گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
metronom
metronom چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲

پنج وارونه چه معنا دارد؟


خواهر کوچکم از من پرسید:پنج وارونه چه معنا دارد؟ ...

من به او خندیدم, گفت: روی دیوارو درختان دیدم

بازهم خندیدم
گفت: دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه

پنج وارونه به مینو می داد

آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید, بغلش کردم و
بوسیدم و با خود گفتم:

بعد ها وقتی سقف کوتاه دلت لرزید بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد...؟

<<سهراب سپهری>>



 marall: عالی.......................!!!!!!!!!!!
 sinax2: این نوشته رو من جند بار ارسال کردم ولی بازم شما هستید زیباس
 metronom: سپاس مارال جان.............................
 metronom: sinax2تشکر ازحضورتون.............
 rosa (رزا): بسیار زیبا
 Mahsa1218: 5وارونه:ویرانی دل
 عطر تاریکی: این سهراب عجب کسی بود....با عددها...هم مثل گل برخورد میکرد...یادش گرامی
 metronom: rosa (رزا) ممنون از حضورت دوست خوبم.........................
 metronom: Mahsa1218سپاس از حضورت دوست عزیز...................
 metronom: za15154432 آری دوست محترم یادشان همیشه گرامی باد.................انسان بودباروحی زیبا وبزرگ.......وزندگی زیباتر..............سپاس از حضورتون..............
 hadi63: واقعا آروم میکنه آدم رو .... سپاس
 mahtaban: خیلی زیبااااااااااااا
 metronom: hadi63 خواهش میکنم دوست عزیز..................سپاس از حضور زیباتون........................
 metronom: mahtabanعزیز...............ممنون ار حضورقشنگت .............
 
لینک یادداشت
hadi63
hadi63 شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲

هی فلانی...
گم شده ای یا گم شده ای داری؟

پی پیدا شدنت یا شدنش

پی آواز سکوت

پی ردپای بی نشان این غریبه آشنا بگرد

شاید به یقین

پشت دریا ، روی ساحل

در همان شهر خیال سهراب

خود سهراب منتظر است

تا تو خود بگشایی پنجره را رو به تجلی

و در آنجاست که خواهی فهمید

خانه دوست کجاست...
هادی الفتی


 malihe886: زیباست
 hadi63: ممنونم.
 
لینک یادداشت
aliafshar32
aliafshar32 شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
سلام یه تازه وارد به همه
تقدیم شما این دلنوشته
.
.
.
تو به اندازه فهمیدن گل زیبایی

و به اندازه این صفحه،سفید

و به اندازه سطری که همینجاست

عجیبی تو، عجیب...

یاد ده سالگی سیب بخیر

یاد افتادن از الوچه

باغ هم می فهمید دوستش خوشحال است

هی خوش امد می گفت، میخندید

با نسیمش دیده بوسی می کرد

رود با خاک عروسی می کرد

من به اندازه یک خواب در اعماااق زمستان، سنگین

مثل آواز سکوتی رنگین

همه ذهن تو را پرکردم

و به دنبال هوای نفست می گردم.

باز فصل گل گیلاس رسید

زاغ از شاخه انگور پرید

خبر تلخ مرا باغ شنید

پشت بر کٌنده گردو دادم

و به روی چمن سرد فرو افتادم

من به اندازه فهمیدن گل، پژمردم

باز با هر نفسم اسم تورا می بردم

وبه اندازه سطری که همین جاست، عجیبی تو

عجیب!

 hadi63: با سلام و عرض خیر مقدم لذت میبرم از خوندن دلنوشته بسیار زیباتون
 
لینک یادداشت
hadi63
hadi63 شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
به دل سنگ ولی تنگ شده
خبر هجرتی دیگر دادم
خبر هجرت از اعماق دل تاریکی
به بلندای سکوتی که پر از آگاهی ست
رفتنی توام با بیداری
گم شدن، گم شدن اجباری
به جهانی که پر از تنهاییست
به مکانی که نبودن به توان ابدیت
ضرب در جمع تمام لحظات
میشود پیدایی
هجرتم بی نیازاست به بال
بی نیاز قایق، بی نیاز همراه
میروم پس هستم
این سفر به تو تقدیم شد ای دل
تا که این بار به اجبار غرور
آنقدر زیر باران تحیر بروی
تا که جز چشم
بشوید هستیت را باران
تا بدانی نیستنت هستی توست
.....
هادی الفتی


 metronom: زیباااااااااااااااااااااا بود بسیارررررررررررررررر.......................عالی دوست عزیز لذت بردم......
 hadi63: سلام. ممنون نظر لطف شماست.
 
لینک یادداشت
عطر تاریکی
عطر تاریکی چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
مادرم میگوید...
روشنی آب را باور کن...
ومن به این می اندیشم...
که چرا سهراب
گفت: آب را لگد مال نکنیم.


 عطر تاریکی: شعرها ونوشته های کوتاه از دل بی صدایم است ...ایده هایتان کمکم میکند
 
لینک یادداشت
افسانه زنی ازدیارسبز
افسانه زنی ازدیارسبز جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
عصر
چند عدد سار
دور شدند از مدارِ حافظه ی کاج

 
لینک یادداشت
عطر تاریکی
عطر تاریکی چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
سهراب نامور رقص تپش پنجره هاست....سهراب تکه ای از آسمان ابدیت به بلندای وجود....سهراب عاشق خسته دل است.........می دانی سهراب.. قطره ای از آسمان بود که چکید ناگهان عاشق شد بر آب پیوست...بر قایقی آسوده...بر دیار دل پرواز کرد ....او رفت ومن وتو درگیریم ....درگیر جای پایی که برآسمان حک کرده است...
سهراب عاشق خسته دل بود و پرید...عاشق پنجره ها ....عاشقانه تراوید به برگ گل ها
سهراب را به خاطر بسپار....آسمان را بر قلبت نقش کن....اسمانی باش ای دوست


 عطر تاریکی: شعرها ونوشته های کوتاه از دل بی صدایم است ...ایده هایتان کمکم میکند...بی نام
 metronom: عالییییییییییییی............ آری سهراب...............من همیشه تحسینش میکنم....مرسی دوست محترم...
 fereshte1: اینو واقعا خودت گفتی؟با احساس
 kastro: وقتی تو نیستی زا ............چه بگویم
 pooriya58: تشکر
 golbargeziba: واقعا معرکه بود....... حس قشنگت رو فوق العاده بیان کرده بودی.لذت بردم
 عطر تاریکی: ممنون از همگی...
 
لینک یادداشت
Nastaran88
Nastaran88 پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲
هر کجا هستم ، باشم ،

آسمان مال من است .

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

*****

من نمی دانم

که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است ،

کبوتر زیباست .

و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید

واژه را باید شست .

واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد

چتر را باید بست ،

زیر باران باید رفت .

فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد .

با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت .

دوست را ، زیر باران باید جست .

زیر باران باید با زن خوابید .

زیر باران باید بازی کرد .

زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد . نیلوفر کاشت ، زندگی تر شدن پی درپی،

زندگی آب تنی کردن در حوضچه (( اکنون )) است .

 عطر تاریکی: به به.........
 fereshte1: خیلی عالیه
 kastro: به به
 metronom: عالیییییییییییییییییی.............سهراب همیشه عالی مرسی دوست عزیز...
 
لینک یادداشت
keivan71
keivan71 یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲
چه درونم تنهاست..
 metronom: آری .................................. چقدرررررررررررررررررررررررررررر درونم تنهاست.........................
 fereshte1: عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
 
لینک یادداشت
Nazgol91
Nazgol91 چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است