گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
فرهاد93
فرهاد93 یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳
اه از که سخن می گویم ؟

ما بی چرا زنده گان ایم
انان به چرا مرگ خود اگاهان اند


شاملو

 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳
که ایم و کجاییم
چه میگو ییم و در چه کاریم
پاسخی کو
به انتظار پاسخی عصب می کشیم
و به لطمه پژواکی کوه وار
در هم می شکنیم

 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۳
هر دریچه نغز بر چشم انداز عقوبتی می گشاید
عشق
رطوبت چندش انگیز پلشتی است
و آسمان سر پناهی
تا به خاک بنشینی و بر سر نوشت خویش گریه ساز کنی
.
.
.
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیاز مند ترانند

 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳
مرهم زخمهای کهنه ام
کنج لبان توست
بوسه نمی خواهم
چیزی بگو...

 سارا: عالی بود....چیزی بگو....
 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
به چرک می نشیند
لبخنده را به نوار زخم بندیش ار ببندی
رهایش کن

 
لینک یادداشت
Sadjad
Sadjad شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳
مرا تو بی سببی نیستی
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه ی تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد
خوشا نظر بازی که تو آغاز می کنی!
پس پشت مردمکانت
فریاد کدام زندانی است، که آزادی را
به لبان برآماسیده ی گل سرخی پرتاب می کند؟
ورنه،
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار آفتاب نیست
نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
و دلت
کبوتر آتشی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی.

 
لینک یادداشت
یغما گلرویی
یغما گلرویی پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
سلام اه خدا شاملوی بزرگ را یافتم من ادمین پسج یغما گلرویی هستم
 
لینک یادداشت
nik
nik یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۲
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود...
 
لینک یادداشت
barfetabestanie
barfetabestanie پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
هیچ یک با هم سخنی نگفتند...
نه میزبان و
نه میهمان و
نه گل های داوودی....
شعره ژاپنی ای که شاملو در مصاحبه ای میگفت برای اولین بار بیشترین تاثیر شعری رو بر او گذاشته...
یادش ماندگار


 
لینک یادداشت
حسین شیبانی
حسین شیبانی چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲
بر زمینه ی سُربی ِ صبح

سوار

خاموش ایستاده است

و یال ِ بلند ِ اسبش در باد

پریشان می شود.

 

خدایا خدایا

سواران نباید ایستاده باشند

هنگامی که

حادثه اخطار می شود.

 

کنار ِ پرچین ِ سوخته

دختر

خاموش ایستاده است

و دامن ِ نازکش در باد

تکان می خورد.

 

خدایا خدایا

دختران نباید خاموش بمانند

هنگامی که مردان

نومید و خسته

پیر می شوند.