 arminmaher: روزی زسر سنگ عقابی به هوا خاست//از بهر طلب طمعه پر و بال بیاراست
 جلیلی: تا توانی دلی بدست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 arminmaher: در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه //به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه
 mohammad110: همه موسم تفرج به چمن روندو صحرا......تو قدم به چشم ما نه بنشین کنار جویی
 mobin81: یار مرا غار مرا عشق جگر خوا ما یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 arminmaher: الهی سینه ای ده آتش افروز //در آن سینه دلی وان دل همه سوز
 mohammad110: ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی.....از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
 arminmaher: یارب تو چنان کن که پریشان نشوم //محتاج به بیگانه وخویشان نشوم
 diba13: میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است
 arminmaher: تو لیلی وش چو بنشینی به محمل محمل آرایی/ چو از محمل فرود آیی به منزل منزل آرایی
 arminmaher: یک دو پندش داد طوطی بی نفاق //بعد از آن گفتش سلا م و الفراق
 mehrdad221: قطره ای دانش که بخشیدی ز پیش / متصل گردن به دریا های خویش
 arminmaher: شبی یاد دارم که چشمم نخفت //شنیدم که پروانه با شمع گفت
 mehrdad221: تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
 somi: دیشب به سیل اشک ره خواب زدم/نقشی به یادروی توبراب میزدم
 somi: مرا مرگ بهتراست ازاین زندگی/که سالارباشم وکنم بندگی
 arminmaher: یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم //رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
 mehrdad221: یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل یکی هجران پسندد
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه راه رفتن آموخت
 mehrdad221: تا به دنیا بوده از من دم زده / او غذا ی روزه ام را هم زده
 arminmaher: هر دم از عمر می رود نفسی //چون نگه می کنم نمانده بسی
 mehrdad221: یلی بود از مردم سیستان / منم کردمش روستم دستان
 arminmaher: نارونی بود به هندوستان//زاغچه ای داشت در آن آشیان
 bahara: نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن برد جان برادر که کار کرد
 mehrdad221: دین و دل بردند و قصد جان کنند / الغیاث از جور خوبان الغیاث
 arminmaher: ثواب مسجد ومحراب ومنبر //امیر المومنین علی قنبر
 
لینک یادداشت
ایشتار
ایشتار پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

 جلیلی: شدم غرق تماشای تو،ماه سرو و بالا را / فشاندی باد بر رویت دو زلف مشک آسا را
 نغمه19: اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت/باقی همه بی حاصل و بی خبری بود
 arminmaher: در نوامیدی بسی امید است // پایان شب سیه سپید است
 reza: تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار / ناج کاووس ربود و کمر کیخسرو
 arminmaher: واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند// چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست
 arminmaher: تاب من از تاب تو افزونتر است //گرچه تو سرخی به نظر من سپید
 asad8771: دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی.... یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 arminmaher: یو سف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور // کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 mehrdad221: راستی را کس نمیداند که در فصل بهار/ از کجا آمد پدیدار این همه نقش و نگار
 arminmaher: روان را با خرد در هم سرشتم //وزان تخمی که حاصل بود کشتم
 bahara: رفتم مگو کو وفانداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود
 mehrdad221: در بهای بوسه ای جانی طلب / میکنند این دلستانان الغیاث
 
لینک یادداشت
banu
banu یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳
عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام می ام ده که به پیری برسی

 ایشتار: یارب به کمند عشق پا بستم کن / از دامن غیر خودتهی دستم کن
 parisa81: ندانستند ولیکن این مسافر/چه گت و با که گفت و از کجا بود
 arminmaher: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل / مطیع نفس شیطانی چه حاصل
 saideh: saideh:لنگ لنگان قدمی برمیداشت //هرقدم دانه ی شکری میکاشت
 arminmaher: تو که از محنت دیگران بی غمی //نشاید که نامت نهند آدمی
 asad8771: یار بی پرده از در و دیوار/ در تجلی است یا اولی الابصار
 mehrdad221: روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست / وندر طلب طومع پر و بال بیاراست
 arminmaher: تو لیلی وش چو بنشینی به محمل محمل آرایی //چو از محمل فرود آیی به منزل منزل آرایی
 mehrdad221: ییک ملک گفتا بگو نام تو چیست / آن یکی فریاد زد رب تو کیست
 arminmaher: تا کی به تمنای وصال تو یگانه //اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 bahara: تابوده چشم عاشق در راه یار بوده. بی آنکه وعده باشددر انتظار بوده
 mehrdad221: همچو حافظ روز و شب بی خویشتن / گشته ام سوزان و گریان الغیاث