گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
asal2
asal2 چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۳
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست ***** آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
 saye: تو مپندار که خاموشی من // هست برهان فراموشی من
 جلیلی: نمی دانی چه بر من رفت از آن رفتار دلدارا / سپس چون رو بخانه رفتی و بگذاشتی ما را
 nora1368: الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چندی آشنایی
 حسن ق: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
 amirghorbanpur: سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
 PMSD: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا ///یار توی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 24hr4: از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم گشت از لطف رب
 nora1368: بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود / داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
 behzad48: دست درحلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد/تکیه بر عهدتوبادصبا نتوان کرد
 24hr4: دو دستم ساقه سبز دعایت/ گل اشکم نثار خاک پایت
 Arashtad: تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده است ... عقل جزوی ننگ مانده بر سر یخ چون خری
 سارا: یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم / شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
 nora1368: ما هر دومان خطوط موازی کنار هم / اصلا دلیل پیری من سن و سال نیست
 amirghorbanpur: تا تو بوی زلف ها را می فرستی با نسیم / سعی من در سر به زیری , بی گمان بی فایده است
 سین میم صاد: تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت / به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
 سارا: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
 جلیلی: ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد / عالمی بر باد شد ، بنیادت ای بر باد باد
 سارا: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی
 AFSANEH1: یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
 24hr4: دوش من بودم و آن بت بنده نواز/ از من همه لابه بود و از وی همه ناز
 AFSANEH1: زن و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
 جلیلی: من بجز تنبلی این را چه بنامم که تو هی / خفته هر روزه و روزی ز فلک می خواهی
 AFSANEH1: یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم/ در میان لاله و گل آشیانی داشتم
 جلیلی: من به مردن راضی ام اما نمی آید اجل / بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست


 جلیلی: تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت نهند آدمی
 
لینک یادداشت
جلیلی
جلیلی دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳
یارب ز می طهور پر کن جامم ،
فرزند غمم به غم بر اور کامم ،
چون شمع به سوزد و سازد منارم باش ،
درآتش عشق خویش ده فر جامم ،


 جلیلی: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 kimia7: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست . من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 parvanneh: تـا کـه از طـارم مـیـخـانـه نـشـان خـواهد بود* طــاق ابـروی تـوام قـبـلـه جـان خـواهـد بـود
 24hr4: دو تنها و دو سرگردان دو بی کس/ دد و دامت کمین از پیش و از پس
 olivegreen97: ساز در دست تو سوز دل من می گوید/من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
 sedaf: بلبل به زبان حال خود با گل زرد @ فریاد همی کند که می باید خورد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی آخر از دست دل بر سر من
 olivegreen97: نوای باربدی خسروانه کی خیزد/مگر به حجله شیرین گذر کند پرویز
 24hr4: ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟/ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
 olivegreen97: ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر/برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده
 24hr4: هفتاد پشت ما از نسل غم بودند/ ارث پدر ما را اندوه مادرزاد
 olivegreen97: دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید/آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس
 zeinabhaghi: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند // همدم گل نمیشود یاد چمن نمیکند
 mhrlrz: دل پرحسرت محنت نصیبم/تن بیچاره ناپیدا طبیبم/ندانم شرح حال دل را به که گویم/ز یاران دورم و اینجا غریبم
 olivegreen97: ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است/دائم گرفته چون دل من روی ماهش است
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 جلیلی: در دیده بجای خواب آب است مرا / زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 PMSD: انچه سعی است که من در طلبش بنمایم// انقدر هست که تغدییر و قضا نتوان کرد
 فاطمه: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت
 sahar6725: تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند،آنگاه/چه آتشها که در این کوه برپا میکنم هر شب
 amirghorbanpur: بی همگان بسر شود / بی تو بسر نمی شود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
 sahar6725: دلم فریاد میخواد ولی در انزوای خویش/چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
 جلیلی: برو ای غم که مهمان دارم امشب / عزیزی بهتر از جان دارم امشب
 sahar6725: برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر/که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
 amirghorbanpur: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی , هی خبرت می آید
 sahar6725: دردم از یار است و درمان نیز هم/دل فدای او شد و جان نیز هم
 حسن ق: منت هیچ کس نخواهم خورد / نان بازوی خویش خواهم خورد
 جلیلی: دل پر حسرت محنت نصیبم / تن بیچاره نا پیدا طبیبم
 sama89: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد / مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
 amirghorbanpur: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 حسن ق: دراین سرای بی کسی کسی به در نمیزند / به دشت پرملال ماپرنده پرنمیزند
 sahar6725: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن/در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
 amirghorbanpur: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 saye: درست اول این نوبهار عاشق شد // دلم میان همین گیرودار عاشق شد
 24hr4: دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من/ دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
 saye: نترسم که با دیگری خو کنی // تو با من چه کردی که با او کنی؟
 جلیلی: یکی تخت زر ، زیر پایم نهند / به نیکوترین قصر ، جایم دهند
 nora1368: دردها بسیار اما نوشدارو ها کم است / دل که میگیرد تمام سحر و جادوها کم است
 حسن ق: توخود را چو کودک ادب کن به چوب / به گرز گران مغز مردم مکوب
 24hr4: بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید
 nora1368: دیوانه ام که به عقلم نیاورند / دیوانه تو است که عاقل نمی شود
 Arashtad: دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی ... پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
 nora1368: ای وای در این دار فنا خستگی ما / چیزی نبود جز غم دلبستگی ما
 جلیلی: ای دوست گل به یادگاری بفرست / گر گل نبود نشانه خاری بفرست
 AFSANEH1: تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم/ گاهی از کوچه ی معشوقهی خود می گذرم
 جلیلی: میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است
 AFSANEH1: نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی / لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
 جلیلی: تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست / عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
 AFSANEH1: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
 
لینک یادداشت
abouzar800
abouzar800 شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری ب یمن لطف شما خاک زر شود


 abdi: دردم از یار است و درمان نیز هم // دل فدای او شد و جان نیز هم
 abouzar800: ♥ منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش / ک چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست ♥
 zeinabhaghi: تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقیست// برس بر درد بی درمان الا یا ایها الساقی
 abouzar800: ♥ یوسف گمگشته بازآید ب کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ♥
 roz: روز ها فکر من این است همه شب ها سخنم /که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 abdi: منم معلول بی علت که علت گشته پیوندم // ازل فرزند من باشد ابد فرزند فرزندم
 Shaghayegh: محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت /مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
 yekta11: تو این شب های تو در تو خداحافظ گل شب بو / هنوز آوار تنهایی داره می باره از هرسو
 gift1980: وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم // که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 abouzar800: ♥ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ♥^-^
 abouzar800: ♥ از بن هر مژه ام آب روان است بیا / اگرت میل لب جوی و تماشا باشد ♥
 roz: دوستان را می نپاید الفت و یاری ولی / دشمنان را هم چنان باقی است کید و ریمنی
 abouzar800: ♥♥ یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت/ ک در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم ♥♥
 abouzar800: ♥مرو ای پیشرو قافله زین صحرا / ک نیامد خبر از قافله پیشین ♥
 abouzar800: ♥ ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل / تو پس پرده چ دانی ک که خوب است و که زشت ♥
 roz: تا کی اخر چو بنفشه سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
 abouzar800: ♥ رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار/ گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد ♥
 yekta11: دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام /بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام...
 roz: من و باد صبا مسکین دو سر گردان بی حاصل/ من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
 yekta11: تو اگر باز کنی پنجره ای رو به دلت / می توان گفت که من چلچله ی باغ توام ...
 saboori: محتسب مستی به رو دید و گریبانش گرفت // مست گفت این پیراهن است افسار نیست
 roz: ما ز یاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود انچه می پنداشتیم
 abouzar800: ♥ من و زخم تیزدستی ک زد آنچنان ب تیغم / ک سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد ♥
 roya17: ★دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند★ ....★واندر ظلمت آن شب آب حیاتم دادند★
 rozhanbahari: در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز***استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
 yekta11: من اهل چشمهای توام ای جهان من / گریه نکن که از وطن خود برانی ام ...
 سین میم صاد: من بی می ناب زیستن نتوانم / بی باده کشید بار تن نتوانم / من بنده آن دمم که ساقی گوید / یک جام دگر بگیر و من نتوانم
 roz: من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران/ اول به دام ارم تو را و ان گه گرفتارت شوم
 abouzar800: ♥ معاشری خوش و رودی بساز میخواهم / ک درد خویش بگویم ب ناله بم و زیر ♥
 24hr4: روز وصل دوستداران یاد باد/ یاد باد آن روزگاران یاد باد
 yekta11: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ...
 abouzar800: ♥ دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید / ک من او را ز محبان شما میبینم ♥
 24hr4: ملک در سجده ی آدم زمین بوس تو نیت کرد/ که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
 abouzar800: ♥ یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد / ک از او خصم ب دام آمد و معشوقه ب کام ♥
 abouzar800: ♥ من ک از یاقوت و لعل اشک دارم گنجها / کِی نظـردرفیض خورشید بلند اختر کنم ♥
 24hr4: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی/ ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 24hr4: در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/ کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد
 abouzar800: ♥♥ در طالع من نیست ک نزدیک تو باشم / می گویمت از دور دعا گر برسانند ♥♥
 Motahhareh: دراین درگه که گه گه که که وکه که شودگاهی /مشوغره به امروزت که ازفردانه ای آگه
 abouzar800: ^-^ ♥ همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار/ تا بانک صبح ناله مستانه تو بود ♥
 shahla72: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را /// دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 Motahhareh: آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا/بی وفاحالاکه من افتاده ام ازپاچرا
 zeinabhaghi: ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود// و ان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
 barbod: دل سپرده ام من به روی تو///در دل من است آرزوی تو....
 24hr4: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 سین میم صاد: نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان / نیم شب دوش به بالین من آمد و نشست
 abouzar800: ♥ تا بخل و حسادت ب جهان راهبر است / آزاده ذلیل و راستگو در خطر است ♥
 shahla72: تو قد می بینی و من جلوه ناز // تو چشم و من نگاه ناوک انداز
 barbod: زندگی را زیر دست ناکسان بردم به سر///همچو برگ گل به پای خار و خس افتاده ام///بخت بد بین خاک هم با آن همه افتادگی///سرگرانی می کند با من زبس افتاده ام
 abouzar800: ♥ من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن درود عاقبت کار ک کشت ♥
 abouzar800: ♥تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار / تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو ♥
 abouzar800: ♥ ولیکن کی نمایی رخ ب رندان / تو کز خورشید و مه آیینه داری ♥
 zeinabhaghi: یار بیگانه نشو تا نبری از خویشم// غم اغیار نخور تا نکنی ناشادم
 fereaydoon: مکن عیبم به خون خوردن در این دشت// که کاراموز اهوی تتارم
 24hr4: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/ آدم آورد در این دیر خراب آبادم
 alonegirl: مرا مادرم نام مرگ تو کرد/زمانه مرا پتک ترگ تو کرد
 roya17: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت... دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 alonegirl: روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست/واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
 abouzar800: ♥ تن صدها ترانه می رقصد / در بلور ظریف آوایم / لذتی ناشناس و رویا رنگ / میدود همچون خون ب رگ هایم ♥
 فاطمه: ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها / خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
 alonegirl: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
 abouzar800: ♥ در منی و این همه ز من جدایی / با منی و دیده ات ب سوی غیر / بهر من نمانده راه گفتگو / تو نشسته گرم گفتگوی غیر ♥
 alonegirl: روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد/ زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
 mohammad1059: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی //دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
 abouzar800: ♥ یاقوت سرخ بودم بر قاف عشق و همت / آوخ که زهر هجرم بخشید رنگ کاهی ♥
 abouzar800: ♥ یا رب مگیرش از چه دلٍ چون کبوترم / افکند و کشت و عزت صید حرام نداشت ♥
 abouzar800: ♥ تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست / دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست ♥
 alonegirl: تو را توش هنر میباید اندوخت/حدیث زندگی میباید آموخت
 roya17: تونیکی میکن و در دجله انداز ...که ایزذ در بیابانت دهد باز
 abouzar800: ♥ ز عکس چهره ی خود چشم ما منور کن / ک دیده را جز از آن وجه روشنایی نیست ♥
 vvahid: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
 PARI80: دوست آن است که بگیرد دست دوست در پیشان حالی و درمادگی
 abouzar800: یک عمر " صرفت " کرده ام دیگر نخواهم کرد / غیر از تو شاید مثل رفتن، " مصدری " باشد ♥♥
 24hr4: در مجلس ما عطر میامیز که ما را/ هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
 barbod: تورا خواهم دگر یاری نخواهم//چو گل را یافتم خاری نخواهم
 abouzar800: ♥من ب بعضی چهره‌ها چون زود عادت می کنم / پـیــششان ســر بر نمی آرم، رعایــت می کنم♥
 abouzar800: ♥ مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد/ قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد♥
 24hr4: درد عشقی کشیده ام که مپرس/ زهر هجری چشیده ام که مپرس
 abouzar800: ♥ سایه ی توام ب هر کجا روی / سر نهاده ام ب زیر پای تو / چون تو در جهان نجسته ام هنوز / تا ک برگزینمش ب جای تو ♥
 del_o_delbar: وضو بگیرو پس‌ازآن/ که شسته شد دل و جانت/ زبان گشا به طهارت/ به نام نامیِ زهرا
 abouzar800: ★ ای صبا نکهتی از کوی فلانی ب من آر / زار و بیمار غمم راحت جانی ب من آر ♥
 جلیلی: این لب و این گونه و این بینی ام / بینی همچون قلم چینی ام
 shahla72: ما را ز منع عقل مترسان و می بیار // کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره است
 جلیلی: تو را تیشه دادم که هیزم کنی / ندادم که دیوار مسجد کنی
 abouzar800: ♥ یعقوبها ز هجر تو بیت الحزن نشین / اى صد هزار یوسف مصرى ب چاه کن ♥
 فاطمه: ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست.
 del_o_delbar: تو را می دواند به دنبال باد // مرا می دواند به دنبال هیچ
 del_o_delbar: چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت // شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
 sedaf: تا که خود بشناختند راه از چاه@چاهها کندند مردم را به راه
 parvanneh: هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود* در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
 جلیلی: تا بودی خانه شعر و ادب آباد بود /رفتی و ،این خانه از بنیاد ویران ساختی
 parvanneh: یــک تــار مــوی او بــه دو عــالـم نـمـیـدهـنـد *بـا عـشـقـش ایـن مـعـامـلـه گفتیم و سرگرفت
 abouzar800: 💕 تلاش بوسه نداریم چون هوس ناکان/نگاه ما ب نگاهی ز دور،خرسند است💕
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم// که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 جلیلی: ولی جان شد بلب -جانان نیامد / رفیق بی وفا-مهمان نیامد
 valeh: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
 vvahid: دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین///به علی شناختم من به خدا قسم خدار را
 abouzar800: 💕 الفبای دلت را دوست دارم^_^همین حالا برایم نامه بنویس💕
 24hr4: سالها میگذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 valeh: میان عاشق و معشوق فرق بسیار است/چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
 فاطمه: درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
 abouzar800: 💕 دیدم ب خواب خوش ک ب دستم پیاله بود/تعبیر رفت و کار ب دولت حواله بود💕
 فاطمه: دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست / گفتند یافت می نشود جسته ایم ما / گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست
 sedaf: تا کس امید جود ندارددگر ز کس @ آمد حروف سال وفاتش امید جود
 abouzar800: 💕 دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت/ دایما یکسان نماند حال دوران غم مخور 💕
 فاطمه: رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
 olivegreen97: در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
 sara73: آسمان بار امانت نتوانست کشید /قرعه فال به نام من دیوانه زدند
 olivegreen97: دلم به حال گل و سرو و لاله می سوزد/ز بسکه باغ طبیعت پرآفتست ای دوست
 sedaf: تاکی غم این خورم که دارم یا نه @ این عمر به خوشدلی گزارم یانه
 olivegreen97: همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند/امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
 abouzar800: ♥ یارب این آتش ک برجان من است /سردکن زان سان ک کردی برخلیل ♥
 24hr4: لبخند تو را چند صباحیست ندیدم/ یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب
 olivegreen97: به چشم مدعی جانان جمال خویش ننماید/چراغ از اهل خلوت گیر و راز از رازداران پرس
 24hr4: سالها می گذرد حادثه ها می آیند/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
 olivegreen97: من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت/در همه شهر به شیرینی من شیدایی
 abouzar800: ♥ یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود / دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود ♥
 olivegreen97: در هوای کام دنیا می فشانی جان چرا؟/می کنی در راه بت صید حرم قربان چرا؟
 vvahid: امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
 AFSANEH1: آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند / در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
 zahrafalahatkar: آمدی آن دم که دیگر دیر بود/گفتی از ماندن ولی رفتن مرا تقدیر بود
 جلیلی: دستم بگرفت و پا به پا برد / تا شیوه ی راه رفتن آموخت
 AFSANEH1: ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
 جلیلی: تا توانی دلی بدست آور / دل شکسته هنر نمی باشد
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را/دردا که را پنهان خواهد شد آشکارا
"حافظ"

 roya17: ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت...روزی تفقدی کن درویش بی نوارا
 Sufia: آینت دانی چرا غماز نیست/زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست."مولوی"
 shahla72: توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون // می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 هدیه: منعم نکن از دین قد و رخ و چشمت /من انس با سرو گل و بادام گرفته ام
 سارا: میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصر/بوی پیراهن اگر قافله سالار شود
 roya17: دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی...یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 24hr4: یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست/ آن چه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
 24hr4: دیشب به خواب پیری در کوی عشق دیدم/ با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
 faezeh3: ناله را هر چند میخواهم که پنهانش کنم***** سینه میگوید که من بارانی ام فریاد کن
 saye: نه قوتی که توانم کناره جستن از او // نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
 sedaf: ما ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم @ زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
 del_o_delbar: تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود// سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
 جلیلی: در سر این سبزه من و تو بهم / خوش بهم آئیم در این صبحدم
 kimia72: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست/تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
 جلیلی: تو کز محنت دیگران بی غمی / چرا لنگ کفش بر سرت می زنی
 sedaf: یکی درد ویکی درمان پسندد @ یکی وصل ویکی هجران پسندد
 جلیلی: در چمن حسن، گل و فاخته / سرخ و سفیدی برخت تاخته
 parvanneh: هر آنکس عاشق است از جان نترسد* یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد
 sedaf: دلا طمع مبرازلطف بی نهایت دوست @ چو لاف عشق زدی سرببازچابک و چست
 24hr4: تو خورشیدی و من شبنم چه سازم/ نه تاب دوری و نه تاب دیدار
 olivegreen97: راه خداپرستی ازین دلشکستگی است/اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است
 24hr4: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست/ دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
 olivegreen97: تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت/غم با دل رمیده ما آشنا نبود
 AFSANEH1: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد / ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
 فاطمه: دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه / هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
 جلیلی: دوستی با مردم دانا نکوست / دشمن دانا به از نادان دوست
 zahrafalahatkar: تا توانی دلی بدست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد
 AFSANEH1: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود / تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آزاد
 
لینک یادداشت
Fahimeh69
Fahimeh69 چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳
اشیان من دیوانه اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید

 amirghorbanpur: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 sahar6725: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 amirghorbanpur: در آن نفس که بمیرم , در آرزوی تو باشم / بدان امید دهم جان , که خاک کوی تو باشم
 sedaf: من بنده آن دمم که ساقی گوید @یک جام دگر بگیر ومن نتوانم
 amirghorbanpur: من را تو نگر ز چشم غمخوار / دیوانه ی خود دیود مپندار
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو آیستاده ای دست افتاده گیر
 sahar6725: راه می دیدند پایان ناپدید/درد می دیدند درمان ناپدید
 Fahimeh69: در محفل خود راه مده همچو منی را/که افسرده دل افسرده کند انجمنی را
 RainDrop: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی
 Fahimeh69: یا رب چه چشمه ایست محبت که من از ان/یه قطره اب خوردم و دریا گریستم
 amirghorbanpur: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
 Fahimeh69: دلی بی تاب و عاشق پیشه دارم /مزن سنگم که بار شیشه دارم
 amirghorbanpur: من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم / گر میتوانی یک نفس با من بمان ای دوست
 sahar6725: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 Fahimeh69: تو را برای وفای تو دوست می دارم / وگرنه دلبر پیمان شکن فراوان است
 vvahid: تا شدم حلقه بگوش در میخانه عشق/هر دم از نو غمی اید به مبارکبادم
 Fahimeh69: مسلمانان مرا وقتی دلی بود/ که با وی گفتمی گر مشکلی بود
 sahar6725: در راه قم هر چه گذشتم عبوس بود/پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد
 Fahimeh69: دل من مجمع مجموع پریشانیهاست/ این خرایست که جای همه ی ویرانی هاست
 amirghorbanpur: تو همانی که دلم لک زده لبخندش را / او که هرگز نتوان یافت همانندش را
 Fahimeh69: به به بسیار زیبا
 Fahimeh69: ان روز که تعلیم تو میکرد معلم / مگر بر لوح تو ننوشت حرف وفا را
 amirghorbanpur: امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام / بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام
 حسن ق: من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه / صدبار به تو گفتم کم کن دوسه پیمانه
 جلیلی: هان ای پسر عزیز دلبند / بشنو ز پدر نصیحتی چند
 sama89: دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد / سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 amirghorbanpur: در این سرای بی کسی , کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما , پرنده پر نمی زند
 sahar6725: درد ما را نیست درمان الغیاث/هجر ما را نیست پایان الغیاث
 nora1368: -ثانیه ها در پی هم میروند / نیست کسی در پی آنها رود
 Fahimeh69: دندان که در دهان نبود خنده بد نماست/دکان بی متاع چرا وا کند کسی
 amirghorbanpur: یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم / از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
 Fahimeh69: مرا خون شد ز هجرت گر دلی بود/ تو را ویرانه شد گر منزلی بود
 amirghorbanpur: در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت / باور نمی کردم به آسانی دلم رفت
 nora1368: تو را که هر چه مراد است در جهان داری / چه غم ز حال ضعیفان نا توان داری
 Fahimeh69: یک ذره وف را به دو عالم نفروشیم/ هرچند در این عهد خریدار ندارد
 sahar6725: دردیست درد عشق که هیچش کناره نیست/آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
 amirghorbanpur: توی آغوش تو دنیای تغزل خوابست / تیغ ابروی تو آماده ی ویرانی هاست
 nora1368: تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسی , من به خدا رسیده ام
 saye: ما چون زدری پای کشیدیم کشیدیم // امید ز هرکس بریدیم بریدیم
 جلیلی: مدام از دم آن، حذر می نمود / بر آن عاجزانه ، نظر می نمود
 nora1368: در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
 حسن ق: تو را شهوت و حرص و کین و حسد / چو خون در رگانت جان در جسد
 24hr4: دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/ رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
 nora1368: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 24hr4: دلم در شاخه یاد تو پیچید/ چو نیلوفر شکفتم در هوایت
 Arashtad: تقویم عمر پوچ من است اینکه می رود // دور از تو پاک دلزده از این توالی ام
 24hr4: ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده/ بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
 AFSANEH1: نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی / سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
 جلیلی: ای آنکه نداری خبر از عالم عشق / این نکته بدان که زندگانی عشق است
 AFSANEH1: تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی/ من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
 جلیلی: من می ، خورم و تو می کنی بد مستی / خاکم به دهن مگر که مستی ربی
 
لینک یادداشت
ziba44
ziba44 یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است /بادوستان مروت با دشمنان مدارا

 olivegreen97: ای دل ز دوستان وفادار روزگار / جز ساز من نبود کسی سازگار من
 moeinm: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
 olivegreen97: دل من دار که در زلف شکن در شکنت / یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
 soufya90: نگا
 olivegreen97: ؟
 mahdidavari: نور در جلوه ی دریایی وی پیدا بود آن پری وش که مرا خاطری از دریا بود
 olivegreen97: در نمازند درختان و گل از باد وزان / خم به سرچشمه و در کار وضو می‌بینم
 ziba44: من از ان حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم /که عشق از پرده عصمت برون ارد زلیخارا
 olivegreen97: از همه سوی جهان جلوه‌ی او می‌بینم / جلوه‌ی اوست جهان کز همه سو می‌بینم
 kimia7: مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت//خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
 olivegreen97: تو که آتشکده‌ی عشق و محبت بودی / چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی
 HODA7: یارب این نو گل خندان که سپردی به منش/باز دار از دست حسود چمنش
 آرش: شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست/ جنت بی تو عذابش ز جهنم کم نیست
 olivegreen97: تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده / شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
 آرش: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد/آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
 olivegreen97: در نمازند درختان و گل از باد وزان / خم به سرچشمه و در کار وضو می‌بینم
 آرش: میخانه ی معصومه چو دیدم گفتم/ ای کاش عقیله هم به قم آمده بود
 olivegreen97: دست عهدی که زدش بر در دل قفل وفا / درج عفت به همان مهر و نشان بازآورد
 آرش: در میخانه گشایید برویم شب و روز/ که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
 olivegreen97: متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان / حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 salam159159: ترسم که عشق در غم ما پرده در شود
 ziba44: درین حیرت فلکها نیز دیریست/ که میگردند سرگردان دریغا
 olivegreen97: از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران / رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
 آرش: نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی/ تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
 olivegreen97: مانده ام با آب چشم و آتش دل ، ساقیا /چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین
 سین میم صاد: نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را / که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری
 olivegreen97: یارب چها به سینه این خاکدان در است/کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را
 mnb4523: از عالم خاک بی قراران رفتند/با مرکب عشق جان نثاران رفتند
 آرش: دل ولو کوچک به لطف تو بزرگی میکند/ یک دل آباد از صد شهر ویران بهتر است
 olivegreen97: تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل /هر جا گذشت جلوه‌ی جانانه‌ی تو بود
 سارا: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست///تا نگویند رقیبان که تو منظور منی
 ziba44: یوسف من نیز به من باز رسان/ای خدایی که به یعقوب رساندی یوسف
 سارا: فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب //که حیف باشد از او غیر او تمنایی
 olivegreen97: یک شب چراغ روی تو روشن شود ، ولی / چشمی کنار پنجره ی انتظار کو
 ziba44: وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار/کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا
 سارا: از نام ما مپرس که در جمع دوستان/ نام و نشان,نشانه دلهای بی غم است
 مهسا: تا توانی دلی بدست آور/ دل شکستن هنر نمی باشد
 zeinabhaghi: دارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس/ که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
 soufya90: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست/ که هر چه می رود از ما همه از ارادت اوست
 مهسا: تو نیکی می کن ودر دجله انداز /که ایزد در بیابانت دهد باز
 roya17: زندگی گرمی دل های بهم پیوسته ست ♥♥ تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست
 Hiccup: لطفا اگه میشه شعری بگید که تهش ((ج)) داشته باشه.
 سین میم صاد: آنچه شیران را کند روبه مزاج / احتیاج است احتیاج است احتیاج
 zeinabhaghi: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد// هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
 فاطمه: در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم / حکم آنچه تو فرمایی ، لطف آنچه تو اندیشی
 Hiccup: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا//یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 فاطمه: الهی دلی ده در آن دل تو باشی / به راهی بدارم که منزل تو باشی
 saboori: یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند// مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من
 olivegreen97: نه زو زنده بینم نه مرده نشان/به دست نهنگان مردم کشان
 saboori: نگه تا که دهقان دانا چه گفت // به فرزندگان چون همی خواست خفت
 فاطمه: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 saboori: تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی // یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
 فاطمه: یارم تویی به عالم یار دگر ندارم / تا در تنم بود جان دل از تو برندارم
 saboori: میازار کسی را که آزاده مرد // سر از تن ندارد به آزار و درد
 olivegreen97: در بزم او که خفته فرو پلک چشمها/غیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
 سین میم صاد: تا این غزل شبیه غزلهای من شود/ چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
 olivegreen97: تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است/خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
 ziba44: تو کس مهنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند ادمی
 sahel25: یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل اشیانی داشتم
 24hr4: ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده/ وز آب دیده ی ما صد جای آسیا کن
 Motahhareh: نازنینامابه نازتوجوانی داده ایم /دیگراکنون باجوانان نازکن باماچرا
 24hr4: این جا کسی است پنهان دامان من گرفته/ خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
 ziba44: همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر/نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها
 24hr4: ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم/ یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
 Motahhareh: تورامن چشم درراهم شباهنگام که میگیرنددرشاخ تلاجن سایه هارنگ سیاهی
 roya17: دوش می امدو رخساره بر افروخته بود...تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
 24hr4: دل حافظ ار بجویی غم دل ز تندخویی/ چو بگویمت بگویی سر دردسر ندارم
 ziba44: من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید /قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
 Motahhareh: دوش دیدم که ملائک درمیخانه زدند/گل آدم بسرشتندوبه پیمانه زدند
 heavenwind: در آن نفس که بمیرم در اروزی تو باشم / بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
 elahetiri: مدّعی خواست که از بیخ کند ریشه ی ما//غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ی ما
 zhila93s: از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر // کز اثر خنده تو گلشن خندنده شدم
 ziba44: ما باده پرستان غم بیهوده نداریم /اندیشه ای از بوده و نا بوده نداریم
 abouzar800: ♥ مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید / ک حلقه ای ز سر زلف یار بگشاید ♥
 mojtaba66maleki: دوستان افسونگر حق ناشناسند ای دریغ/ دلبری بی رنگ و ریب و غمگساری ساده کو؟
 abouzar800: ♥ ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش / چرا تهی ز می خوشگوار بایستی ♥
 mojtaba66maleki: یار من پرده از چهره گشای امشب/تافلک لاف نیاید که چه ماهی دارم
 abouzar800: ♥مباش در پی آزار و هر چ خواهی کن/ک در شریعت ما غیر از این گناهی نیست♥
 abouzar800: ♥ تا ندانی ک سخن عین صوابست مگوی / و آنچه دانی ک ن نیکوش جوابست مگوی ♥
 ziba44: یارم چوقدح بدست گیرد /بازار بتان شکست گیرد
 abouzar800: ♥♥ دور از تو ماه من همه غم ها ب یکطرف / وین یکطرف ک منت دونان کشیده ام ♥♥
 ziba44: می روزی و گریه می آید مرا/ ساعتی بنشین تا باران بگذرد
 yekta11: در نهایت ،بی نهایت خفته بود / دل مردد بود وهم آشفته بود...
 502: دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را /در دا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 rozhanbahari: الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد *** مرا روزی مباد اندم که بی یاد تو بنشینم
 parvanneh: من سکوت خویش را گم کرده ام *لاجرم در این هیاهو گم شدم
 sedaf: مادرم دیده بسویت نگران است هنوز @ غم نادیدن تو بار گران است هنوز
 olivegreen97: ز سایه ئی که به خاک افکنی خوشم چکنم/همای عرش کجا و کبوتر چاهی
 AFSANEH1: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش/ میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
 zahrafalahatkar: شبروان مست ولای تو علی/ جان عالم به فدای تو علی
 AFSANEH1: یا علی گفتیم و عشق آغاز شد / یا علی گویان هنوزم عاشقیم
 sara73: میروی و گریه می اید مرا/ساعتی بنشین که باران بگذرد
 
لینک یادداشت
sedaf
sedaf دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
سلام من به خوزستان پیام من به سامانش....به بهمنشیر جوشان و به کارون خروشانش
 24hr4: شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر/ کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو
 mohammad74: و گر روم ز پیش یک دم از هواداری/// چو باد در پیش افتم چو خاک بگریزد
 سین میم صاد: دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی
 sedaf: یا رب به کریمیت که خوارم نکنی @ درمانده اهل روزگارم نکنی
 del_o_delbar: یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد // دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 جلیلی: دانمت از جنس بشر برتری / لیک ندانم بشری یا پری
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق ج
 kimia72: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 sedaf: آنکه میپنداشتم خورشیدم اوست @ آفتابی شد به بام آرزو
 جلیلی: وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی که این پاداش ما است
 parvanneh: تـا چـشم دل به طلعت آن ماه منظر است * طـالـع مـگو که چشمه خورشید خاورست
 sedaf: تیغ برانی گر به دستت داد روزگار @ هر چه می خواهی ببر اما مبر نان کسی
 جلیلی: یکی از بزرگان اهل تمیز /حکایت کند زابن عبدالعزیز
 sedaf: زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست @ بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن
 جلیلی: نمی جوئی نشان از دوستانت ‏@‏ نمی خواهی که کس جوید نشانت
 kimia7: تو و طوبی و ما و قامت یار . فکر هرکس به قدر همت اوست
 سین میم صاد: تاب بیاور مرا عشق به چنگ آمده / لشگر چشمان تو باز به جنگ آمده
 جلیلی: هان ای پسر عزیز و دلبند ‏/ بشنو ز پدر نصیحتی چند
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 takta7271: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس /که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
 kimia7: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
 جلیلی: دست در دست هم دهیم به مهر / میهن حویش را کنیم آباد
 sedaf: در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت @ واکنون شدم به مستان چون ابروی تو مائل
 kimia7: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است . وز پی دیدن او دادن جان کار من است
 جلیلی: تا به کی ای ماه من در پرده پنهان بینمت / چهره بگشا تا میان ماه تابان بینمت .
 parvanneh: تا به کی جان کندن اندر آفتاب؟ ای رنجبر! *ریختن از بهر نان از چهره آب، ای رنجبر!
 sedaf: راه تو بهر روش که پویند خوش است @ وصل تو بهر جهت که جویند خوش است
 جلیلی: تو خود گفتی که هرکس بود بیدار / در ایران می رود آخر سر دار.
 sedaf: روزها فکر من اینست و همه شبها سخنم @ که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 24hr4: محو توام چنان که ستاره به چشم صبح/ یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
 olivegreen97: ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت/وی جام بلورین که خورد باده نابت
 فاطمه: تیشه بر تن زد و پا از در شیرین نکشید / در ره عشــــــق که پادار تر از فرهاد است
 olivegreen97: تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است/خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
 sedaf: تو غره بدان مشو که می می نخوری @ صد لقمه خوری که می غلام است آن را
 24hr4: آنان که محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند
 olivegreen97: دل با امید وصل به جان خواست درد عشق/آن روز درد عشق چنین بی دوا نبود
 24hr4: در انجماد سکون پیش از آن که سنگ شوم/ مرا به هرم نفس های عشق آب کنید
 olivegreen97: در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم/پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز
 sedaf: ز این پیش نبودیم ونبود هیچ خلل @ ز این پس چو نباشیم همان خواهد بود
 olivegreen97: در بیابان عدم بی توشه رفتن مشکل است/نیستی در فکر تخم افشانی ای دهقان چرا
 vvahid: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا /به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را
 sedaf: آنان که زما دور ولی در دل و جانند @ بسسسسیار گرامی تر از آنند که دانند
 sahar6725: در منی و اینهمه ز من جدا/با منی و دیده ات بسوی غیر
 جلیلی: ره نیک مردان آزاده گیر / چو ایستاده ای دست افتاده گیر
 AFSANEH1: راه پنهانی میخانه نداند همه کس / جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
 جلیلی: روز تو یک روز به پایان رسد / موقع سرمای زمستان رسد
 PMSD: در بی خری از تو صد مرحله در پیشم//تو بی خبر از پیشی من بی خبر از پیشم
 AFSANEH1: من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
 24hr4: یا رب این آتش که در جان من است/ سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
 
لینک یادداشت
asal1371
asal1371 پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
زلف آشفته وخوی کرده و خندان لب و مست/پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

 sara73: تورا باغیر میبینم صدایم در نمی اید/دلم می سوزد و کاری زدستم بر نمی اید
 zeinabhaghi: دلم از دست بشد وصل تو ننمود جمال// دست گیرم که به هجر تو ز پا افتادم
 جلیلی: من از بیگانگان هرگز ننالم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
 sedaf: دادگرا ترا فلک جرعه کش پیاله باد @ دشمن دل سیاه تو غرقه بخون چو لااه باد
 جلیلی: دمی دادش کنار دجله یی دست / که با معشوقه پیش پای بنشست
 vvahid: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است/ای به فدای تو این چه نگاه کردن است
 sara73: تا نگرید کودک حلوا فروش/ دیگ بخشایش کجا اید به جوش
 فاطمه: شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمی / آنرا که نیست عالم غم ، نیست عالمی
 olivegreen97: یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است/سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است
 24hr4: تیر روانه می رود سوی نشانه می رود/ ما چه نشسته ایم پس شه ز شکار می رسد
 olivegreen97: دیدی که چه غافل گذرد قافله عمر/بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت
 فاطمه: تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
 sedaf: کاش از این دنیای پهناور مرا @ خلوتی در گوشه ویرانه بود
 olivegreen97: در دکان همه باده فروشان تخته است/آن که باز است همیشه در میخانه تست
 24hr4: تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی/ گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
 olivegreen97: شرم از کمند طره او داشت شهریار/روزی که سر به کوه و بیابان نهاد از او
 24hr4: وآتش چنان سوخت بال و پرت را/ که حتی ندیدیم خاکسترت را
 olivegreen97: اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری/تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم
 سین میم صاد: ما را هوای دیگر و سودای دیگریست /در این سری که بر سر زانو نهاده ایم
 24hr4: مگر سمجات پولادی مرا/ درون کوره فریاد خود مذاب کنید
 olivegreen97: دلکش آن چهره که چون لاله بر افروخته از شرم/بار دیگر به سراغ من خونین جگر آید
 AFSANEH1: دو می آمد و رخساره بر افروخته بود/ تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 جلیلی: دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند / لب من خدمت خاک کف پای تو کند
 AFSANEH1: دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی
 
لینک یادداشت
سین میم صاد
سین میم صاد دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

 gift1980: دراین سرای بی کسی کسی به در نمی زند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
 olivegreen97: دردانه ام به دامن غلطید و اشکم از شوق/لرزید چون ستاره کز باد صبحگاهی
 baran22: یک نفر آمد صدایم کرد و رفت در قفس بودم , رهایم کرد و رفت
 بیدکانی: تنگ چشمان نظر به میوه کنند /// ما تماشاکنان بستانیم
 zare62: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و درش باز کنید!
 saye: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند // و اندر ظلمت شب آب حیاتم دادند
 zare62: در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار
 olivegreen97: روی مسند حافظ شهریار بی مایه/تا کجا بیانجامد انحطاط ایرانی
 24hr4: یوسفا در چاه شاهی تو ولیک/ بی لوایی بی لوایی بی لوا
 Motahhareh: الایاایهاالساقی ادرکاساوناولها/که عشق آسان نموداول ولی افتادمشکلها
 shahla72: اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم // جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را
 roya17: امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا
 24hr4: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود/ زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
 Motahhareh: تاتوانی دلی به دست آور/دل شکستن هنرنمیباشد
 zeinabhaghi: در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن// من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
 shahla72: دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت // باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
 سین میم صاد: درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
 shahla72: دوستان در پرده می گویم سخن // گفته خواهد شد به دستان نیز هم
 zeinabhaghi: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان// هجران بلای من شد یارب بلا بگردان
 سین میم صاد: نی حدیث راه پر خون می کند / قصه های عشق مجنون می کند
 barbod: در آن دو چشم پراز گفتگو چه می بینی ؟///توهم شراب خودی هم شراب خواره ی خود
 24hr4: دوش از مسجد آمد سوی میخانه پیر ما/ چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
 shahla72: از دل تنگ گنه کار برآرم آهی // کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
 mojtaba66maleki: منم کاهی که با آهی بلرزد دامن صبرم/تویی سنگ و به طوفانها شکیبایی شکیبایی
 shahla72: یارم چو قدح به دست گیرد // بازار بتان شکست گیرد
 سین میم صاد: درد دلگیری ست درد خواستن / رفتن و بیهوده خود را کاستن
 fereaydoon: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم// دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 24hr4: ای نسیم سحری بندگی من برسان/ که فراموش نکن وقت دعای سحرم
 alonegirl: مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ /به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
 roya17: آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت.... آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
 bayan: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است// ای به فدای چشم تو این چ نگاه کردن است
 alonegirl: تهمتن بر آشفت و با توس گفت/که رهام را جام باده است جفت
 roya17: توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون.... میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم
 shahla72: من از روییدن خار سر دیوار دانستم // که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها
 24hr4: آن پریشانی شب های دراز و غم دل/ همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
 alonegirl: دلیری کجا نام او اشکبوس/ همی برخروشید بر سان کوس
 mohammad1059: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد //آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
 bayan: دل و دین به یک دیدن باختیم و خرسندیم / دل قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی؟
 roya17: یارا بهشت،صحبت یاران همدم است...دیدار یار نامناسب ،جهنم است
 سین میم صاد: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد / بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 Sufia: دانى که چنگ و عود چه تقریر میکنند/پنهان خورید باده که تعزیر میکنند""
 24hr4: در عشق تو ام نصیحت و پند چه سود؟/ زهراب چشیده ام مرا قند چه سود؟
 barbod: دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است//هرکه مارا این نصیحت می کند بی حاصل است//پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی//باز می گویم که هردعوی که کردم باطل است
 24hr4: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد/ بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
 shahla72: دی در این پیرزن عشوه گر دهر مبند // کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است
 سین میم صاد: تو دره بنفش غروبی که روز را / بر سینه می فشاری و خاموش می کنی
 جلیلی: یکی مو یه کنان با جفت خود گفت / که دیگر در کجا خواهیم شد جفت
 shahla72: تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست // من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد
 جلیلی: در دیده بجای خواب اب است مرا/ زیرا که بدیدنت شتاب است مرا
 shahla72: این که می گویند آن خوشتر ز حسن // یار ما این دارد و آن نیز هم
 del_o_delbar: محتسب در نیم‌شب جایی رسید // در بُن ِ دیوار مستی خفته دید
 parvanneh: دایـــم گـــل این بستان شـــاداب نمــــی‌مــاند* دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــی
 جلیلی: یکی از انگلستان پند گیرد / یکی با روس ها پیوند گیرد
 parvanneh: در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی *کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه میکنی
 sedaf: یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده@چشم بینا جان آگاه ودل بیمارده
 golaki62: هر کس به طریقی دل ما می شکند@بیگانه جدا دوست جدا می شکند
 sedaf: دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم @ واندرین کار دل خویش به دریا فکنم
 olivegreen97: متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان/حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 sedaf: تا کی چو یخ فسرده بودن @ درآب چو موش مرده بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 olivegreen97: نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن/سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی
 24hr4: یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی/ در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
 olivegreen97: دو شاهدند بهشتی بسوی ما نگران/به لعل و گونه گلگون بهشت لاله و سیب
 فاطمه: بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
 olivegreen97: تو میرسی به عزیزان سلام من برسان/که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست
 sedaf: ترکیب پیاله ای که در هم پیوست@ بشکستن آن روا نمی دارد مست
 olivegreen97: تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده/شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
 24hr4: سرسبزترین بهار تقدیم تو باد/ آواز خوش هزار تقدیم تو باد
 olivegreen97: دریچه های شبستان به مهر و مه بستم/بدان امید که از چشم بد نهان مانم
 AFSANEH1: منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی / هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 zahrafalahatkar: میازار موری که دانه کش است/ که جان داردو جان شیرین خوش است
 جلیلی: تیغ برنا گر بدستت داد چرخ روزگار / هر چه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
 AFSANEH1: یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/ آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود