گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
marzi9833
marzi9833 شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲
کیستی که من اینگونه به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم و

بر زانوی تو اینچنین به خواب می روم

کیستی که من این گونه به جد


در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم!


 keivan71: تصویر زیبا..
 abed: واقعا زیبا بود...
 
لینک یادداشت
malihe886
malihe886 یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۲
می دانی؟



یک وقت هایی باید


رویِ یک تکه کاغذ بنویسی


تعطیل است



و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت


... ... باید به خودت استراحت بدهی


دراز بکشی


دست هایت را زیر سرت بگذاری


به آسمان خیره شوی


و بی خیال سوت بزنی


در دلت بخندی به تمام افکاری که


پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند


آن وقت با خودت بگویی:


بگذار منتظر بمانند.

 keivan71: از حسین پناهی
 abed: واقعا قشنگ بود،سپاس!
 
لینک یادداشت
Sadjad
Sadjad شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳
مرا تو بی سببی نیستی
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه ی تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد
خوشا نظر بازی که تو آغاز می کنی!
پس پشت مردمکانت
فریاد کدام زندانی است، که آزادی را
به لبان برآماسیده ی گل سرخی پرتاب می کند؟
ورنه،
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار آفتاب نیست
نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
و دلت
کبوتر آتشی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی.

 abed: قشنگ بود
 
لینک یادداشت
حسین شیبانی
حسین شیبانی یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

 هدیه: 2020
 abed: عالی....
 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۳
هر دریچه نغز بر چشم انداز عقوبتی می گشاید
عشق
رطوبت چندش انگیز پلشتی است
و آسمان سر پناهی
تا به خاک بنشینی و بر سر نوشت خویش گریه ساز کنی
.
.
.
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیاز مند ترانند

 abed: خیلی قشنگ بود...
 
لینک یادداشت
mohasel90
mohasel90 جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳
که ایم و کجاییم
چه میگو ییم و در چه کاریم
پاسخی کو
به انتظار پاسخی عصب می کشیم
و به لطمه پژواکی کوه وار
در هم می شکنیم

 abed: قشنگ بود...
 
لینک یادداشت
malihe3232
malihe3232 شنبه ۶ دی ۱۳۹۳
سلام! متنی که امروز واستون گذاشتم قسمتی از وصیت نامه ی گابریل گارسیا مارکز هست که به نظرم یه شاهکاره :
اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی، فردایت مثل امروز خواهد بود و روزت با اهمیت نخواهد گشت. …
❤💞❤💞❤💞❤😍


 بهاره: درود.......
 reza: بسیار زیبابود
 abed: عاااااااااااالی...
 
لینک یادداشت
malihe3232
malihe3232 چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳
بسیار زیبا از مرحوم احمد شاملو:

سر بر شانه خدا بگذار
تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی
و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق، انسان بودن ماست
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احســاس
کار هر کسی نیست!!!‌

 abed: عاشق این سخن شاملوم،ممنون!!!!!
 
لینک یادداشت
malihe3232
malihe3232 جمعه ۵ دی ۱۳۹۳
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد ! کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار میـــــــــــــله ها با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد...
 ParisaTaheri: بسیار زیبا...درود
 ایشتار: درود
 
لینک یادداشت
barfetabestanie
barfetabestanie پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
هیچ یک با هم سخنی نگفتند...
نه میزبان و
نه میهمان و
نه گل های داوودی....
شعره ژاپنی ای که شاملو در مصاحبه ای میگفت برای اولین بار بیشترین تاثیر شعری رو بر او گذاشته...
یادش ماندگار


 malihe3232: ببگ لایککک
 malihe3232: ببگ لایککک
 ParisaTaheri: دروددددد